مدت و تکرار — depuis pendant il y a

سه حرف اضافه که همه‌شان «مدت» ترجمه می‌شوندB1

این صفحه را دک کن۲۲ کارت آماده — با تلفظ و معنی

در یک خط

depuis مدتی که هنوز ادامه دارد، pendant مدتی که تمام شده، il y a نقطه‌ای در گذشته، و dans نقطه‌ای در آینده.

فرم‌های این صفحه

فرمیعنیتلفظ
depuisاز ... تا حالا — مدتی که هنوز ادامه دارد/də.pɥi/
pendantبه‌مدتِ — مدتی که تمام شده/pɑ̃.dɑ̃/
il y a... پیش — یک نقطه در گذشته، نه یک مدت/i.li.a/

جدول

حرف اضافهمعنیزمانِ فعلنمونه
depuis /də.pɥi/از … تا حالاحالJ'habite ici depuis 3 ans. /ʒa.bi.t‿i.si də.pɥi tʁwa.z‿ɑ̃/
pendant /pɑ̃.dɑ̃/به مدتِگذشته یا آیندهJ'ai travaillé pendant 2 heures. /ʒe tʁa.va.je pɑ̃.dɑ̃ dø.z‿œʁ/
il y a /i.lja/… پیشگذشتهJe suis arrivé il y a 3 jours. /ʒə sɥi a.ʁi.ve il i a tʁwa ʒuʁ/
dans /dɑ̃/… دیگرآیندهJe pars dans 3 jours. /ʒə paʁ dɑ̃ tʁwa ʒuʁ/
en /ɑ̃/در مدتِهر زمانیJe l'ai fait en 2 heures. /ʒə le fɛ.t‿ɑ̃ dø.z‿œʁ/
pour /puʁ/برای مدتِ (برنامه)آیندهJe pars pour 3 jours. /ʒə paʁ puʁ tʁwa ʒuʁ/

depuis — و آن زمانِ حالی که عجیب است

این بزرگ‌ترین تفاوت با فارسی و انگلیسی است:

تلفظ
فارسی«سه سال است که اینجا زندگی می‌کنم» — حال
فرانسهJ'habite ici depuis 3 ans. — حال/ʒa.bi.t‿i.si də.pɥi tʁwa.z‿ɑ̃/
انگلیسیI have been living here… — ماضی نقلی استمراری

فرانسه مثل فارسی عمل می‌کند و حال می‌گذارد. اگر گذشته بگذاری، معنی عوض می‌شود.

و در منفی، گذشته می‌آید:

Je n'ai pas vu Marie depuis un mois. /ʒə ne pa vy ma.ʁi də.pɥi.z‿œ̃ mwa/ — یک ماه است ماری را ندیده‌ام

pendant در برابر en

معنیتلفظ
J'ai travaillé pendant 2 heures.دو ساعت کار کردم — طولِ کار/ʒe tʁa.va.je pɑ̃.dɑ̃ dø.z‿œʁ/
J'ai fait ça en 2 heures.در دو ساعت انجامش دادم — مدتِ لازم برای اتمام/ʒe fɛ sa ɑ̃ dø.z‿œʁ/

il y a در برابر depuis

معنیتلفظ
Je suis arrivé il y a 3 jours.سه روز پیش رسیدم — نقطه/ʒə sɥi a.ʁi.ve il i a tʁwa ʒuʁ/
Je suis ici depuis 3 jours.سه روز است اینجایم — بازه/ʒə sɥi i.si də.pɥi tʁwa ʒuʁ/

il y a همیشه با گذشته می‌آید و همیشه یک نقطه است. با حال غلط است: ❌ J'habite ici il y a 3 ans.

سه سؤال، سه جواب

سؤالیعنیجواب با
Depuis quand ? /də.pɥi kɑ̃/از کی؟depuis /də.pɥi/
Combien de temps ? /kɔ̃.bjɛ̃ də tɑ̃/چه‌مدت؟pendant /pɑ̃.dɑ̃/
Quand ? /kɑ̃/کی؟il y a /i.lja/
dans /dɑ̃/

تکرار — چند وقت یک بار

فرانسهتلفظمعنی
toujours/tu.ʒuʁ/همیشه
souvent/su.vɑ̃/اغلب
parfois
quelquefois
/paʁ.fwa/ · /kɛl.kə.fwa/گاهی
rarement/ʁaʁ.mɑ̃/به‌ندرت
jamais/ʒa.mɛ/هرگز
d'habitude/da.bi.tyd/معمولاً
de temps en temps/də tɑ̃.zɑ̃.tɑ̃/گاه‌گاهی
tous les jours/tu le ʒuʁ/هر روز
toutes les semaines/tut le sə.mɛn/هر هفته
une fois par semaine/yn fwa paʁ sə.mɛn/هفته‌ای یک بار
deux fois par mois/dø fwa paʁ mwa/ماهی دو بار
chaque jour/ʃak ʒuʁ/هر روز

tous les و chaque تقریباً هم‌معنی‌اند، ولی chaque همیشه مفرد است: chaque jour نه chaques jours.

و ساختِ «هر چند وقت یک بار»:

عدد + fois + par + واحد — trois fois par semaine

an و année در مدت

depuis trois ans /də.pɥi tʁwa.z‿ɑ̃/با عدد → an /ɑ̃/
pendant toute l'année /pɑ̃.dɑ̃ tut la.ne/با صفت یا مدتِ کامل → année /a.ne/

مثال‌ها

فارسیفرانسهتلفظ
سه سال است اینجا زندگی می‌کنم.J'habite ici depuis trois ans./ʒa.bit i.si də.pɥi tʁwa.z‿ɑ̃/
دو ساعت کار کردم.J'ai travaillé pendant deux heures./ʒe tʁa.va.je pɑ̃.dɑ̃ dø.z‿œʁ/
سه روز پیش رسیدم.Je suis arrivé il y a trois jours./ʒə sɥi.z‿a.ʁi.ve i.lja tʁwa ʒuʁ/
سه روز دیگر می‌روم.Je pars dans trois jours./ʒə paʁ dɑ̃ tʁwa ʒuʁ/
در دو ساعت تمامش کردم.Je l'ai fini en deux heures./ʒə le fi.ni ɑ̃ dø.z‿œʁ/
از کی؟Depuis quand ?/də.pɥi kɑ̃/
چه‌مدت؟Combien de temps ?/kɔ̃.bjɛ̃ də tɑ̃/
هفته‌ای دو بار.Deux fois par semaine./dø fwa paʁ sə.mɛn/
هر روز کار می‌کنم.Je travaille tous les jours./ʒə tʁa.vaj tu le ʒuʁ/
یک ماه است ندیدمش.Je ne l'ai pas vu depuis un mois./ʒə nə le pa vy də.pɥi.z‿œ̃ mwa/

غلط‌های رایج

❌✅چرا
J'ai habité ici depuis 3 ans.J'habite ici depuis 3 ans.depuis با حال می‌آید
J'habite ici il y a 3 ans.… depuis 3 ans.il y a نقطه‌ی گذشته است
Je pars il y a 3 jours. برای آیندهJe pars dans 3 jours.آینده dans می‌گیرد
pendant 2 heures برای اتمامen 2 heuresen مدتِ اتمام است
chaques jourschaque jourchaque همیشه مفرد
trois fois dans la semainetrois fois par semaineتکرار par می‌گیرد

چرا depuis حال می‌گیرد

چون کار هنوز تمام نشده

زمانِ فعل در فرانسه به این نگاه می‌کند که کار تمام شده یا نه، نه به اینکه کِی شروع شده.

J'habite ici depuis 3 ans — هنوز اینجا زندگی می‌کنم. کار جاری است، پس زمانِ حال. اینکه سه سال پیش شروع شده، ربطی به زمانِ فعل ندارد.

انگلیسی راه دیگری رفت و شکلِ خاصی ساخت (have been living) که هم گذشته را نشان دهد هم استمرار. فرانسه این شکل را ندارد و لازم هم ندارد.

فارسی دقیقاً مثل فرانسه عمل می‌کند:

«سه سال است اینجا زندگی می‌کنم» — حال، نه گذشته

پس این یکی از معدود جاهایی است که فارسی‌زبان از انگلیسی‌زبان جلوتر است. فقط باید مراقب بود که عادتِ انگلیسی وارد نشود.

و برای منفی، منطق برعکس می‌شود:

Je ne l'ai pas vu depuis un mois.

چون «ندیدن» یک حالت نیست، یک رویدادِ نیامده است. آخرین دیدن در گذشته بوده و تمام شده، پس گذشته می‌آید.

مرتبط