آیا باید خودروها را از مرکز شهرها ممنوع کرد؟
صورت سؤال
4 دقیقه و 30 ثانیه · بدون آمادگیVous passez l'épreuve d'expression orale, tâche 3. L'examinateur vous écoute, il n'intervient pas et ne vous répond pas : vous êtes seul(e) à parler. Vous n'avez pas de temps de préparation.
Sujet : de plus en plus de grandes villes envisagent de fermer entièrement leur centre à la circulation automobile. Selon vous, faut-il aller jusqu'à interdire les voitures dans les centres-villes ?
Présentez votre point de vue de façon claire et organisée, appuyez-le sur des arguments et des exemples, puis concluez. Vous devez parler de manière spontanée et continue pendant environ 4 minutes 30.
TCF Canada — expression orale — tâche 3
ترجمهی صورت سؤال
تشهد مدن كبرى متزايدة العدد دراسة إغلاق مراكزها بالكامل أمام حركة السيارات. في رأيك، هل يجب الذهاب إلى حد منع السيارات في مراكز المدن؟ اعرض وجهة نظرك بشكل واضح ومنظم، وادعمها بحجج وأمثلة، ثم اختم. عليك أن تتكلم بشكل عفوي ومتواصل لمدة 4 دقائق و30 ثانية تقريباً.
ترجمهی صورت سؤال
You are taking the speaking test, task 3. The examiner listens to you but does not intervene and does not answer you: you are alone in speaking. You have no preparation time. Topic: more and more large cities are considering closing their centres entirely to car traffic. In your opinion, should cars be banned from city centres? Present your point of view in a clear and organised way, support it with arguments and examples, then conclude. You must speak spontaneously and continuously for about 4 minutes 30 seconds.
ترجمهی صورت سؤال
شما در آزمون بیان شفاهی، تکلیف ۳ شرکت میکنید. ممتحن به شما گوش میدهد، دخالت نمیکند و پاسخی نمیدهد: فقط شما صحبت میکنید. زمان آمادهسازی ندارید. موضوع: شهرهای بزرگ بیشتر و بیشتر به فکر آن هستند که مرکز خود را کاملاً به روی تردد خودرو ببندند. به نظر شما، آیا باید تا آنجا پیش رفت که خودروها در مراکز شهرها ممنوع شوند؟ دیدگاه خود را روشن و منظم ارائه کنید، آن را با استدلال و مثال پشتیبانی کنید و سپس نتیجه بگیرید. باید بهصورت خودجوش و پیوسته، حدود ۴ دقیقه و ۳۰ ثانیه صحبت کنید.
طرح پاسخ
مقدمه (۳۰ ثانیه): سؤال را با جملهٔ خودتان بازگو کنید، نشان دهید که موضوع روز است (شهرهایی که پیادهراهسازی را آزمایش میکنند) و موضع خود را همراه با بخشهای اصلی سخنرانی روشن اعلام کنید: «Je vais développer trois idées…»
استدلالهای موافق محدودسازی (۱ دقیقه): سلامت و کیفیت هوا، سر و صدا، امنیت عابران، بازگرداندن فضای عمومی به ساکنان، اثر بر تجارت و گردشگری؛ حتماً یک مثال ملموس بیاورید.
محدودیتهای ممنوعیت کامل (۱ دقیقه): عدالت اجتماعی (کارگران حاشیهٔ شهر)، افراد با تحرک کم، تحویل کالا و صنعتگران، محدودیتهای آبوهوایی مانند زمستان کانادا.
راهحل شما و پاسخ به اعتراض احتمالی (۱ دقیقه و ۳۰ ثانیه): نخست حملونقل عمومی، مناطق کمانتشار، عوارض شهری، استثناها، پارکینگهای حاشیهای متصل به مترو یا تراموا؛ به کسانی که گذار تدریجی را در برابر فوریت اقلیمی بیش از حد کند میدانند پاسخ دهید: «On me répondra peut-être que…»
نتیجهگیری (۳۰ ثانیه): موضع خود را در یک یا دو جمله جمعبندی کنید و با یک جملهٔ قوی پایان دهید: «convaincre avant de contraindre»
نکتهٔ مهم: تمام ۴ دقیقه و ۳۰ ثانیه را بدون وقفه صحبت کنید؛ از رابطهای گوناگون استفاده کنید و اگر گیر کردید، بازگویی کنید («autrement dit», «c'est-à-dire»).
پاسخ نمونه
حدود 538 کلمهBonjour. La question que vous me posez est très actuelle, car de nombreuses métropoles, de Montréal à Paris en passant par Oslo, testent des centres-villes sans voitures. Pour ma part, je pense qu'il ne faut pas une interdiction totale et immédiate, mais une restriction progressive et bien accompagnée. Je vais développer trois idées : les bénéfices d'une telle mesure, ses limites, puis la solution que je défends.
Commençons par les avantages, qui sont réels. D'abord, la santé publique. Les moteurs thermiques émettent des particules fines et du dioxyde d'azote, qui provoquent des maladies respiratoires, surtout chez les enfants et les personnes âgées. Moins de voitures, c'est un air plus propre et moins de bruit. Ensuite, la sécurité : dans les rues piétonnes, les accidents diminuent nettement. Enfin, l'espace public est rendu aux habitants. Quand on remplace des places de stationnement par des terrasses, des arbres et des pistes cyclables, le centre devient un lieu de vie agréable, ce qui attire aussi les touristes. À Montréal, la rue Sainte-Catherine, piétonnisée en été, en est un bon exemple : les commerçants y ont vu revenir les clients.
Cependant, une interdiction brutale pose de vrais problèmes. Premièrement, l'équité sociale. Tout le monde n'habite pas près du centre, et beaucoup de travailleurs, souvent modestes, vivent en banlieue, là où les transports en commun sont insuffisants. Leur interdire la voiture sans alternative, c'est les pénaliser. Deuxièmement, il y a les personnes à mobilité réduite, les personnes âgées et les familles avec de jeunes enfants, qui ont parfois besoin d'un véhicule. Troisièmement, les livraisons et les artisans : un plombier ou un commerçant ne peut pas tout transporter à vélo. Enfin, au Canada, l'hiver rend la marche et le vélo difficiles pendant plusieurs mois, ce qui limite l'argument de la mobilité douce.
Alors, quelle est ma position ? Je suis favorable à une réduction forte de la circulation, mais pas à une interdiction absolue. Je propose d'abord de développer massivement les transports en commun : métro, bus fréquents, trains de banlieue, avec des tarifs abordables, avant de restreindre quoi que ce soit. Ensuite, il faut créer des zones à faibles émissions et instaurer un péage urbain, comme à Londres ou à Stockholm, pour décourager les trajets inutiles tout en finançant les transports. Il faut aussi prévoir des dérogations pour les résidents, les livraisons à certaines heures, les ambulances et les personnes handicapées. Enfin, on peut installer de grands parcs relais à l'entrée de la ville, pour que les automobilistes laissent leur voiture et prennent le tramway.
On me répondra peut-être qu'un changement progressif est trop lent face à l'urgence climatique. C'est vrai que le transport est une source majeure de gaz à effet de serre. Mais l'expérience montre que les mesures imposées sans concertation provoquent des rejets et finissent parfois par être abandonnées. Une transition accompagnée, au contraire, est mieux acceptée et plus durable.
Pour conclure, je pense que le centre-ville doit appartenir d'abord aux piétons, aux cyclistes et aux transports collectifs, mais que la voiture ne doit pas être bannie du jour au lendemain. Il faut convaincre avant de contraindre : offrir des alternatives crédibles, puis réduire progressivement la place de la voiture. C'est ainsi que l'on conciliera écologie, justice sociale et vie économique. Je vous remercie.
نمایش ترجمه
سلام. پرسشی که از من میکنید بسیار روز است، چون بسیاری از کلانشهرها، از مونترال تا پاریس و اسلو، مراکز شهری بدون خودرو را آزمایش میکنند. از نظر من، نباید ممنوعیتی کامل و فوری وضع کرد، بلکه باید محدودیتی تدریجی و همراه با پشتیبانی درست اعمال شود. سه ایده را بسط میدهم: فواید چنین اقدامی، محدودیتهای آن و سپس راهحلی که از آن دفاع میکنم.
با مزایا شروع کنیم که واقعی هستند. نخست، سلامت عمومی. موتورهای درونسوز ذرات ریز و دیاکسید نیتروژن منتشر میکنند که باعث بیماریهای تنفسی میشوند، بهویژه در کودکان و سالمندان. خودروی کمتر یعنی هوای پاکتر و سر و صدای کمتر. سپس امنیت: در خیابانهای پیاده تصادفات بهوضوح کاهش مییابد. و سرانجام، فضای عمومی به ساکنان بازگردانده میشود. وقتی جای پارک را با کافههای روباز، درخت و مسیر دوچرخه عوض میکنیم، مرکز شهر به مکانی دلپذیر برای زندگی تبدیل میشود که گردشگران را هم جذب میکند. در مونترال، خیابان سنتکاترین که در تابستان پیادهراه میشود، مثال خوبی است: کسبه دیدهاند که مشتریان بازگشتهاند.
با این حال، ممنوعیت ناگهانی مشکلات واقعی ایجاد میکند. اول، عدالت اجتماعی. همه نزدیک مرکز زندگی نمیکنند و بسیاری از کارگران، که اغلب درآمد متوسطی دارند، در حومه زندگی میکنند، جایی که حملونقل عمومی کافی نیست. ممنوع کردن خودرو برای آنها بدون جایگزین یعنی تنبیهشان. دوم، افراد با تحرک کم، سالمندان و خانوادههای دارای کودک خردسال هستند که گاهی به وسیلهٔ نقلیه نیاز دارند. سوم، تحویل کالا و صنعتگران: یک لولهکش یا یک مغازهدار نمیتواند همهچیز را با دوچرخه حمل کند. سرانجام، در کانادا زمستان پیادهروی و دوچرخهسواری را چند ماه دشوار میکند و این استدلال جابهجایی نرم را محدود میسازد.
پس موضع من چیست؟ من موافق کاهش شدید تردد هستم، اما نه ممنوعیت مطلق. پیشنهاد میکنم نخست حملونقل عمومی را بهطور گسترده توسعه دهیم: مترو، اتوبوسهایی با رفتوآمد مکرر، قطارهای حومهای، با نرخهای مناسب، پیش از آنکه چیزی را محدود کنیم. سپس باید مناطق کمانتشار ایجاد کرد و عوارض شهری وضع کرد، مانند لندن یا استکهلم، تا سفرهای غیرضروری را کاهش دهیم و در عین حال هزینهٔ حملونقل را تأمین کنیم. همچنین باید برای ساکنان، تحویل کالا در ساعاتی معین، آمبولانسها و افراد دارای معلولیت استثنا در نظر گرفت. سرانجام میتوان پارکینگهای بزرگ حاشیهای در ورودی شهر ساخت تا رانندگان خودرو را رها کنند و سوار تراموا شوند.
شاید در پاسخ بگویند که تغییر تدریجی در برابر فوریت اقلیمی بیش از حد کند است. درست است که حملونقل منبع عمدهٔ گازهای گلخانهای است. اما تجربه نشان میدهد اقداماتی که بدون مشورت تحمیل شوند، مقاومت برمیانگیزند و گاهی سرانجام کنار گذاشته میشوند. در مقابل، گذاری همراه با پشتیبانی بهتر پذیرفته میشود و پایدارتر است.
در پایان، فکر میکنم مرکز شهر باید پیش از هر چیز متعلق به عابران، دوچرخهسواران و حملونقل همگانی باشد، اما خودرو را نباید یکشبه ممنوع کرد. باید پیش از مجبور کردن، متقاعد کرد: جایگزینهای باورپذیر ارائه داد و سپس جای خودرو را بهتدریج کاهش داد. به این شکل است که میان بومشناسی، عدالت اجتماعی و زندگی اقتصادی سازگاری برقرار میکنیم. از شما سپاسگزارم.
واژگان کلیدی
| واژه یا عبارت | معنی |
|---|---|
| piétonniser une rue | خیابانی را به پیادهراه تبدیل کردن که خودرو در آن تردد نمیکند |
| la mobilité douce | جابهجایی بدون موتور آلاینده، مثل پیادهروی، دوچرخه و اسکوتر |
| les particules fines | ذرات بسیار ریز آلاینده که بیشتر از موتورها خارج میشوند و برای ریهها خطرناکاند |
| une zone à faibles émissions | منطقهای در شهر که تردد آلایندهترین وسایل نقلیه در آن ممنوع یا محدود است |
| un péage urbain | عوارضی که برای ورود با خودرو به مرکز شهر پرداخت میشود |
| un parc relais | پارکینگی در ورودی شهر که به مترو یا تراموا متصل است |
| une dérogation | اجازهٔ استثنایی برای رعایت نکردن یک قاعده |
| les transports en commun | حملونقل عمومی: اتوبوس، مترو، تراموا و قطار |
| les gaz à effet de serre | گازهای عامل گرمایش زمین، مانند دیاکسید کربن |
| dissuader quelqu'un de faire quelque chose | کسی را از انجام کاری منصرف کردن |
| la congestion / les embouteillages | وضعیتی که ترافیک بسیار سنگین است و خودروها بهکندی حرکت میکنند؛ شلوغی و ترافیک |
| à mobilité réduite | دربارهٔ کسی که بهسختی جابهجا میشود (بهسبب معلولیت یا سن) |
| concilier A et B | میان دو چیز بهظاهر متضاد سازگاری ایجاد کردن |
| la transition écologique | گذار تدریجی به شیوهٔ زندگی کمآلودگیتر |
اشتباههای رایج
«malgré que» و «bien que» با وجهِ اخباری (indicatif) به کار نمیروند؛ پس از آنها subjonctif لازم است. «malgré le fait que» هم همینطور.
نادرستBien que c'est utile
درستBien que ce soit utile
فعل «pallier» متعدی مستقیم است و حرف اضافهٔ «à» نمیگیرد.
نادرستpallier à un problème
درستpallier un problème
«à cause que» و «parce que de» غلطاند: پیش از جمله «parce que» و پیش از اسم «à cause de» به کار ببرید.
نادرستà cause que les villes polluent
درستparce que les villes polluent / à cause de la pollution
پس از «il faut que»، «je souhaite que» و «il est nécessaire que» باید subjonctif آورد، نه آیندهٔ اخباری یا حال اخباری.
نادرستIl faut que les villes agiront
درستIl faut que les villes agissent
«plus meilleur» و «plus mieux» غلطاند چون meilleur و mieux خودشان صفت و قید تفضیلیاند. میتوان گفت «meilleur»، «mieux» یا «bien meilleur».
نادرستplus meilleur
درستbien meilleur
تکرار نهاد با ضمیر در سخن رسمیتر شفاهی درست نیست؛ نهاد را فقط یک بار بیاورید.
نادرستLes gens, ils pensent que…
درستLes gens pensent que…
حروف تعریف ادغامی (du، des، aux) را درست به کار ببرید و بهجای «les transports communs» بگویید «les transports en commun».
نادرستles transports communs
درستles transports en commun
استدلالها را فقط با «et puis»، «aussi» یا «en effet» پشت هم نیاورید؛ از رابطهای متنوعتر مانند «d'une part… d'autre part»، «en outre»، «cependant» و «par conséquent» استفاده کنید.
نادرستEt puis, aussi, en effet…
درستD'une part… d'autre part… ; en outre ; cependant ; par conséquent
کلیگویی بدون مثال ملموس استدلال را ضعیف میکند. در تکلیف ۳، مثالی دقیق (شهر، اقدام یا عدد) متقاعدکنندهتر است.
زیاد تند صحبت نکنید و پیش از پایان وقت ساکت نشوید. برای ۴ دقیقه و ۳۰ ثانیه ۴ تا ۵ ایدهٔ پرورده آماده کنید و هنگام گیر کردن از بازگویی مانند «autrement dit» و «c'est-à-dire» کمک بگیرید.
دستور زبانی که این سؤال لازم دارد
سابژونکتیف پس از عبارتهای ضرورت، خواست و تقابل (il faut que، je souhaite que، bien que)
در این موضوع باید نظر خود را دربارهی اقدامات لازم بیان کنید («باید شهرها اقدام کنند») و نظر مخالف را بپذیرید و رد کنید («هرچند این اقدام مفید است...»). همهی این ساختارها سابژونکتیف میخواهند و غلطهایی که در اینجا رخ میدهد در نمرهی دستور زبان اثر مستقیم دارد. «bien que» و «il faut que» همیشه با سابژونکتیف میآیند؛ اما «après que» استثنا است و در فرانسهی دقیق با اندیکاتیف میآید.
- Il faut que les villes développent les transports en commun avant d'interdire la voiture.
- Bien que cette mesure soit utile, elle peut pénaliser les travailleurs de banlieue.
- Je souhaite que chaque habitant puisse se déplacer facilement, même sans voiture.
- Il est nécessaire que les pouvoirs publics prévoient des dérogations.
بیان شرط و فرضیه با si و حالت شرطی (conditionnel)
برای ارزیابی پیامدهای یک ممنوعیت فرضی («اگر مرکز شهر را ببندیم، ...») به جملهی شرطی نیاز دارید. ساختار رایج: si + imparfait در جملهی شرط و conditionnel présent در جواب. پس از si هرگز conditionnel نمیآید.
- Si on interdisait totalement les voitures, les travailleurs modestes seraient pénalisés.
- Si les transports en commun étaient plus fréquents, beaucoup d'automobilistes laisseraient leur voiture.
- Si le centre-ville devenait piéton, les commerçants verraient peut-être revenir les clients.
رابطهای منطقی برای ساختن گفتار (تقابل، نتیجه، افزودن)
در بخش ۴ دقیقه و ۳۰ ثانیهای بدون مخاطب فعال، تنها انسجام و ساختار گفتار شما را نجات میدهد. مصحح دنبال تنوع رابطها است، نه تکرار «et puis» و «aussi».
- D'une part, la qualité de l'air s'améliore ; d'autre part, l'espace public est rendu aux habitants.
- Cependant, une interdiction brutale pose de vrais problèmes.
- Par conséquent, il vaut mieux agir progressivement.
- En outre, les livraisons doivent rester possibles à certaines heures.
فعلهای متعدی مستقیم و حرف اضافهی درست (pallier، dissuader de، concilier A et B)
واژگان این موضوع شامل چند فعل است که زبانآموزان با حرف اضافهی غلط به کار میبرند، مانند «pallier à». استفادهی درست از آنها سطح C1 را نشان میدهد.
- Il faut pallier le manque de transports en banlieue.
- Le péage urbain dissuade les automobilistes de venir en centre-ville.
- On doit concilier écologie et justice sociale.
عبارتهای آماده برای پاسخ
| عبارت | کاربرد |
|---|---|
| La question est d'actualité, car de nombreuses villes + verbe | برای شروع مقدمه: بازگویی سؤال و نشان دادن اینکه موضوع روز است. |
| Pour ma part, je pense que + indicatif | برای اعلام صریح موضع خود در مقدمه؛ توجه کنید که در حالت مثبت «je pense que» اندیکاتیف میگیرد. |
| Je vais développer trois idées : d'abord…, ensuite…, enfin… | برای اعلام طرح گفتار؛ به مصحح نشان میدهد که سازمانیافته صحبت میکنید. |
| D'une part… d'autre part… | برای ارائهی دو جنبهی یک موضوع بهصورت متوازن. |
| Prenons l'exemple de + nom propre | برای آوردن مثال مشخص (شهر، اقدام، عدد) که برای تکلیف ۳ ضروری است. |
| Cependant, … pose de vrais problèmes | برای گذار از مزایا به محدودیتها. |
| Autrement dit, … / c'est-à-dire… | برای بازگویی یک ایده هنگام گیر کردن یا برای روشنتر کردن حرف خود و پر کردن زمان. |
| On me répondra peut-être que + indicatif | برای پیشبینی اعتراض مخالفان و پاسخ دادن به آن، که نشانهی تفکر انتقادی است. |
| C'est vrai que…, mais l'expérience montre que… | برای پذیرفتن بخشی از استدلال مخالف و سپس رد آن. |
| Je suis favorable à + nom / Je suis opposé(e) à + nom | برای بیان موافقت یا مخالفت با نظر شفاف و رسمی. |
| Pour conclure, je pense que… | برای شروع نتیجهگیری و جمعبندی موضع در یک یا دو جمله. |
| Il faut convaincre avant de contraindre. | برای پایانبندی قوی و بهیادماندنی. |
بانک ایدهها
| موضع | استدلال | مثال |
|---|---|---|
| موافق محدودیت | سلامت عمومی: موتورهای احتراقی ذرات ریز و دیاکسید نیتروژن تولید میکنند که بیماریهای تنفسی ایجاد میکنند. | کودکان و سالمندان بیش از همه آسیب میبینند؛ با کمتر شدن خودرو، هوای مرکز شهر پاکتر و آرامتر میشود. |
| موافق محدودیت | ایمنی عابران: در خیابانهای عابرپیاده تصادفها بهوضوح کم میشود. | خانوادهای با کودک خردسال میتواند بدون ترس در میدان یا خیابان قدم بزند. |
| موافق محدودیت | بازگرداندن فضای عمومی به ساکنان: بهجای جای پارک، تراس کافه، درخت و مسیر دوچرخه. | مرکز شهر به محلی دلپذیر برای زندگی تبدیل میشود و گردشگران را هم جذب میکند. |
| موافق محدودیت | اثر مثبت بر تجارت: عابران بیشتر از رانندگان در مغازهها خرید میکنند. | خیابان Sainte-Catherine در مونترال که در تابستان عابرپیاده میشود؛ مغازهداران مشتریان را بازگشته دیدهاند. |
| مخالف ممنوعیت کامل | عدالت اجتماعی: بسیاری از کارگران با درآمد کم در حومه زندگی میکنند که حملونقل عمومی در آن کافی نیست. | کارگری که صبح زود شیفت دارد و مترو و اتوبوس در ساعت او کار نمیکند، با ممنوعیت جریمه میشود. |
| مخالف ممنوعیت کامل | افراد با تحرک کم: سالمندان، معلولان و خانوادههای دارای کودک خردسال گاهی به خودرو نیاز دارند. | فردی که نمیتواند راه طولانی برود، بدون استثنا نمیتواند به پزشک مرکز شهر برسد. |
| مخالف ممنوعیت کامل | تحویل کالا و صنعتگران: لولهکش یا مغازهدار نمیتواند همهچیز را با دوچرخه ببرد. | تامین کالا برای رستورانها و داروخانهها بدون کامیون و ون ناممکن است. |
| مخالف ممنوعیت کامل | محدودیتهای اقلیمی: در کانادا زمستان چند ماه پیادهروی و دوچرخهسواری را دشوار میکند. | در مونترال با برف و دمای زیر صفر، استدلال «حملونقل نرم» در زمستان کماثر میشود. |
| نظر میانه (راهحل) | ابتدا توسعهی گستردهی حملونقل عمومی با قیمت مناسب، بعد محدود کردن خودرو. | مترو، اتوبوسهای پرتکرار و قطارهای حومهای؛ تا جایگزین معتبر نباشد، محدودیت را اعمال نکنیم. |
| نظر میانه (راهحل) | مناطق کمانتشار و عوارض شهری برای کاهش سفرهای غیرضروری و تأمین مالی حملونقل. | لندن و استکهلم عوارض شهری دارند و درآمد آن صرف حملونقل عمومی میشود. |
| نظر میانه (راهحل) | استثناها (dérogations) و پارکینگهای حاشیهای (parcs relais). | ساکنان، آمبولانسها، معلولان و تحویل کالا در ساعات معین مجاز باشند؛ رانندگان خودرو را در ورودی شهر بگذارند و با تراموا بروند. |
| نظر میانه (پاسخ به اعتراض) | اعتراض: گذار تدریجی در برابر فوریت اقلیمی کند است. پاسخ: حملونقل منبع مهم گازهای گلخانهای است، اما اقدام تحمیلی بدون مشورت مقاومت و گاه لغو بهدنبال دارد. | گذار همراه با حمایت بیشتر پذیرفته میشود و پایدارتر است. |
ارزیاب به چه چیزی توجه میکند
مصحح در این تکلیف دنبال یک گفتار پیوسته و سازمانیافته است که حدود ۴ دقیقه و ۳۰ ثانیه ادامه پیدا کند: مقدمهای با موضع روشن، دو یا سه بخش مشخص و نتیجهگیری. موضع شما باید روشن و قابل دفاع باشد (موافقت، مخالفت یا نظر میانه، هر سه ممکن است) و هر استدلال با یک مثال مشخص مانند شهر، اقدام یا عدد پشتیبانی شود. تنوع رابطها، دقت در سابژونکتیف و جملههای شرطی، و دایرهی واژگانی مناسب سطح B2 تا C1 اهمیت زیادی دارد. اگر گیر کردید با «autrement dit» یا «c'est-à-dire» حرفتان را بازگو کنید، ولی بیش از حد تند صحبت نکنید و قبل از پایان زمان توقف نکنید.