التزامی بعد از qui و que — un appartement qui soit calme

چیزی که هنوز پیدا نشده، و بعد از «بهترین»، «تنها» و «اولین»B2

این صفحه را دک کن۱۲ کارت آماده — با تلفظ و معنی

در یک خط

بعد از qui و que فعل معمولاً اخباری است. دو جا التزامی بگذار: وقتی آن چیز را هنوز پیدا نکرده‌ای (Je cherche un appartement qui soit calme)، و بعد از «بهترین / تنها / اولین» (le meilleur film que j'aie vu).

فرم‌های این صفحه

فرمیعنیتلفظ
qui soitکه باشد — دنبالش هستی، هنوز پیدا نشده/ki swa/
qui puisseکه بتواند/ki pɥis/
que j'aie vuکه دیده‌ام — بعد از «بهترین» و «تنها»/kə ʒɛ vy/

عملیات — یک سؤال

قبل از فعلِ بعد از qui یا que، از خودت بپرس: «این چیز را واقعاً پیدا کرده‌ام؟»

جوابفعلمثالتلفظ
بله، هست و می‌شناسمشاخباریJ'ai trouvé un appartement qui est près du métro. — آپارتمانی پیدا کردم که نزدیکِ مترو است/ʒe tʁu.ve œ̃.n‿a.paʁ.tə.mɑ̃ ki ɛ pʁɛ dy me.tʁo/
نه، دنبالش هستمالتزامیJe cherche un appartement qui soit près du métro. — دنبالِ آپارتمانی هستم که نزدیکِ مترو باشد/ʒə ʃɛʁʃ œ̃.n‿a.paʁ.tə.mɑ̃ ki swa pʁɛ dy me.tʁo/

ترجمه‌ی فارسی را نگاه کن: «است» و «باشد». فارسی دقیقاً همین تصمیم را می‌گیرد. هر جا در فارسی «…ی که باشد / بتواند / بداند» می‌گویی، فرانسه هم التزامی می‌خواهد. این نیمه‌ی قاعده را از قبل بلدی.

جدول — چهار جا که التزامی می‌آید

جانشانهمثالتلفظ
۱. دنبالش هستی / لازمش داریchercher
vouloir
avoir besoin de
Je cherche quelqu'un qui puisse m'aider. — دنبالِ کسی هستم که بتواند کمکم کند/ʒə ʃɛʁʃ kɛl.kœ̃ ki pɥis me.de/
۲. می‌پرسی که اصلاً هست یا نهConnaissez-vous…?
Y a-t-il…?
Y a-t-il un bus qui aille à l'aéroport ? — اتوبوسی هست که به فرودگاه برود؟/i.ja.til œ̃ bys ki aj a la.e.ʁɔ.pɔʁ/
۳. می‌گویی نیستne … personne qui
ne … rien qui
aucun … qui
Il n'y a personne qui sache répondre. — هیچ‌کس نیست که جواب را بداند/il nja pɛʁ.sɔn ki saʃ ʁe.pɔ̃dʁ/
۴. «یگانه‌ها» و عالی‌ترینle seul
l'unique
le premier
le dernier
le meilleur
le plus …
C'est le meilleur film que j'aie vu. — بهترین فیلمی است که دیده‌ام/sɛ lə mɛ.jœʁ film kə ʒɛ vy/

سه جای اول یک چیزند: آن چیز فقط در ذهنِ توست — آگهی‌ای که نوشته‌ای، سؤالی که می‌پرسی، چیزی که می‌گویی نیست. جای چهارم تنها جایی است که فارسی کمکت نمی‌کند — پایین‌تر.

«بهترین … که» — جایی که فارسی گولت می‌زند

فارسی می‌گوید «بهترین فیلمی که دیده‌ام» — اخباری. فرانسه اینجا التزامی می‌خواهد:

فارسیفرانسهتلفظ
زیباترین سفری است که رفته‌ام.C'est le plus beau voyage que j'aie fait./sɛ lə ply bo vwa.jaʒ kə ʒɛ fɛ/
تنها کسی هستی که مرا می‌فهمد.Tu es la seule personne qui me comprenne./ty ɛ la sœl pɛʁ.sɔn ki mə kɔ̃.pʁɛn/
تنها دوستی است که آمد.C'est le seul ami qui soit venu./sɛ lə sœl a.mi ki swa və.ny/

قلابش در خودِ فارسی است. «بهترین فیلمی که دیده‌ام» را این‌طور هم می‌شود گفت:

«از هر فیلمی که دیده باشم بهتر است.»

آن «دیده باشم» التزامی است — چون «بهترین» یعنی مقایسه با همه‌ی چیزهایی که تا حالا دیده‌ای، نه یک واقعیتِ ثابت. فرانسه همیشه این نسخه را انتخاب می‌کند.

کِی اخباری می‌ماند

جملهچرا اخباریتلفظ
J'ai trouvé une colocataire qui est calme.پیدایش کرده‌ای — واقعی است/ʒe tʁu.ve yn kɔ.lɔ.ka.tɛʁ ki ɛ kalm/
Je cherche la clé qui était sur la table.دنبالش هستی، ولی کلیدِ مشخصی است که می‌دانی هست/ʒə ʃɛʁʃ la kle ki e.tɛ syʁ la tabl/
C'est le premier train qui part demain matin.«اولین» اینجا جدولِ ساعت است، نه قضاوتِ تو/sɛ lə pʁə.mje tʁɛ̃ ki paʁ də.mɛ̃ ma.tɛ̃/

chercher خودش محرک نیست — «پیدا نشدن» محرک است. la clé (کلیدِ مشخص) ← اخباری. une clé (هر کلیدی که باشد) ← التزامی.

و بعد از le seul وقتی واقعیتِ عینی است، هر دو درست‌اند: C'est la seule pharmacie qui est ouverte la nuit. /sɛ la sœl faʁ.ma.si ki ɛ.t‿u.vɛʁt la nɥi/ · … qui soit ouverte la nuit. /ki swa u.vɛʁt la nɥi/ — التزامی رسمی‌تر و نوشتاری‌تر است.

فقط با چند فعل دیده می‌شود

با بیشترِ فعل‌های -er در il و elle، التزامی و اخباری یک شکل‌اند: qu'il parle = il parle. پس جای نگرانی نیست. فرق فقط با این فعل‌های پرکاربرد دیده و شنیده می‌شود:

اخباریالتزامیتلفظِ التزامی
il estqu'il soit/kil swa/
il aqu'il ait/ki.l‿ɛ/
il peutqu'il puisse/kil pɥis/
il saitqu'il sache/kil saʃ/
il vaqu'il aille/ki.l‿aj/
il faitqu'il fasse/kil fas/
il vientqu'il vienne/kil vjɛn/
il permetqu'il permette/kil pɛʁ.mɛt/

پس در عمل: هر وقت بعد از qui/que یکی از این هفت‌هشت فعل آمد، سؤالِ «پیدا کرده‌ام؟» را بپرس. بقیه‌ی فعل‌ها خودشان درست درمی‌آیند.

حال یا گذشته

همان تصمیمِ subjonctif-passe: کار قبلاً انجام شده ← التزامیِ گذشته.

کدامتلفظ
Je cherche quelqu'un qui puisse venir demain.کار بعداً ← حال/ʒə ʃɛʁʃ kɛl.kœ̃ ki pɥis və.niʁ də.mɛ̃/
C'est le plus beau voyage que j'aie fait.سفر تمام شده ← گذشته/sɛ lə ply bo vwa.jaʒ kə ʒɛ fɛ/
Je ne connais personne qui ait regretté ce choix.پشیمانی قبلاً ← گذشته/ʒə nə kɔ.nɛ pɛʁ.sɔn ki ɛ ʁə.ɡʁɛ.te sə ʃwa/
Nous cherchions un colocataire qui puisse apporter ses meubles.فعلِ اصلی گذشته، ولی خواسته همان است ← حال/nu ʃɛʁ.ʃjɔ̃.z‿œ̃ kɔ.lɔ.ka.tɛʁ ki pɥis a.pɔʁ.te se mœbl/

با que و التزامیِ گذشته، مطابقتِ اسمِ مفعول سرِ جایش است: la meilleure journée que j'aie passée — journée مفعولِ مستقیم است و قبل آمده، پس passée. (قاعده‌اش در accord-participe-passe.)

مثال‌ها

فارسیفرانسهتلفظ
دنبالِ هم‌خانه‌ای هستم که آرام باشد.Je cherche une colocataire qui soit calme./ʒə ʃɛʁʃ yn kɔ.lɔ.ka.tɛʁ ki swa kalm/
کسی را می‌شناسید که بتواند کمکم کند؟Connaissez-vous quelqu'un qui puisse m'aider ?/kɔ.nɛ.se.vu kɛl.kœ̃ ki pɥis me.de/
هیچ‌کس نیست که جواب را بداند.Il n'y a personne qui sache la réponse./il nja pɛʁ.sɔn ki saʃ la ʁe.pɔ̃s/
تنها رستورانی است که دوشنبه‌ها باز است.C'est le seul restaurant qui soit ouvert le lundi./sɛ lə sœl ʁɛs.tɔ.ʁɑ̃ ki swa u.vɛʁ lə lœ̃.di/
زیباترین سفری است که رفته‌ام.C'est le plus beau voyage que j'aie fait./sɛ lə ply bo vwa.jaʒ kə ʒɛ fɛ/
در تورنتو دنبالِ کاری هستیم که دورکاری داشته باشد.Nous cherchons un emploi à Toronto qui permette le télétravail./nu ʃɛʁ.ʃɔ̃.z‿œ̃.n‿ɑ̃.plwa a tɔ.ʁɔ̃.to ki pɛʁ.mɛt lə te.le.tʁa.vaj/
اتوبوسی هست که به فرودگاه برود؟Y a-t-il un bus qui aille à l'aéroport ?/i.ja.til œ̃ bys ki aj a la.e.ʁɔ.pɔʁ/
هیچ برنامه‌ای نمی‌شناسم که رایگان باشد.Je ne connais aucune application qui soit gratuite./ʒə nə kɔ.nɛ o.kyn a.pli.ka.sjɔ̃ ki swa ɡʁa.tɥit/
بهترین روزی بود که در ونکوور گذرانده‌ام.C'était la meilleure journée que j'aie passée à Vancouver./se.tɛ la mɛ.jœʁ ʒuʁ.ne kə ʒɛ pa.se a vɑ̃.ku.vɛʁ/
اولین کسی است که این را به من گفته.C'est la première personne qui me l'ait dit./sɛ la pʁə.mjɛʁ pɛʁ.sɔn ki mə lɛ di/

غلط‌های رایج

❌✅چرا
Je cherche un appartement qui est calme. (هنوز پیدا نشده)… qui soit calme.هنوز پیدایش نکرده‌ای
J'ai trouvé un appartement qui soit calme.… qui est calme.پیدا شده — واقعی است
C'est le meilleur film que j'ai vu.… que j'aie vu.بعد از «بهترین» التزامی — فرقش فقط در املاست
Il n'y a personne qui peut m'aider.… qui puisse m'aider.«هیچ‌کس نیست که…» ← التزامی
la meilleure journée que j'aie passé… que j'aie passéejournée مفعولِ مستقیم و قبل از فعل ← مطابقت
Je cherche quelqu'un que puisse m'aider.… quelqu'un qui puisse m'aider.«کسی» خودش کمک می‌کند — فاعل است ← qui

ai و aie در گفتارِ روزمره تقریباً یکسان شنیده می‌شوند (/ʒe/ و /ʒɛ/). فرقشان در نوشتن است — دقیقاً جایی که نامه و متنِ نوشتاریِ آزمون نمره می‌گیرد.

کجا در آزمون

  • گفتار، تکلیفِ ۲ (پرسیدن): Vous avez un logement qui soit libre en juillet ? /vu.z‿a.ve œ̃ lɔʒ.mɑ̃ ki swa libʁ ɑ̃ ʒɥi.jɛ/ — وقتی اطلاعات می‌خواهی، چیزی که دنبالش هستی را توصیف می‌کنی.
  • نوشتار، تکلیفِ ۲ (تجربه): le plus beau voyage que j'aie fait — روایتِ تجربه تقریباً همیشه یک «بهترین» یا «اولین» دارد.

چرا این فرق

اخباری روی نقشه است، التزامی در ذهن

اخباری یعنی «این در دنیا هست؛ می‌توانی بروی ببینی». آپارتمانی که پیدا کرده‌ای آدرس دارد.

التزامی یعنی «این در ذهنِ من است». آپارتمانی که «نزدیکِ مترو باشد» فقط در آگهیِ توست — شاید اصلاً نباشد. برای همین همان التزامی‌ای را می‌گیرد که بعد از je veux que و je doute que می‌آید: خواسته و شک.

«بهترین» هم در ذهن است: یک رتبه‌بندی بینِ همه‌ی چیزهایی که تو دیده‌ای — و فردا ممکن است عوض شود. «جدولِ ساعتِ قطار» در ذهن نیست؛ برای همین le premier train qui part اخباری می‌ماند.

فارسی نیمه‌ی اول را دقیقاً مثلِ فرانسه دارد («آپارتمانی که باشد») و نیمه‌ی دوم را فقط در شکلِ بلندش («از هر فیلمی که دیده باشم»). پس کافی است شکلِ بلند را در ذهن بسازی.

مرتبط