گذشته‌ی کامل در برابر ناقص

مهم‌ترین تصمیمِ سطح A2A2

این صفحه را دک کن۱۱ کارت آماده — با تلفظ و معنی

در یک خط

گذشته‌ی کامل می‌گوید چه اتفاقی افتاد. ناقص می‌گوید اوضاع چطور بود.

جدول

passé composéimparfait
چه می‌گویدیک اتفاقزمینه
مرز دارد؟✅ شروع و پایان مشخص❌ باز و کش‌دار
در داستانحرکت را جلو می‌بردصحنه را می‌چیند
فارسی«رفت» · «خورد»«می‌رفت» · «داشت می‌خورد» · «بود»

تستِ عملی

می‌توانی بپرسی «چند بار؟» یا «کِی دقیقاً؟» ← گذشته‌ی کامل. می‌توانی بپرسی «اوضاع چطور بود؟» ← ناقص.

جملهکدامچرا
Hier, j'ai mangé au restaurant.کاملیک بار، دیروز
Quand j'étais enfant, je mangeais au restaurant.ناقصعادت، بی‌مرز
Il faisait froid.ناقصزمینه
Il a plu.کاملیک اتفاق

و در یک جمله، هر دو با هم

این پرکاربردترین الگوی روایت است:

ناقص = صحنه · کامل = چیزی که آن صحنه را شکست

فرانسهتلفظفارسی
Je mangeais quand tu as téléphoné./ʒə mɑ̃.ʒɛ kɑ̃ ty a te.le.fo.ne/داشتم غذا می‌خوردم که تلفن کردی
Il faisait beau, alors nous sommes sortis./il fə.zɛ bo a.lɔʁ nu sɔm sɔʁ.ti/هوا خوب بود، پس بیرون رفتیم
Elle dormait quand je suis arrivé./ɛl dɔʁ.mɛ kɑ̃ ʒə sɥi.z‿a.ʁi.ve/خواب بود که رسیدم

آنچه در جریان بود ← ناقص. آنچه وسطش افتاد ← کامل.

استثناها

استثناچه چیزیتلفظ
بعضی فعل‌ها معنی‌شان عوض می‌شودجدولِ پایین
قیدهای زمانی راهنمای خوبی‌اند، ولی قطعی نیستندhier
soudain
une fois ← کامل
toujours
souvent
chaque jour ← ناقص
/jɛʁ/ · /su.dɛ̃/ · /yn fwa/ · /tu.ʒuʁ/ · /su.vɑ̃/ · /ʃak ʒuʁ/
avoir و être معمولاً ناقص می‌آیندJ'avais faim.
C'était bien.
— ولی نه همیشه
/ʒa.vɛ fɛ̃/ · /se.tɛ bjɛ̃/
توصیفِ آدم و آب‌وهوا تقریباً همیشه ناقصElle était grande./ɛl e.tɛ ɡʁɑ̃d/

شش فعل که معنی‌شان با زمان عوض می‌شود

فعلناقصکامل
savoir /sa.vwaʁ/je savais /ʒə sa.vɛ/ می‌دانستمj'ai su /ʒe sy/ فهمیدم
pouvoir /pu.vwaʁ/je pouvais /ʒə pu.vɛ/ می‌توانستمj'ai pu /ʒe py/ موفق شدم
vouloir /vu.lwaʁ/je voulais /ʒə vu.lɛ/ می‌خواستمj'ai voulu /ʒe vu.ly/ تصمیم گرفتم
devoir /də.vwaʁ/je devais /ʒə də.vɛ/ باید می‌کردمj'ai dû /ʒe dy/ مجبور شدم
connaître /kɔ.nɛtʁ/je connaissais /ʒə kɔ.nɛ.sɛ/ می‌شناختمj'ai connu /ʒe kɔ.ny/ آشنا شدم
avoir /a.vwaʁ/j'avais /ʒa.vɛ/ داشتمj'ai eu /ʒe y/ گرفتم

این شش تا را جدا حفظ کن — چون خطایشان معنی را عوض می‌کند، نه فقط دستور را.

مثال‌ها

فارسیفرانسهتلفظ
دیروز به سینما رفتمHier, je suis allé au cinéma./jɛʁ ʒə sɥi.za.le o si.ne.ma/
بچه که بودم، در کانادا زندگی می‌کردمQuand j'étais enfant, j'habitais au Canada./kɑ̃ ʒe.tɛ.zɑ̃.fɑ̃ ʒa.bi.tɛ o ka.na.da/
داشتم می‌خواندم که آمدJe lisais quand il est arrivé./ʒə li.zɛ kɑ̃.ti.lɛ.ta.ʁi.ve/
هوا سرد بود، پس ماندیمIl faisait froid, alors nous sommes restés./il fə.zɛ fʁwa a.lɔʁ nu sɔm ʁɛs.te/
هر روز فرانسه می‌خواندمJ'étudiais le français chaque jour./ʒe.ty.djɛ lə fʁɑ̃.sɛ ʃak ʒuʁ/
سه بار خواندمشJe l'ai lu trois fois./ʒə le ly tʁwa fwa/

غلط‌های رایج

❌✅چرا
Hier, je mangeais au restaurant.Hier, j'ai mangé au restaurant.hier یعنی یک بار، با مرز
Quand j'étais enfant, j'ai habité au Canada.… j'habitais au Canada.عادتِ کش‌دار
Il a fait froid et je suis resté.Il faisait froid, alors je suis resté.آب‌وهوا زمینه است
J'ai su la réponse hier. (به‌معنی «می‌دانستم»)Je savais la réponse.j'ai su یعنی «فهمیدم»

و چرا فارسی اینجا کمکِ ناقصی است

فارسی این تفاوت را دارد، ولی نه همیشه

فارسی هم دو شکلِ گذشته دارد:

فارسیمعادلتلفظ
«رفت» · «خورد»passé composé/pa.se kɔ̃.po.ze/
«می‌رفت» · «می‌خورد»imparfait/ɛ̃.paʁ.fɛ/

پس نصفِ کار انجام است. ولی سه جا فارسی راهنمایِ بدی است:

۱. «بود» — فارسی فقط یک شکل دارد.

فارسیفرانسهتلفظ
«هوا سرد بود»Il faisait froid. ← ناقص/il fə.zɛ fʁwa/
«دیروز آنجا بود»Il a été là hier. ← کامل/il a e.te la jɛʁ/

۲. «داشتم» و «می‌توانستم» — همان شش فعلِ بالا.

۳. وقتی فارسی «کرد» می‌گوید ولی منظورش عادت است: «هر روز کار کرد» → در فرانسه ناقص می‌شود.

پس فارسی را به‌عنوان حدسِ اول به کار ببر، ولی تستِ «مرز دارد یا نه» را همیشه اجرا کن.

مرتبط