چهار کارِ à

نقطه در مکان · نقطه در زمان · گیرنده · مشخصهA1

این صفحه را دک کن۲۷ کارت آماده — با تلفظ و معنی

در یک خط

à یعنی «سرِ». سرِ کوچه · سرِ ساعت هشت — یک جای مشخص، چه روی نقشه چه روی ساعت. و همان à وقتی پای آدم وسط باشد، یعنی چیزی به او می‌رسد.

فرم‌های این صفحه

فرمیعنیتلفظ
àبه · در · سرِ — یک نقطه در مکان، زمان، یا گیرنده/a/

جدول

#کاریعنینمونهتلفظ
۱نقطه در مکانکجا — چه مقصد، چه محلِ ثابتJe vais à Paris./ʒə vɛ.z‿a pa.ʁi/
۲نقطه در زمانکِیà midi/a mi.di/
۳گیرندهچیزی به چه کسی می‌رسدJe parle à Marie./ʒə paʁl a ma.ʁi/
۴مشخصهاین چیز برای چیست یا چه ویژگی‌ای داردune machine à laver/yn ma.ʃi.n‿a la.ve/

هر چهارتا یک کار می‌کنند: انگشت می‌گذارند روی یک جا. بقیه‌اش جزئیات است.

«نقطه» یعنی چه — ساده‌ترین شکلش

فارسی برای این یک کلمه دارد که هر روز می‌گویی‌اش: «سرِ».

فارسیفرانسهتلفظ
سرِ کوچهau coin de la rue/o kwɛ̃ də la ʁy/
سرِ ساعت هشتà huit heures/a ɥi.t‿œʁ/
سرِ کارau travail/o tʁa.vaj/

«سرِ» یعنی یک جای مشخص که می‌شود انگشت گذاشت رویش. نقشه و صفحه‌ی ساعت هر دو یک چیزند: صفحه‌ای با جاهای مشخص. à می‌گوید «اینجا».

و همین توضیح می‌دهد کجا à نمی‌آید: «سرِ فردا» در فارسی هم گفته نمی‌شود، چون فردا نقطه نیست، یک روزِ کامل است. پس demain هم در فرانسه لخت می‌آید:

Je pars à huit heures et je reviens demain.

همان حسی که در فارسی داری درست است — فقط فارسی «سرِ» را اختیاری کرده و فرانسه اجباری.

۱) نقطه در مکان — اینجا فرانسه از انگلیسی و فارسی ساده‌تر است

فارسی برای رفتن «به» می‌گوید و برای بودن «در». انگلیسی to و at. فرانسه برای هر دو فقط à:

فارسیفرانسهحرف اضافه
به پاریس می‌رومJe vais à Paris. /ʒə vɛ.z‿a pa.ʁi/à /a/
در پاریس هستمJe suis à Paris. /ʒə sɥi a pa.ʁi/همان à /a/
به مدرسه می‌رومJe vais à l'école. /ʒə vɛ.z‿a le.kɔl/à /a/
در مدرسه هستمJe suis à l'école. /ʒə sɥi a le.kɔl/همان à /a/

حرکت یا سکون را فعل تعیین می‌کند، نه حرف اضافه. aller حرکت دارد، être ندارد — à در هر دو یکی است.

ولی برای کشور فرق می‌کند: à Paris ✅ ولی au Canada · en France — قاعده‌اش در lieux-a-en-au.

۲) نقطه در زمان

نمونهمعنیتلفظ
à midiظهر/a mi.di/
à huit heuresساعت هشت/a ɥi.t‿œʁ/
à demainتا فردا — خداحافظیِ رایج/a də.mɛ̃/
au printempsدر بهار — à + le printemps/o pʁɛ̃.tɑ̃/
de neuf heures à cinq heuresاز ۹ تا ۵/də nœ.v‿œʁz a sɛ̃k œʁ/

à یک لحظه است، نه یک بازه. برای بازه en, pendant, dans داری — در prepositions-temps.

۳) گیرنده — و این همان جایی است که فارسی گمراهت می‌کند

وقتی چیزی به کسی می‌رسد، آن کس با à می‌آید:

فرانسهمعنیتلفظ
parler à quelqu'unبا کسی حرف زدن/paʁ.le a kɛl.kœ̃/
donner à quelqu'unبه کسی دادن/dɔ.ne a kɛl.kœ̃/
téléphoner à quelqu'unبه کسی تلفن زدن/te.le.fo.ne a kɛl.kœ̃/
répondre à quelqu'unبه کسی جواب دادن/ʁe.pɔ̃dʁ a kɛl.kœ̃/
penser à quelque choseبه چیزی فکر کردن/pɑ̃.se a kɛl.kə ʃɔz/
demander à quelqu'unاز کسی پرسیدن/də.mɑ̃.de a kɛl.kœ̃/

دو تای آخر تله‌اند:

penser à /pɑ̃.se a/فارسی «به» دارد ✅ همخوان است
demander à /də.mɑ̃.de a/فارسی «از» می‌گوید، فرانسه à /a/ — ناهمخوان
téléphoner à /te.le.fo.ne a/انگلیسی call somebody بدون حرف اضافه — ناهمخوان

پس نه از فارسی حدس بزن نه از انگلیسی. حرف اضافه را با خودِ فعل حفظ کن — فهرستش در verbe-prepositions، و ضمیرِ جایگزینش در pronoms-coi.

و یک کاربردِ خویشاوند: مالکیت بعد از être:

تلفظ
C'est à moi.مالِ من است/sɛ.t‿a mwa/
Ce livre est à Marie.این کتاب مالِ ماری است/sə livʁ ɛ.t‿a ma.ʁi/

۴) مشخصه — این برای چیست، یا چه ویژگی‌ای دارد

نمونهمعنیچه می‌گویدتلفظ
une machine à laverماشین لباس‌شوییکاربردش/yn ma.ʃi.n‿a la.ve/
un verre à vinگیلاسِ شراب‌خوریکاربردش/œ̃ vɛʁ a vɛ̃/
une brosse à dentsمسواککاربردش/yn bʁɔs a dɑ̃/
une fille aux yeux bleusدخترِ چشم‌آبیویژگی‌اش/yn fij o.z‿jø blø/
un menu à quinze eurosمنوی پانزده یوروییقیمتش/œ̃ mə.ny a kɛ̃.z‿ø.ʁo/
à pied
à vélo
پیاده · با دوچرخهشیوه‌اش/a pje/ · /a ve.lo/

تله‌ی کلاسیک — à کاربرد است و de محتوا:

un verre à vin = گیلاسی که برای شراب ساخته شده، شاید خالی un verre de vin = یک گیلاس پر از شراب

و یک کارِ پنجم: à + مصدر

اینجا à معنی «برای» می‌دهد، یا صرفاً وصلِ فعل است:

ساختنمونهمعنی
فعل + à /a/ + مصدرcommencer à parler /kɔ.mɑ̃.se a paʁ.le/شروع به حرف زدن
apprendre à nager /a.pʁɑ̃dʁ a na.ʒe/شنا یاد گرفتن
réussir à finir /ʁe.y.siʁ a fi.niʁ/موفق شدن به تمام کردن
اسم + à /a/ + مصدرquelque chose à faire /kɛl.kə ʃɔ.z‿a fɛʁ/چیزی برای انجام دادن
une chambre à louer /yn ʃɑ̃bʁ a lwe/اتاقی برای اجاره
صفت + à /a/ + مصدرfacile à comprendre /fa.sil a kɔ̃.pʁɑ̃dʁ/آسان برای فهمیدن

استثناها

استثناچه چیزی
à /a/ + le /lə//les /le/ می‌چسبدau /o/ و aux /o/ — اجباری، بی‌استثنا. تفصیلش در au-du-des
شهر à /a/ می‌گیرد، کشور نهà Toronto /a to.ʁɔ̃.to/ ولی au Canada /o ka.na.da/
en France /ɑ̃ fʁɑ̃s/ — در lieux-a-en-au /ljø.za.ɑ̃.no/
وسیله‌ی نقلیه: à /a/ یا en /ɑ̃/؟اگر رویش می‌نشینی à /a/ (à pied /a pje/
à vélo /a ve.lo/
à cheval /a ʃə.val/)، اگر داخلش می‌نشینی en /ɑ̃/ (en voiture /ɑ̃ vwa.tyʁ/
en bus /ɑ̃ bys/
en avion /ɑ̃.n‿a.vjɔ̃/)
à /a/ قبل از ضمیرِ مفعولیِ مستقیم نمی‌آیدJe le vois. /ʒə lə vwa/ نه Je vois à lui /ʒə vwa.z‿a lɥi/ — فقط مفعولِ غیرمستقیم à /a/ می‌گیرد
à /a/ با اکسان، a /a/ بدون آنà /a/ حرف اضافه است، a /a/ سومِ‌شخصِ avoir /a.vwaʁ/: Il a un livre. /i.l‿a œ̃ livʁ/ در برابر Il va à Paris. /il va a pa.ʁi/ هم‌آوا هستند — در homophones /o.mo.fon/

مثال‌ها

فارسیفرانسهتلفظ
به پاریس می‌رومJe vais à Paris./ʒə vɛ.z‿a pa.ʁi/
در پاریس هستمJe suis à Paris./ʒə sɥi a pa.ʁi/
قطار ظهر می‌رسدLe train arrive à midi./lə tʁɛ̃ a.ʁiv a mi.di/
با ماری حرف می‌زنمJe parle à Marie./ʒə paʁl a ma.ʁi/
به تو فکر می‌کنمJe pense à toi./ʒə pɑ̃s a twa/
مالِ من استC'est à moi./sɛ.t‿a mwa/
ماشین لباس‌شوییune machine à laver/yn ma.ʃin a la.ve/
گیلاسِ شراب‌خوریun verre à vin/œ̃ vɛʁ a vɛ̃/
دخترِ چشم‌آبیune fille aux yeux bleus/yn fij o.z‿jø blø/
منوی پانزده یوروییun menu à quinze euros/œ̃ mə.ny a kɛ̃.z‿ø.ʁo/
پیاده می‌رومJe vais à pied./ʒə vɛ.z‿a pje/
کاری برای انجام دادن دارمJ'ai quelque chose à faire./ʒe kɛl.kə ʃoz a fɛʁ/
کم‌کم می‌فهممJe commence à comprendre./ʒə kɔ.mɑ̃s a kɔ̃.pʁɑ̃dʁ/
تا فردا!À demain !/a də.mɛ̃/

غلط‌های رایج

❌✅چرا
Je suis dans Paris.Je suis à Paris.برای شهر à است، چه بروی چه آنجا باشی
Je vais à le parc.Je vais au parc.à le وجود ندارد
Je téléphone Marie.Je téléphone à Marie.téléphoner گیرنده می‌خواهد — انگلیسی گمراهت کرد
Je demande de Marie.Je demande à Marie.فارسی «از» می‌گوید ولی فرانسه à
un verre de vin برای گیلاسِ خالیun verre à vinà کاربرد است، de محتوا
en piedà piedرویش می‌نشینی، پس à
Il à un livre.Il a un livre.این a فعل است، اکسان ندارد
J'ai commencé parler.J'ai commencé à parler.commencer مصدرش را با à می‌گیرد

چرا یک کلمه این‌همه کار می‌کند

یک حالتِ لاتین که فرو ریخت و کارش را به `à` سپرد

لاتین برای «گیرنده» یک حالتِ اسمیِ جدا داشت به نام datif — لازم نبود حرف اضافه بگذاری، خودِ اسم شکلش عوض می‌شد:

لاتینیعنیتلفظ
Mariaeبه ماری/ma.ʁje/
Mariamماری را/ma.ʁjam/

در فرانسه این حالت‌ها از بین رفتند و زبان مجبور شد کارشان را با حرف اضافه انجام دهد. à این وظیفه را برداشت.

و چون à از لاتینِ ad می‌آید که یعنی «به‌سوی»، همان تصویرِ «نقطه‌ای که چیزی به آن می‌رسد» در همه‌ی کاربردهایش باقی ماند:

کارآن نقطه چیست
مکاننقطه‌ای روی زمین
زماننقطه‌ای روی ساعت
گیرندهآدمی که چیزی به او می‌رسد
مشخصههدفی که چیزی به سویش ساخته شده

پس این چهار کار چهار قاعده‌ی جدا نیستند — یک قاعده‌اند که در چهار جا دیده می‌شود.

و de قرینه‌ی آن است: از لاتینِ de که یعنی «از»، و کارِ حالت‌های genitivus و ablativus را برداشت. یکی به‌سوی، یکی از. تقابلشان در a-ou-de.

مرتبط