بدن

و آن حرف تعریفی که جای صفت ملکی می‌نشیندA1

این صفحه را دک کن۶۳ کارت آماده — با تلفظ و معنی

در یک خط

با اعضای بدن، فرانسه حرف تعریف می‌گذارد نه صفت ملکی: Je me lave les mains — و درد با avoir mal à گفته می‌شود.

اسم‌ها

سر و صورت

فرانسهتلفظفارسی
la tête/tɛt/سر
le visage/vi.zaʒ/صورت
les cheveux (م.ج)/ʃə.vø/مو
l'œil (م)
les yeux
/œj/ · /jø/چشم · چشم‌ها
le nez/ne/بینی
la bouche/buʃ/دهان
la dent/dɑ̃/دندان
la langue/lɑ̃ɡ/زبان
l'oreille (ث)/ɔ.ʁɛj/گوش
la joue/ʒu/گونه
le menton/mɑ̃.tɔ̃/چانه
le front/fʁɔ̃/پیشانی
le cou/ku/گردن

l'œil → les yeux — جمعِ کاملاً بی‌قاعده. یکی از معدود کلماتی که ریشه‌اش در جمع عوض می‌شود.

تنه و اندام

فرانسهتلفظفارسی
le corps/kɔʁ/بدن
le dos/do/پشت
la poitrine/pwa.tʁin/سینه
le ventre/vɑ̃tʁ/شکم
l'épaule (ث)/e.pol/شانه
le bras/bʁa/بازو
le coude/kud/آرنج
la main/mɛ̃/دست
le doigt/dwa/انگشت
la jambe/ʒɑ̃b/پا (ساق)
le genou/ʒə.nu/زانو
le pied/pje/پا (کف)
la cheville/ʃə.vij/مچ پا
le cœur/kœʁ/قلب
l'estomac (م)/ɛs.tɔ.ma/معده
le sang/sɑ̃/خون
la peau/po/پوست
l'os (م)/ɔs/ · جمع /o/استخوان

genou جمعش genoux است — با x. مثل bijou, caillou, chou, hibou, joujou, pou. هفت کلمه، همه با x.

فعل‌های این حوزه

فعلتلفظمعنی
avoir mal à/a.vwaʁ mal a/درد داشتن در
se laver/sə la.ve/شستن خود
se brosser/sə bʁɔ.se/مسواک زدن، شانه زدن
se coiffer/sə kwa.fe/موها را درست کردن
se casser/sə kɑ.se/شکستن (عضو خود)
se blesser/sə blɛ.se/زخمی شدن
bouger/bu.ʒe/تکان دادن
respirer/ʁɛs.pi.ʁe/نفس کشیدن
saigner/sɛ.ɲe/خون آمدن
grandir/ɡʁɑ̃.diʁ/قد کشیدن

صفت‌ها

مذکرمؤنثمعنی
grand /ɡʁɑ̃/grande /ɡʁɑ̃d/قدبلند
petit /pə.ti/petite /pə.tit/کوتاه
gros /ɡʁo/grosse /ɡʁos/چاق
mince /mɛ̃s/mince /mɛ̃s/لاغر
fort /fɔʁ/forte /fɔʁt/قوی
faible /fɛbl/faible /fɛbl/ضعیف
blessé /blɛ.se/blessée /blɛ.se/زخمی
cassé /ka.se/cassée /ka.se/شکسته
gauche /ɡoʃ/gauche /ɡoʃ/چپ
droit /dʁwa/droite /dʁwat/راست

عبارت‌های ثابت

فرانسهتلفظمعنی
J'ai mal à la tête./ʒe mal a la tɛt/سرم درد می‌کند
J'ai mal au ventre./ʒe mal o vɑ̃tʁ/شکمم درد می‌کند
J'ai mal aux dents./ʒe mal o dɑ̃/دندانم درد می‌کند
Je me suis cassé le bras./ʒə mə sɥi ka.se lə bʁa/دستم شکست
Je me lave les mains./ʒə mə lav le mɛ̃/دست‌هایم را می‌شویم
avoir les cheveux longs/a.vwaʁ le ʃə.vø lɔ̃/موی بلند داشتن
avoir les yeux bleus/a.vwaʁ le.z‿jø blø/چشم آبی داشتن
à la main/a la mɛ̃/با دست
à pied/a pje/پیاده
de la tête aux pieds/də la tɛt o pje/از سر تا پا
donner un coup de main/dɔ.ne œ̃ ku də mɛ̃/کمک کردن

تله‌ها

تلهتوضیح
حرف تعریف، نه صفت ملکیJe me lave les mains نه mes mains. مالکیت از فعلِ ضمیری می‌آید.
avoir mal à با ادغامmal au ventre
mal aux dents
mal à la tête.
les yeux جمعِ l'œilهیچ ارتباطِ ظاهری با مفردش ندارد.
le cheveu مفرد یعنی یک تارِ موبرای مو به‌طور کلی همیشه les cheveux جمع.
l'os /ɔs/ ولی les os /o/s در جمع خوانده نمی‌شود.
la jambe و le pied دو چیزندla jambe کلِ پا از ران تا مچ، le pied از مچ به پایین. فارسی هر دو را «پا» می‌گوید.
se casser le bras، نه son brasو شکلِ سوم (اسم مفعول) مطابقت نمی‌کند: Elle s'est cassé le bras. در accord-pronominaux.

چرا حرف تعریف جای صفت ملکی می‌نشیند

چون مالکیت از قبل روشن است

در فرانسه، وقتی رابطه‌ی مالکیت بدیهی باشد، صفت ملکی زائد شمرده می‌شود.

و هیچ چیز بدیهی‌تر از این نیست که دست‌های آدم مالِ خودش است.

فارسیفرانسهتلفظ
دستهایم را می‌شویمJe me lave les mains./ʒə mə lav le mɛ̃/
سرم درد می‌کندJ'ai mal à la tête./ʒe mal a la tɛt/
چشمهایش را باز کردIl a ouvert les yeux./il a u.vɛʁ le.z‿jø/

مالکیت کجا رفت؟ به فعل. آن me در je me lave می‌گوید که دست‌ها مالِ من است.

و در جمله‌های بدونِ فعلِ ضمیری، از فاعل فهمیده می‌شود: J'ai mal à la tête — سرِ کی؟ معلوم است، سرِ من.

استثنا: وقتی صفت بیاید، ملکی برمی‌گردد.

تلفظ
Il a ouvert les yeux.معمولی/il a u.vɛʁ le.z‿jø/
Ses grands yeux bleus…با صفت — توصیف است، نه عمل/se ɡʁɑ̃.z‿jø blø/

نکته‌ی عملی: هر بار خواستی درباره‌ی بدنت حرف بزنی، اول me/te/se بگذار، بعد حرف تعریف. این تقریباً همیشه درست است.

مرتبط