در یک خط
منبع را جلوی جمله بگذار (
selon…·d'après…) و فعل را شرطی کن. فعلِ شرطی اینجا یعنی «این را آنها میگویند، نه من» — همان «ظاهراً» و «گفته میشود»ِ فارسی، ولی داخلِ خودِ فعل.
فرمهای این صفحه
| فرم | یعنی | تلفظ |
|---|---|---|
il démissionnerait | ظاهراً استعفا میدهد — خبرِ حال یا آینده، تأییدنشده | /il de.mi.sjɔn.ʁɛ/ |
il aurait démissionné | ظاهراً استعفا داده — خبرِ گذشته، تأییدنشده | /il o.ʁɛ de.mi.sjɔ.ne/ |
عملیات — سه قدم
| جمله | تلفظ | |
|---|---|---|
| ۱. خبر را عادی بساز | Le maire démissionne. — شهردار استعفا میدهد | /lə mɛʁ de.mi.sjɔn/ |
| ۲. منبع را جلویش بگذار | Selon la radio, le maire démissionne. — به گفتهی رادیو، شهردار استعفا میدهد | /sə.lɔ̃ la ʁa.djo lə mɛʁ de.mi.sjɔn/ |
| ۳. فعل را شرطی کن | Selon la radio, le maire démissionnerait. — به گفتهی رادیو، ظاهراً شهردار استعفا میدهد | /sə.lɔ̃ la ʁa.djo lə mɛʁ de.mi.sjɔn.ʁɛ/ |
قدمِ ۲ به ۳ تنها تغییر است:
démissionne←démissionnerait. هیچ کلمهی تازهای اضافه نشد، فقط فعل عوض شد — و همین «من تأییدش نمیکنم» را میگوید.
جدول — کدام شرطی
فقط یک سؤال: خبر دربارهی چیزی است که الان/بعداً هست، یا چیزی که قبلاً شده؟
| خبر دربارهی | فرم | مثال | تلفظ |
|---|---|---|---|
| حال یا آینده | شرطیِ حال (conditionnel-present) | Le maire démissionnerait. — ظاهراً شهردار استعفا میدهد | /lə mɛʁ de.mi.sjɔn.ʁɛ/ |
گذشته، با avoir | شرطیِ گذشته (conditionnel-passe) | L'accident aurait fait trois blessés. — گفته میشود تصادف سه زخمی داشته | /lak.si.dɑ̃ o.ʁɛ fɛ tʁwa blɛ.se/ |
گذشته، با être | شرطیِ گذشته | Le voleur serait entré par la fenêtre. — ظاهراً دزد از پنجره وارد شده | /lə vɔ.lœʁ sə.ʁɛ.t‿ɑ̃.tʁe paʁ la fə.nɛtʁ/ |
| گذشته، مجهول | شرطیِ گذشته + été | Deux personnes auraient été blessées. — گفته میشود دو نفر زخمی شدهاند | /dø pɛʁ.sɔn o.ʁɛ.t‿e.te blɛ.se/ |
| «بوده / وجود داشته» | il y aurait il y aurait eu | Il y aurait eu dix blessés. — گفته میشود ده زخمی بوده | /il i o.ʁɛ.t‿y di blɛ.se/ |
ساختِ خودِ فرمها چیزِ تازهای نیست — همان شرطیِ حال و گذشته است. تازگیِ این صفحه فقط معنی است.
فارسی قید میگذارد، فرانسه فعل را عوض میکند
فارسیِ خبری فعل را دست نمیزند و یک کلمه جلویش میگذارد: «ظاهراً»، «گفته میشود»، «به گزارشِ…». فرانسه آن کلمه را لازم ندارد — کارش را فعل میکند:
| فارسی | فرانسه | تلفظ |
|---|---|---|
| ظاهراً دزد از پنجره آمده. | Le voleur serait entré par la fenêtre. | /lə vɔ.lœʁ sə.ʁɛ.t‿ɑ̃.tʁe paʁ la fə.nɛtʁ/ |
| گفته میشود هزینهها دو برابر شده. | Les coûts auraient doublé. | /le ku o.ʁɛ du.ble/ |
| به گزارشِ پلیس، ده نفر بازداشت شدهاند. | Selon la police, dix personnes auraient été arrêtées. | /sə.lɔ̃ la pɔ.lis di pɛʁ.sɔn o.ʁɛ.t‿e.te a.ʁɛ.te/ |
راهِ فارسی هم در فرانسه هست:
Apparemment, le voleur est entré par la fenêtre./a.pa.ʁa.mɑ̃ lə vɔ.lœʁ ɛ.t‿ɑ̃.tʁe paʁ la fə.nɛtʁ/ — قید + فعلِ عادی. درست است، ولی در روزنامه و رادیو تقریباً همیشه راهِ شرطی را میشنوی. پس برای نوشتن هر دو را داری؛ برای خواندن باید شرطی را بشناسی.
نشانهها — کجا منتظرش باشی
| نشانه | یعنی | تلفظ |
|---|---|---|
selon | به گفتهی · طبقِ | /sə.lɔ̃/ |
d'après | به گزارشِ · بنا بر | /da.pʁɛ/ |
à en croire le journal | اگر حرفِ روزنامه را باور کنیم | /a ɑ̃ kʁwaʁ lə ʒuʁ.nal/ |
de source sûre | از منبعِ موثق | /də suʁs syʁ/ |
sous réserve de confirmation | تا وقتی تأیید شود | /su ʁe.zɛʁv də kɔ̃.fiʁ.ma.sjɔ̃/ |
il semblerait que | ظاهراً چنین است که | /il sɑ̃.blə.ʁɛ kə/ |
منبع همیشه در همان جمله نیست. تیترِ
Le ministre aurait été informé à l'avance.هیچselonی ندارد — خودِauraitکافی است.
مرز — شرطیای که خبری نیست
یک فعلِ -rait چهار کار میکند. قبل از ترجمه، این سه چیز را در جمله نگاه کن:
| در جمله چه هست؟ | کاربرد | مثال | تلفظ |
|---|---|---|---|
si | فرض — «اگر… میکرد» | Si le maire démissionnait, la ville voterait. — اگر شهردار استعفا میداد، شهر رأی میداد | /si lə mɛʁ de.mi.sjɔ.nɛ la vil vɔ.tʁɛ/ |
dire que در گذشته | آینده در گذشته — «گفت که… میدهد» | Il a dit qu'il démissionnerait. — گفت که استعفا میدهد | /i.l‿a di kil de.mi.sjɔn.ʁɛ/ |
je voudrais pourriez-vous | ادب | Je voudrais un café. — یک قهوه میخواستم | /ʒə vu.dʁɛ.z‿œ̃ ka.fe/ |
| هیچکدام — خبر، تیتر، منبع | خبرِ تأییدنشده | Le maire démissionnerait. — ظاهراً شهردار استعفا میدهد | /lə mɛʁ de.mi.sjɔn.ʁɛ/ |
سطرِ دوم و چهارم را کنارِ هم ببین:
Il a dit qu'il démissionneraitیعنی خودش گفته — منبع خودِ اوست و خبر از دهانِ او نقل شده.Le maire démissionneraitبدونdireیعنی کسی این را میگوید و روزنامه مسئولیتش را نمیپذیرد.
اگر منبع را قبول داری، اخباری بنویس:
| معنی | تلفظ | |
|---|---|---|
Selon l'étude, les écrans nuisent au sommeil. | طبقِ پژوهش، صفحهها به خواب آسیب میزنند — نویسنده قبولش دارد | /sə.lɔ̃ le.tyd le.z‿e.kʁɑ̃ nɥiz o sɔ.mɛj/ |
Selon l'étude, les écrans nuiraient au sommeil. | طبقِ پژوهش، ظاهراً آسیب میزنند — نویسنده فاصله میگیرد | /sə.lɔ̃ le.tyd le.z‿e.kʁɑ̃ nɥi.ʁɛ o sɔ.mɛj/ |
کجا در آزمون
- خواندن و شنیدن (TCF Canada): خبرِ کوتاه، گزارشِ رادیو. سؤال گاهی دقیقاً همین را میپرسد: خبر قطعی است یا هنوز تأیید نشده؟ جوابش در
auraitاست، نه در کلمهای دیگر. - نوشتن، تکلیفِ ۳: وقتی رقم یا ادعای یکی از دو متن را نقل میکنی و نمیخواهی آن را نظرِ خودت جا بزنی:
| معنی | تلفظ | |
|---|---|---|
D'après le premier document, la gratuité des transports aurait augmenté la fréquentation. | طبقِ متنِ اول، رایگانشدنِ حملونقل ظاهراً مسافران را بیشتر کرده | /da.pʁɛ lə pʁə.mje dɔ.ky.mɑ̃ la ɡʁa.tɥi.te de tʁɑ̃s.pɔʁ o.ʁɛ.t‿ɔɡ.mɑ̃.te la fʁe.kɑ̃.ta.sjɔ̃/ |
مثالها
| فارسی | فرانسه | تلفظ |
|---|---|---|
| به گفتهی رادیو، ظاهراً اعتصاب تا دوشنبه ادامه دارد. | Selon la radio, la grève durerait jusqu'à lundi. | /sə.lɔ̃ la ʁa.djo la ɡʁɛv dyʁ.ʁɛ ʒys.ka lœ̃.di/ |
| به گفتهی پلیس، دزد ظاهراً از پنجره وارد شده. | D'après la police, le voleur serait entré par la fenêtre. | /da.pʁɛ la pɔ.lis lə vɔ.lœʁ sə.ʁɛ.t‿ɑ̃.tʁe paʁ la fə.nɛtʁ/ |
| گفته میشود آتشسوزی سه خانه را نابود کرده. | L'incendie aurait détruit trois maisons. | /lɛ̃.sɑ̃.di o.ʁɛ de.tʁɥi tʁwa mɛ.zɔ̃/ |
| طبقِ یک پژوهش، ظاهراً صفحهها به خواب آسیب میزنند. | Selon une étude, les écrans nuiraient au sommeil. | /sə.lɔ̃ y.n‿e.tyd le.z‿e.kʁɑ̃ nɥi.ʁɛ o sɔ.mɛj/ |
| به گزارشِ روزنامه، اجارهها در ونکوور ظاهراً هشت درصد بالا رفته. | D'après le journal, les loyers auraient augmenté de huit pour cent à Vancouver. | /da.pʁɛ lə ʒuʁ.nal le lwa.je o.ʁɛ.t‿ɔɡ.mɑ̃.te də ɥi puʁ sɑ̃ a vɑ̃.ku.vɛʁ/ |
| گفته میشود ده زخمی بوده. | Il y aurait eu dix blessés. | /il i o.ʁɛ.t‿y di blɛ.se/ |
| ظاهراً دو کارمند اخراج شدهاند. | Deux employés auraient été licenciés. | /dø.z‿ɑ̃.plwa.je o.ʁɛ.t‿e.te li.sɑ̃.sje/ |
| به گفتهی شهرداری، پلِ جدید ظاهراً ژوئن باز میشود. | Selon la ville, le nouveau pont ouvrirait en juin. | /sə.lɔ̃ la vil lə nu.vo pɔ̃ u.vʁi.ʁɛ ɑ̃ ʒɥɛ̃/ |
| گفته میشود وزیر از قبل خبر داشته. | Le ministre aurait été informé à l'avance. | /lə mi.nistʁ o.ʁɛ.t‿e.te ɛ̃.fɔʁ.me a la.vɑ̃s/ |
| ظاهراً نتیجهها فردا منتشر میشوند. | Les résultats seraient publiés demain. | /le ʁe.zyl.ta sə.ʁɛ py.bli.je də.mɛ̃/ |
غلطهای رایج
| ❌ | ✅ | چرا |
|---|---|---|
Le maire démissionnerait. را «شهردار استعفا میداد» خواندن | «ظاهراً شهردار استعفا میدهد» | نه si هست نه خیال — این خبر است |
Les résultats auraient été publiés demain. | Les résultats seraient publiés demain. | خبرِ آینده ← شرطیِ حال |
Il y aurait trois blessés hier. | Il y aurait eu trois blessés hier. | خبرِ گذشته ← شرطیِ گذشته |
Le voleur aurait entré par la fenêtre. | Le voleur serait entré par la fenêtre. | entrer با être — همان قاعدهی گذشتهی نقلی |
Selon moi, il aurait tort. | Selon moi, il a tort. | نظرِ خودت را که قبول داری؛ شرطی یعنی فاصله از منبعِ دیگری |
Si l'information serait confirmée… | Si l'information est confirmée… | بعد از si شرطی نمیآید — در خبر هم |
چرا شرطی؟
چون یک «اگر»ِ پنهان در جمله هست
شرطی همیشه جوابِ یک «اگر» است. در Si j'avais le temps, je viendrais آن «اگر» جلوی چشم است.
در خبر هم «اگر» هست، فقط نوشته نمیشود:
(اگر حرفِ پلیس درست باشد،) دزد از پنجره آمده.
(
Si l'on en croit la police,)le voleur serait entré par la fenêtre.
پس serait همان کاری را میکند که همیشه میکرد: نتیجهای را میگوید که به یک شرط وابسته است. شرط اینجا «درست بودنِ منبع» است.
برای همین روزنامهی فرانسوی از آن استفاده میکند: اگر خبر بعداً غلط از آب درآمد، روزنامه هیچوقت نگفته بود «اینطور شد» — گفته بود «اینطور شده، اگر منبع درست بگوید».
و فارسی همین را با «ظاهراً» میسازد — کلمهای که یعنی «از ظاهرِ ماجرا، نه از دانستنِ من».