خانواده

نسبت‌ها، و آن beau- که دو معنی داردA1

این صفحه را دک کن۶۳ کارت آماده — با تلفظ و معنی

در یک خط

beau-père هم یعنی پدرزن، هم پدرخوانده — و کلِ نظامِ نسبت‌های فرانسه با همین پیشوند ساخته می‌شود.

اسم‌ها

خانواده‌ی نزدیک

فرانسهتلفظفارسیسطح
la famille/fa.mij/خانوادهA1
les parents (م.ج)/pa.ʁɑ̃/والدینA1
le père/pɛʁ/پدرA1
la mère/mɛʁ/مادرA1
le fils/fis/پسر (فرزند)A1
la fille/fij/دخترA1
le frère/fʁɛʁ/برادرA1
la sœur/sœʁ/خواهرA1
l'enfant (م)/ɑ̃.fɑ̃/بچهA1
le bébé/be.be/نوزادA1
le mari/ma.ʁi/شوهرA1
la femme/fam/زن، همسرA1
l'époux
l'épouse
/e.pu/ · /e.puz/همسر (رسمی)B1

le fils /fis/ خوانده می‌شود — آن l خوانده نمی‌شود و s خوانده می‌شود. برعکسِ انتظار.

la femme /fam/ است، نه /fɛm/ — یکی از معدود کلمه‌هایی که emme در آن صدای /am/ می‌دهد.

نسل‌های دیگر

فرانسهتلفظفارسی
le grand-père/ɡʁɑ̃ pɛʁ/پدربزرگ
la grand-mère/ɡʁɑ̃ mɛʁ/مادربزرگ
les grands-parents/ɡʁɑ̃ pa.ʁɑ̃/پدربزرگ و مادربزرگ
le petit-fils/pə.ti fis/نوه (پسر)
la petite-fille/pə.tit fij/نوه (دختر)
les petits-enfants/pə.ti.z‿ɑ̃.fɑ̃/نوه‌ها
l'oncle (م)/ɔ̃kl/عمو، دایی
la tante/tɑ̃t/عمه، خاله
le cousin
la cousine
/ku.zɛ̃/ · /ku.zin/پسرعمو، دخترعمو
le neveu/nə.vø/برادرزاده، خواهرزاده (پسر)
la nièce/njɛs/برادرزاده، خواهرزاده (دختر)

فرانسه بین عمو و دایی فرق نمی‌گذارد — هر دو oncle. اگر لازم باشد اضافه می‌کنند: mon oncle paternel / maternel.

با ازدواج — پیشوند beau- و belle-

فرانسهتلفظفارسی
le beau-père/bo pɛʁ/پدرزن، پدرشوهر — یا ناپدری
la belle-mère/bɛl mɛʁ/مادرزن، مادرشوهر — یا نامادری
le beau-frère/bo fʁɛʁ/برادرزن، برادرشوهر، شوهرخواهر
la belle-sœur/bɛl sœʁ/خواهرزن، خواهرشوهر، زن‌برادر
le beau-fils
le gendre
/bo.fis/ · /ʒɑ̃dʁ/داماد
la belle-fille
la bru
/bɛl.fij/ · /bʁy/عروس
les beaux-parents/bo pa.ʁɑ̃/پدر و مادرِ همسر
le demi-frère/də.mi fʁɛʁ/برادر ناتنی
la demi-sœur/də.mi sœʁ/خواهر ناتنی

beau-père واقعاً دو معنی دارد و فرانسه ابهامش را نمی‌شکند. از بافت فهمیده می‌شود.

فعل‌های این حوزه

فعلتلفظمعنی
se marier avec/sə ma.ʁje/ازدواج کردن با
épouser/e.pu.ze/به همسری گرفتن
divorcer de/di.vɔʁ.se də/طلاق گرفتن از
avoir des enfants/a.vwaʁ dez ɑ̃.fɑ̃/بچه داشتن
élever/el.ve/بزرگ کردن
s'occuper de/sɔ.ky.pe də/مراقبت کردن از
ressembler à/ʁə.sɑ̃.ble a/شبیه بودن به
s'entendre avec/sɑ̃.tɑ̃dʁ/با کسی کنار آمدن
rendre visite à/ʁɑ̃dʁ vi.zit/به دیدنِ کسی رفتن
attendre un enfant/a.tɑ̃dʁ œ̃n ɑ̃.fɑ̃/باردار بودن

صفت‌ها

مذکرمؤنثمعنی
aîné /ɛ.ne/aînée /ɛ.ne/بزرگ‌تر (فرزند)
cadet /ka.dɛ/cadette /ka.dɛt/کوچک‌تر
unique /y.nik/unique /y.nik/تک (فرزند)
jumeau /ʒy.mo/jumelle /ʒy.mɛl/دوقلو
adoptif /a.dɔp.tif/adoptive /a.dɔp.tiv/خوانده
proche /pʁɔʃ/proche /pʁɔʃ/نزدیک
éloigné /e.lwa.ɲe/éloignée /e.lwa.ɲe/دور
nombreux /nɔ̃.bʁø/nombreuse /nɔ̃.bʁøz/پرجمعیت

عبارت‌های ثابت

فرانسهتلفظمعنی
Vous avez des enfants ?/vuz a.ve dez ɑ̃.fɑ̃/بچه دارید؟
Je suis fils unique./ʒə sɥi fis y.nik/تک‌فرزندم
une famille nombreuse/fa.mij nɔ̃.bʁøz/خانواده‌ی پرجمعیت
Il ressemble à son père./il ʁə.sɑ̃bl a sɔ̃ pɛʁ/شبیه پدرش است
Je m'entends bien avec…/ʒə mɑ̃.tɑ̃ bjɛ̃n a.vɛk/با … خوب کنار می‌آیم
mon frère aîné/mɔ̃ fʁɛʁ ɛ.ne/برادر بزرگ‌ترم
de la part de/də la paʁ də/از طرفِ
côté paternel/ko.te pa.tɛʁ.nɛl/از طرف پدری
l'arbre généalogique/aʁbʁ ʒe.ne.a.lɔ.ʒik/شجره‌نامه

تله‌ها

تلهتوضیح
le fils /fis/l خوانده نمی‌شود، s خوانده می‌شود. les fils هم /le fis/ — مفرد و جمع یکسان.
la femme /fam/یکی از معدود کلمه‌هایی که emme در آن صدای /am/ می‌دهد.
les parents دو معنی دارد«والدین» و «خویشاوندان». معمولاً والدین.
beau- هم ازدواج است هم ناتنیفرانسه این دو را جدا نمی‌کند.
grand-mère بدون egrand، نه grande — یک بازمانده‌ی تاریخی. در noms-composes.
enfant مذکر است حتی برای دخترun enfant — ولی صفتش می‌تواند مؤنث شود: une enfant sage.
ma femme یعنی همسرمune femme یعنی یک زن. حرف تعریف معنی را عوض می‌کند.

چرا فرانسه نسبت‌ها را کم تفکیک می‌کند

هر زبانی آنچه برایش مهم است را تفکیک می‌کند

فارسی برای خواهر و برادرِ پدر و مادر چهار کلمه دارد: عمو، دایی، عمه، خاله.

فرانسه دو تا: oncle, tante.

و انگلیسی هم دو تا: uncle, aunt.

این تفاوت اتفاقی نیست. در جامعه‌هایی که خویشاوندیِ پدری و مادری نقش‌های متفاوتی داشته — در ارث، در ازدواج، در تعهد — زبان آن‌ها را تفکیک کرده.

و برعکس: فرانسه چیزهایی را تفکیک می‌کند که فارسی نمی‌کند.

فرانسهفارسیتلفظ
cousin / cousineپسرعمو و دخترعمو — جنسیت/ku.zɛ̃/ · /ku.zin/
neveu / nièceبرادرزاده — جنسیت/nə.vø/ · /njɛs/
aîné / cadetترتیبِ تولد، یک کلمه/ɛ.ne/ · /ka.dɛ/

نکته‌ی عملی: وقتی می‌خواهی «دایی» بگویی، دنبالِ معادلِ دقیق نگرد. mon oncle بگو، و اگر مهم بود اضافه کن: le frère de ma mère.

همین برای «عروس» و «داماد»: belle-fille و beau-fils عمومی‌اند؛ bru و gendre دقیق‌ترند ولی رسمی و کم‌کاربرد.

مرتبط