جای صفت — قبل یا بعد از اسم

قاعده بعد است؛ استثناها کوتاه و پرکاربردندA2

این صفحه را دک کن۱۰ کارت آماده — با تلفظ و معنی

در یک خط

صفت در فرانسه بعد از اسم می‌آید — مگر یک گروهِ کوچکِ پرکاربرد که قبل می‌آیند، و چند صفت که هر دو جا می‌روند و معنی‌شان عوض می‌شود.

جدول

نمونهتلفظ
قاعده — بعد از اسمune voiture rouge
un livre intéressant
/yn vwa.tyʁ ʁuʒ/ · /œ̃ livʁ ɛ̃.te.ʁɛ.sɑ̃/
استثنا — قبل از اسمune petite maison
un bon film
/yn pə.tit mɛ.zɔ̃/ · /œ̃ bɔ̃ film/

کدام صفت‌ها قبل می‌آیند

تقریباً همه‌شان کوتاه و روزمره‌اند و در چهار معنی جا می‌شوند:

معنیصفت‌هاتلفظ
زیباییbeau
joli
/bo/ · /ʒo.li/
سنjeune
vieux
nouveau
/ʒœn/ · /vjø/ · /nu.vo/
خوبی و بدیbon
mauvais
meilleur
/bɔ̃/ · /mo.vɛ/ · /mɛ.jœʁ/
اندازهgrand
petit
gros
long
haut
/ɡʁɑ̃/ · /pə.ti/ · /ɡʁo/ · /lɔ̃/ · /o/

و چند تای دیگر: autre · même · tel · premier · dernier · prochain (با تفاوت — پایین‌تر)

راهِ به‌خاطرسپاری: این‌ها همان صفت‌هایی‌اند که کودک اول یاد می‌گیرد. کوتاه، پرکاربرد، و چسبیده به اسم.

چه صفت‌هایی حتماً بعد می‌آیند

دستهنمونهتلفظ
رنگune robe bleue/yn ʁɔb blø/
شکلune table ronde/yn tabl ʁɔ̃d/
ملیتun film français/œ̃ film fʁɑ̃.sɛ/
دین و مذهبune fête religieuse/yn fɛt ʁə.li.ʒjøz/
صفتِ بلندun problème compliqué/œ̃ pʁɔ.blɛm kɔ̃.pli.ke/
صفتِ ساخته‌شده از فعلune porte fermée/yn pɔʁt fɛʁ.me/

صفت‌هایی که هر دو جا می‌روند — و معنی عوض می‌شود

این‌ها را باید جفتی حفظ کرد، چون تفاوتِ معنی واقعی است:

صفتقبل از اسمبعد از اسم
ancien /ɑ̃.sjɛ̃/سابق — mon ancien patron /mɔ̃.n‿ɑ̃.sjɛ̃ pa.tʁɔ̃/باستانی — un objet ancien /œ̃.n‿ɔb.ʒɛ ɑ̃.sjɛ̃/
cher /ʃɛʁ/عزیز — mon cher ami /mɔ̃ ʃɛʁ a.mi/گران — un livre cher /œ̃ livʁ ʃɛʁ/
grand /ɡʁɑ̃/بزرگ (معنوی) — un grand homme /œ̃ ɡʁɑ̃.t‿ɔm/قدبلند — un homme grand /œ̃.n‿ɔm ɡʁɑ̃/
pauvre /povʁ/بیچاره — le pauvre garçon /lə povʁ ɡaʁ.sɔ̃/بی‌پول — un pays pauvre /œ̃ pɛ.i povʁ/
propre /pʁɔpʁ/خودِ — ma propre voiture /ma pʁɔpʁ vwa.tyʁ/تمیز — une voiture propre /yn vwa.tyʁ pʁɔpʁ/
dernier /dɛʁ.nje/آخرینِ سری — le dernier train /lə dɛʁ.nje tʁɛ̃/گذشته — la semaine dernière /la sə.mɛn dɛʁ.njɛʁ/
prochain /pʁo.ʃɛ̃/بعدی در سری — le prochain arrêt /lə pʁo.ʃɛ̃.n‿a.ʁɛ/آینده — la semaine prochaine /la sə.mɛn pʁo.ʃɛn/
seul /sœl/تنها، یگانه — le seul problème /lə sœl pʁɔ.blɛm/تنها، بی‌کس — un homme seul /œ̃.n‿ɔm sœl/
certain /sɛʁ.tɛ̃/نوعی — un certain charme /œ̃ sɛʁ.tɛ̃ ʃaʁm/قطعی — une victoire certaine /yn vik.twaʁ sɛʁ.tɛn/

قاعده‌ی زیرِ همه‌ی این‌ها، به ساده‌ترین شکل: صفتِ قبل = نظرِ تو؛ کسی می‌تواند مخالف باشد. صفتِ بعد = چیزی که هر کسی می‌تواند ببیند یا اندازه بگیرد.

un grand homme — به نظرِ من آدمِ بزرگی است (شاید تو قبول نداشته باشی) un homme grand — قدش بلند است (متر بیاور، معلوم می‌شود)

دو صفت با هم

موقعیتساختنمونه
هر دو بعدبا et /e/une maison grande et belle /yn mɛ.zɔ̃ ɡʁɑ̃d e bɛl/
یکی قبل، یکی بعدبدون et /e/une belle maison blanche /yn bɛl mɛ.zɔ̃ blɑ̃ʃ/
هر دو قبلبا et /e/un beau et grand jardin /œ̃ bo e ɡʁɑ̃ ʒaʁ.dɛ̃/

des که جلوی صفتِ مقدم می‌شود de

در نوشتارِ دقیق، وقتی صفت قبل از اسمِ جمع بیاید، des می‌شود de:

گفتارینوشتاریِ دقیق
des grandes maisons /de ɡʁɑ̃d mɛ.zɔ̃/de grandes maisons /də ɡʁɑ̃d mɛ.zɔ̃/
des beaux jardins /de bo ʒaʁ.dɛ̃/de beaux jardins /də bo ʒaʁ.dɛ̃/

در محاوره des می‌ماند و کسی ایراد نمی‌گیرد، ولی در آزمونِ کتبی de انتظار می‌رود.

سه شکلی که beau nouveau vieux دارند

این سه، جلوی اسمِ مذکری که با مصوت شروع شود، شکلِ سومی می‌گیرند:

صفتمذکرمذکر + مصوتمؤنث
beau /bo/un beau garçon /œ̃ bo ɡaʁ.sɔ̃/un bel homme /œ̃ bɛl ɔm/une belle femme /yn bɛl fam/
nouveau /nu.vo/un nouveau livre /œ̃ nu.vo livʁ/un nouvel ami /œ̃ nu.vɛl a.mi/une nouvelle idée /yn nu.vɛl i.de/
vieux /vjø/un vieux monsieur /œ̃ vjø mə.sjø/un vieil homme /œ̃ vjɛj ɔm/une vieille dame /yn vjɛj dam/

چرا: beau homme دو مصوتِ پشت هم می‌سازد که فرانسه نمی‌پسندد. شکلِ سوم یک صامت وسط می‌آورد.

مثال‌ها

فارسیفرانسهتلفظ
یک ماشین قرمز.Une voiture rouge./yn vwa.tyʁ ʁuʒ/
یک خانه‌ی کوچک.Une petite maison./yn pə.tit mɛ.zɔ̃/
رئیسِ سابقم.Mon ancien patron./mɔ̃.n‿ɑ̃.sjɛ̃ pa.tʁɔ̃/
یک شیء باستانی.Un objet ancien./œ̃.n‿ɔb.ʒɛ ɑ̃.sjɛ̃/
یک مردِ بزرگ.Un grand homme./œ̃ ɡʁɑ̃.t‿ɔm/
یک مردِ قدبلند.Un homme grand./œ̃.n‿ɔm ɡʁɑ̃/
هفته‌ی گذشته.La semaine dernière./la sə.mɛn dɛʁ.njɛʁ/
آخرین قطار.Le dernier train./lə dɛʁ.nje tʁɛ̃/
یک خانه‌ی سفیدِ قشنگ.Une belle maison blanche./yn bɛl mɛ.zɔ̃ blɑ̃ʃ/
یک مردِ پیر.Un vieil homme./œ̃ vjɛ.j‿ɔm/

غلط‌های رایج

❌✅چرا
une rouge voitureune voiture rougeرنگ همیشه بعد می‌آید
une maison petiteune petite maisonpetit جزو گروهِ مقدم است
un beau hommeun bel hommeجلوی مصوت شکلِ سوم
un français filmun film françaisملیت همیشه بعد
des grandes maisons (کتبی)de grandes maisonsصفتِ مقدم des را می‌شکند
mon cher livre برای «کتابِ گران»un livre cherجا معنی را عوض می‌کند

چرا فرانسه صفت را بعد می‌گذارد

لاتین هر دو را داشت؛ فرانسه یکی را انتخاب کرد

در لاتین جای صفت آزاد بود و بیشتر به تأکید بستگی داشت تا قاعده.

زبان‌های رومی — فرانسه، اسپانیایی، ایتالیایی — همه به «صفت بعد از اسم» رسیدند، در حالی که ژرمنی‌ها — انگلیسی، آلمانی — به «صفت قبل از اسم» رسیدند.

ولی فرانسه یک لایه‌ی قدیمی را نگه داشت: صفت‌هایی که آن‌قدر پرکاربردند که عملاً با اسم یک واحد شده‌اند، سرِ جای قدیمی‌شان ماندند. petit garçon تقریباً یک کلمه است.

و همین توضیح می‌دهد چرا جا معنی را عوض می‌کند:

صفتِ مقدم بخشی از خودِ مفهوم است. صفتِ مؤخر یک خبرِ تازه درباره‌ی آن است.

un grand homme — بزرگی جزو تعریفِ اوست، پس معنوی می‌شود. un homme grand — قد یک ویژگیِ اضافه است، پس فیزیکی می‌شود.

نکته‌ی عملی: اگر صفتِ تازه‌ای یاد گرفتی و نمی‌دانی کجا بگذاری، بعد از اسم بگذار. احتمالِ درست‌بودن خیلی بالاتر است.

مرتبط