مقایسه‌های بی‌قاعده — meilleur و mieux

چهار کلمه که plus نمی‌گیرندB1

این صفحه را دک کن۱۸ کارت آماده — با تلفظ و معنی

در یک خط

bon و bien هیچ‌وقت با plus نمی‌آیند — شکلِ مقایسه‌ایِ خودشان را دارند، و اولی صفت است و دومی قید.

فرم‌های این صفحه

فرمیعنیتلفظ
meilleurبهتر — صفت است، جای اسم را وصف می‌کند/mɛ.jœʁ/
mieuxبهتر — قید است، فعل را وصف می‌کند/mjø/

جدول

پایهنوعمقایسهبرترین
bon /bɔ̃/ — خوبصفتmeilleur /mɛ.jœʁ/le meilleur /lə mɛ.jœʁ/
bien /bjɛ̃/ — خوب، خوب‌بودنقیدmieux /mjø/le mieux /lə mjø/
mauvais /mo.vɛ/ — بدصفتpire /piʁ/
plus mauvais /ply mo.vɛ/
le pire /lə piʁ/
mal /mal/ — بدقیدpis /pi/
plus mal /ply mal/
le pis /lə pi/ (کهنه)
petit /pə.ti/ — کوچکصفتmoindre /mwɛ̃dʁ/
plus petit /ply pə.ti/
le moindre /lə mwɛ̃dʁ/

plus bon و plus bien هر دو غلط‌اند. ولی moins bon درست است — بی‌قاعدگی فقط سمتِ «بیشتر» را می‌گیرد.

meilleur یا mieux؟ — تنها سؤالی که مهم است

meilleur صفت است، پس اسم را وصف می‌کند. mieux قید است، پس فعل را.

نمونهتلفظ
صفت — با اسم یا بعد از êtreC'est un meilleur livre.
Ce livre est meilleur.
/sɛ.t‿œ̃ mɛ.jœʁ livʁ/ · /sə livʁ ɛ mɛ.jœʁ/
قید — با فعلِ عملIl travaille mieux.
Ça va mieux.
/il tʁa.vaj mjø/ · /sa va mjø/

یک تستِ ساده: جای آن کلمه، «خوبتر» می‌گذاری یا «بهتر»؟

اگر می‌شود «چیزِ بهتری» → meilleur. اگر می‌شود «بهتر انجام دادن» → mieux.

و meilleur مثل هر صفتی مطابقت می‌کند

تلفظ
مذکر مفردmeilleur/mɛ.jœʁ/
مؤنث مفردmeilleure/mɛ.jœʁ/
مذکر جمعmeilleurs/mɛ.jœʁ/
مؤنث جمعmeilleures/mɛ.jœʁ/

mieux قید است، پس هیچ‌وقت تغییر نمی‌کند.

pire — و اینکه plus mauvais هم درست است

pire /piʁ/معنویِ شدیدتر — C'est pire que je pensais. /sɛ piʁ kə ʒə pɑ̃.sɛ/
plus mauvais /ply mo.vɛ/کیفیتِ عینی — Ce vin est plus mauvais. /sə vɛ̃ ɛ ply mo.vɛ/

هر دو پذیرفته‌اند. pire رسمی‌تر و رایج‌تر است.

moindre — تقریباً همیشه معنوی

plus petit /ply pə.ti/اندازه‌ی فیزیکی — une plus petite maison /yn ply pə.tit mɛ.zɔ̃/
moindre /mwɛ̃dʁ/اهمیت و درجه — un problème de moindre importance /œ̃ pʁɔ.blɛm də mwɛ̃dʁ ɛ̃.pɔʁ.tɑ̃s/

و در یک عبارتِ پرکاربرد:

sans le moindre doute — بدون کوچک‌ترین شک le moindre effort — کمترین تلاش

عبارت‌های ساخته‌شده روی این‌ها

عبارتتلفظمعنی
de mieux en mieux/də mjø ɑ̃ mjø/بهتر و بهتر
de pire en pire/də piʁ ɑ̃ piʁ/بدتر و بدتر
Ça va mieux./sa va mjø/بهتر شده‌ام
Il vaut mieux …/il vo mjø/بهتر است که…
faire de son mieux/fɛʁ də sɔ̃ mjø/نهایتِ تلاش را کردن
au pire/o piʁ/در بدترین حالت
tant mieux/tɑ̃.mjø/چه بهتر
tant pis/tɑ̃.pi/عیبی ندارد، بگذار باشد
le meilleur ami/lə mɛ.jœ.ʁ‿a.mi/بهترین دوست

Il vaut mieux + مصدر یکی از پرکاربردترین ساخت‌های گفتاری است: Il vaut mieux partir maintenant. — بهتر است حالا برویم.

مثال‌ها

فارسیفرانسهتلفظ
این کتاب بهتر است.Ce livre est meilleur./sə livʁ ɛ mɛ.jœʁ/
بهتر کار می‌کند.Il travaille mieux./il tʁa.vaj mjø/
حالم بهتر است.Ça va mieux./sa va mjø/
بهترین دوستم.Mon meilleur ami./mɔ̃ mɛ.jœ.ʁ‿a.mi/
از آنچه فکر می‌کردم بدتر است.C'est pire que je pensais./sɛ piʁ kə ʒə pɑ̃.sɛ/
بهتر است حالا برویم.Il vaut mieux partir maintenant./il vo mjø paʁ.tiʁ mɛ̃t.nɑ̃/
بهتر و بهتر می‌شود.Ça va de mieux en mieux./sa va də mjø.z‿ɑ̃ mjø/
نهایتِ تلاشم را کردم.J'ai fait de mon mieux./ʒe fɛ də mɔ̃ mjø/
بهترین راه‌حل.La meilleure solution./la mɛ.jœʁ sɔ.ly.sjɔ̃/
در بدترین حالت، فردا.Au pire, demain./o piʁ də.mɛ̃/

غلط‌های رایج

❌✅چرا
plus bonmeilleurبی‌قاعده است
plus bienmieuxهمین
Il travaille meilleur.Il travaille mieux.فعل قید می‌خواهد
C'est mieux livre.C'est un meilleur livre.اسم صفت می‌خواهد
la meilleur solutionla meilleure solutionmeilleur مطابقت می‌کند
de mieux en meilleurde mieux en mieuxعبارتِ ثابت است

چرا این چهارتا مقاومت کردند

پرکاربردترین کلمه‌ها دیرتر منظم می‌شوند

یک قاعده‌ی عمومی در همه‌ی زبان‌ها: هرچه کلمه‌ای پرکاربردتر باشد، بیشتر احتمال دارد شکلِ بی‌قاعده‌ی قدیمی‌اش را نگه دارد.

چون شکلِ بی‌قاعده را باید تک‌تک شنید و حفظ کرد — و کلمه‌ای که روزی صد بار می‌شنوی، به‌راحتی حفظ می‌شود. کلمه‌ای که سالی یک بار می‌شنوی، ذهن با قاعده‌ی عمومی بازسازی‌اش می‌کند و کم‌کم منظم می‌شود.

همین الگو در فارسی هم هست: «رفتن ← رفت» بی‌قاعده مانده چون پرکاربرد است، ولی فعل‌های تازه همه با قاعده صرف می‌شوند.

و در انگلیسی: good → better · bad → worse — دقیقاً همان دو کلمه‌ای که در فرانسه بی‌قاعده‌اند. این تصادفی نیست؛ هر دو زبان همان چیزی را نگه داشته‌اند که هر روز به کار می‌رود.

نکته‌ی عملی: برای همین این چهارتا را جدا حفظ کن، ولی نگران بقیه نباش — هیچ صفتِ دیگری در فرانسه مقایسه‌ی بی‌قاعده ندارد.

مرتبط