برترین — le plus و le moins

از مقایسه به «ـترین»، فقط با یک حرف تعریفA2

این صفحه را دک کن۸ کارت آماده — با تلفظ و معنی

در یک خط

یک حرف تعریف جلوی plus/moins بگذار و مقایسه می‌شود برترین — و طرفِ دومش با de می‌آید، نه dans.

فرم‌های این صفحه

فرمیعنیتلفظ
le plusبیشترین
ـترین — جلوی صامت s خاموش (le plus grand /lə ply ɡʁɑ̃/)، جلوی مصوت لیزون می‌دهد (le plus intéressant /lə ply.z‿ɛ̃.te.ʁɛ.sɑ̃/)
/lə ply/
le moinsکمترین — همان قاعده: جلوی صامت خاموش، جلوی مصوت لیزون (le moins intéressant /lə mwɛ̃.z‿ɛ̃.te.ʁɛ.sɑ̃/)/lə mwɛ̃/

جدول

ساختنمونه
بیشترینle /lə//la /la//les /le/ + plus /ply/ + صفتle plus grand /lə ply ɡʁɑ̃/
کمترینle /lə//la /la//les /le/ + moins /mwɛ̃/ + صفتla moins chère /la mwɛ̃ ʃɛʁ/
در میانِ …+ de /də/le plus grand de la classe /lə ply ɡʁɑ̃ də la klas/

حرف تعریف با اسم مطابقت می‌کند:

تلفظ
مذکر مفردle plus grand/lə ply ɡʁɑ̃/
مؤنث مفردla plus grande/la ply ɡʁɑ̃d/
جمعles plus grands/le ply ɡʁɑ̃/

جای صفت — و آن حرف تعریفِ دوباره

اگر صفت بعد از اسم بنشیند، حرف تعریف دو بار می‌آید:

جای صفتساختنمونه
قبل از اسمle plus /lə ply/ + صفت + اسمle plus grand homme /lə ply ɡʁɑ̃.t‿ɔm/
بعد از اسمحرف تعریف + اسم + le plus /lə ply/ + صفتla voiture la plus chère /la vwa.tyʁ la ply ʃɛʁ/

این تکرار عجیب به نظر می‌رسد ولی الزامی است: la voiture la plus chère نه la voiture plus chère.

کدام صفت‌ها قبل از اسم می‌آیند؟ در place-adjectif.

de — و نه dans

در فارسی می‌گوییم «بلندترین در کلاس»، ولی فرانسه de می‌گیرد:

❌✅
le plus grand dans la classele plus grand de la classe
le meilleur dans le mondele meilleur du monde

و de با حرف تعریف ترکیب می‌شود: de + le = du · de + les = des — تفصیلش در au-du-des.

با قید، حرف تعریف همیشه le

قید جنسیت ندارد، پس برترینش همیشه مذکر مفرد است:

تلفظ
C'est elle qui court le plus vite.او تندتر از همه می‌دود/sɛ.t‿ɛl ki kuʁ lə ply vit/
C'est lui qui parle le moins.او کمتر از همه حرف می‌زند/sɛ lɥi ki paʁl lə mwɛ̃/

مقایسه‌اش کن: la plus rapide (صفت، مؤنث) در برابر le plus rapidement (قید، همیشه le).

با اسم و فعل

ساختنمونه
اسمle plus de /lə ply də/C'est lui qui a le plus de travail. /sɛ lɥi ki a lə ply də tʁa.vaj/
فعلفعل + le plus /lə ply/C'est elle qui travaille le plus. /sɛ.t‿ɛl ki tʁa.vaj lə ply/

بی‌قاعده‌ها

صفتبرترین
bon /bɔ̃/le meilleur /lə mɛ.jœʁ/
mauvais /mo.vɛ/le pire /lə piʁ/
le plus mauvais /lə ply mo.vɛ/
bien /bjɛ̃/ (قید)le mieux /lə mjø/
petit /pə.ti/le moindre /lə mwɛ̃dʁ/ (معنوی)
le plus petit /lə ply pə.ti/ (اندازه)

تفصیلش در comparatif-irregulier.

مثال‌ها

فارسیفرانسهتلفظ
بلندترینِ کلاس است.C'est le plus grand de la classe./sɛ lə ply ɡʁɑ̃ də la klas/
ارزان‌ترین گزینه.L'option la moins chère./lɔp.sjɔ̃ la mwɛ̃ ʃɛʁ/
گران‌ترین ماشین.La voiture la plus chère./la vwa.tyʁ la ply ʃɛʁ/
بهترین رستورانِ شهر.Le meilleur restaurant de la ville./lə mɛ.jœʁ ʁɛs.to.ʁɑ̃ də la vil/
تندتر از همه می‌دود.Il court le plus vite./il kuʁ lə ply vit/
بیشترین کار را دارد.Il a le plus de travail./i.l‿a lə ply də tʁa.vaj/
کم‌سخت‌ترین تمرین.L'exercice le moins difficile./lɛɡ.zɛʁ.sis lə mwɛ̃ di.fi.sil/
بهترین کارِ ممکن.C'est le mieux./sɛ lə mjø/

غلط‌های رایج

❌✅چرا
le plus grand dans la classe… de la classeبرترین با de می‌آید
la voiture plus chèrela voiture la plus chèreصفتِ پس‌رو حرف تعریفِ دوم می‌خواهد
la plus vite برای قیدle plus viteقید همیشه le می‌گیرد
le plus bonle meilleurبی‌قاعده
le plus de grandle plus grandde فقط قبل از اسم می‌آید

چرا فرانسه پسوندِ «ـترین» ندارد

لاتین داشت، فرانسه از دستش داد

لاتین پسوند داشت: altus (بلند) → altior (بلندتر) → altissimus (بلندترین).

در گذر به فرانسه این پسوندها فرسوده شدند و زبان به جایشان کلمه‌ی جدا گذاشت: plus از لاتین plus که خودش یعنی «بیشتر».

فقط چند تا از شکل‌های قدیمی جان به‌در بردند — و دقیقاً همان‌هایی‌اند که امروز «بی‌قاعده» صدایشان می‌کنیم:

فرانسهاز لاتین
meilleur /mɛ.jœʁ/melior /mə.ljɔʁ/
pire /piʁ/peior /pɛ.ɔʁ/
moindre /mwɛ̃dʁ/minor /mi.nɔʁ/
mieux /mjø/melius /mə.ljys/

همان چهارتایی که باید حفظ کرد، بازمانده‌ی نظامِ قدیمی‌اند. بقیه‌ی زبان به نظامِ تازه رفت و منظم شد.

انگلیسی هر دو نظام را نگه داشت — taller (پسوند) و more expensive (کلمه‌ی جدا) — که برای همین قاعده‌ی سختی دارد. فرانسه ساده‌تر است: تقریباً همیشه plus.

مرتبط