پرسیدن از یک دوست دربارهی شرکتش در یک برنامهی مسابقهی تلویزیونی
صورت سؤال
2 دقیقه آمادگی + 3 دقیقه و 30 ثانیهSituation : un(e) ami(e) est passé(e) à la télévision dans une émission de divertissement où des participants concourent pour gagner des prix. Vous songez à tenter votre chance à votre tour. Vous le/la rencontrez pour en savoir plus.
Rôles : l'examinateur joue votre ami(e), qui a vécu cette expérience. Vous êtes le candidat : c'est vous qui menez l'échange et posez les questions.
Tâche : interrogez votre ami(e) afin d'obtenir les informations dont vous avez besoin pour décider si vous vous lancez. Renseignez-vous par exemple sur la façon de s'inscrire et les critères exigés, sur le déroulement de l'émission et les épreuves, sur les gains, sur l'ambiance et les difficultés rencontrées, et sur ce que cette expérience lui a apporté.
Durée : 2 minutes de préparation, puis 3 minutes 30 d'échange.
TCF Canada — expression orale — tâche 2
ترجمهی صورت سؤال
الوضعية: صديق (أو صديقة) لك ظهر على التلفزيون في برنامج ترفيهي يتنافس فيه المشاركون للفوز بجوائز. تفكّر في أن تجرّب حظك بدورك. تلتقي به/بها لمعرفة المزيد. الأدوار: الممتحن يؤدي دور صديقك الذي عاش هذه التجربة. أنت المترشح: أنت من يقود الحوار ويطرح الأسئلة. المهمة: اسأل صديقك للحصول على المعلومات التي تحتاجها لتقرر هل ستخوض التجربة. استعلم مثلًا عن طريقة التسجيل والشروط المطلوبة، وعن سير البرنامج والمراحل، وعن الجوائز، وعن الأجواء والصعوبات التي واجهها، وعمّا أضافته له هذه التجربة. المدة: دقيقتان للتحضير، ثم 3 دقائق ونصف للحوار.
ترجمهی صورت سؤال
Situation: a friend has appeared on television in an entertainment show where contestants compete to win prizes. You are thinking of trying your luck too. You meet your friend to find out more. Roles: the examiner plays your friend, who has been through this experience. You are the candidate: you lead the exchange and ask the questions. Task: question your friend in order to get the information you need to decide whether to go for it. Find out, for example, how to register and what the requirements are, how the show runs and what the tests are, what the prizes are, what the atmosphere is like and what difficulties your friend met, and what the experience brought them. Duration: 2 minutes of preparation, then 3 minutes 30 of exchange.
ترجمهی صورت سؤال
موقعیت: یکی از دوستانتان در یک برنامهی سرگرمی تلویزیونی ظاهر شده است که در آن شرکتکنندگان برای بردن جایزه با هم رقابت میکنند. شما هم به فکر افتادهاید که شانس خود را امتحان کنید. با او ملاقات میکنید تا بیشتر بدانید. نقشها: ممتحن نقش دوست شما را بازی میکند که این تجربه را از سر گذرانده است. شما داوطلب هستید: این شما هستید که گفتگو را پیش میبرید و سؤال میپرسید. تکلیف: از دوستتان سؤال کنید تا اطلاعاتی را که برای تصمیمگیری دربارهی شرکت در مسابقه لازم دارید به دست آورید. برای مثال دربارهی روش ثبتنام و شرایط لازم، روند برنامه و مرحلهها، جایزهها، فضای برنامه و دشواریهایی که با آنها روبهرو شده، و آنچه این تجربه برایش به همراه داشته است، اطلاعات بگیرید. مدت: ۲ دقیقه آمادهسازی، سپس ۳ دقیقه و ۳۰ ثانیه گفتگو.
طرح پاسخ
شروع گفتگو: سلام کنید، بگویید که قصد شرکت در مسابقه را دارید و از دوستتان بخواهید تجربهاش را کوتاه تعریف کند. مثلاً: «Raconte-moi, ça s'est passé comment ?»
پرسش دربارهی ثبتنام: روش ثبتنام، سن یا وضعیت اقامتی لازم، مدارک مورد نیاز، انتخاب یا کستینگ، و مدت انتظار برای دریافت پاسخ.
پرسش دربارهی روند برنامه: روز فیلمبرداری، تعداد و نوع مرحلهها، آمادگی لازم، مدت برنامه، و فضای حاکم بین شرکتکنندگان، مجری و گروه.
پرداختن به جنبههای مهمتر: جایزهها، هزینههای احتمالی، استرس، حضور در برابر مردم، حق استفاده از تصویر؛ سپس نظر صادقانهی دوستتان را دربارهی ارزش این تجربه بپرسید.
به هر پاسخ واکنش نشان دهید (مثلاً «Ah bon ?» یا «Et du coup… ») و در پایان تشکر کنید و بگویید چه تصمیمی میگیرید.
پاسخ نمونه
حدود 342 کلمهCandidat : Salut Karim ! Alors, il paraît que tu es passé à la télé dans un jeu. Raconte-moi, ça s'est passé comment ? Examinateur : Salut ! Oui, c'était un jeu de culture générale sur une chaîne nationale. C'était une belle expérience. Candidat : Super ! Moi, j'hésite à m'inscrire. Comment as-tu fait pour t'inscrire, exactement ? Examinateur : Tout se fait en ligne, sur le site de la chaîne. On remplit un formulaire et on envoie une courte vidéo de présentation. Candidat : Une vidéo ? Et y a-t-il des conditions particulières, par exemple un âge minimum ou un statut précis ? Examinateur : Il faut avoir dix-huit ans et résider au Canada. Les résidents permanents sont acceptés. Candidat : D'accord, c'est rassurant pour moi. Et après l'envoi du dossier, combien de temps as-tu attendu une réponse ? Examinateur : Environ un mois. Ensuite, il y a eu un entretien par téléphone, puis un test écrit. Candidat : Un test écrit ? Sur quels sujets portaient les questions ? Examinateur : Un peu de tout : géographie, histoire, actualité. Rien d'impossible. Candidat : Très bien. Et le jour du tournage, comment ça se déroule ? Y a-t-il beaucoup d'épreuves ? Examinateur : Il y en a trois. On commence par un quiz, puis un jeu de rapidité, et enfin une finale en duel. Candidat : Ça a l'air intense ! Et l'ambiance sur le plateau, elle est comment ? L'animateur est sympa ? Examinateur : Très sympa. Il met les candidats à l'aise, mais le stress reste là quand même. Candidat : Je m'en doute. Comment t'es-tu préparé, toi ? Examinateur : J'ai regardé plusieurs épisodes et révisé l'actualité pendant trois semaines. Candidat : Bonne idée. Et côté gains, qu'est-ce qu'on peut remporter ? Y a-t-il des frais à avancer ? Examinateur : Aucun frais. J'ai gagné un voyage, mais l'argent dépend du résultat final. Candidat : Félicitations ! Une dernière chose : est-ce que tu referais l'expérience, et la conseillerais-tu à quelqu'un qui débute au Canada comme moi ? Examinateur : Oui, sans hésiter. Ça aide à prendre confiance et à se faire connaître. Candidat : Merci beaucoup, tes conseils m'aident énormément. Je vais m'inscrire dès ce soir !
نمایش ترجمه
داوطلب: سلام کریم! شنیدهام در یک برنامهی مسابقه در تلویزیون بودهای. برایم تعریف کن، چطور بود؟ ممتحن: سلام! بله، یک مسابقهی اطلاعات عمومی بود در یک شبکهی سراسری. تجربهی قشنگی بود. داوطلب: عالی! من دودلم که ثبتنام کنم یا نه. دقیقاً چطور ثبتنام کردی؟ ممتحن: همهچیز آنلاین و از طریق سایت شبکه انجام میشود. یک فرم پر میکنی و یک ویدیوی کوتاه معرفی میفرستی. داوطلب: ویدیو؟ شرایط خاصی هم هست، مثلاً حداقل سن یا وضعیت مشخصی؟ ممتحن: باید هجده سال داشته باشی و در کانادا ساکن باشی. مقیمهای دائم هم پذیرفته میشوند. داوطلب: باشه، برای من خیالم راحت شد. بعد از فرستادن پرونده، چقدر منتظر جواب ماندی؟ ممتحن: حدود یک ماه. بعد یک مصاحبهی تلفنی بود و بعدش یک آزمون کتبی. داوطلب: آزمون کتبی؟ سؤالها دربارهی چه موضوعهایی بود؟ ممتحن: از همهچیز کمی: جغرافیا، تاریخ، اخبار روز. هیچچیز غیرممکنی نبود. داوطلب: خیلی خوب. روز فیلمبرداری چطور پیش میرود؟ مرحلهها زیاد است؟ ممتحن: سه مرحله است. اول یک کوییز، بعد یک بازی سرعتی و در آخر فینال بهصورت دوئل. داوطلب: به نظر پرفشار میآید! فضای صحنه چطور است؟ مجری مهربان است؟ ممتحن: خیلی مهربان. شرکتکنندهها را راحت میکند، ولی بالاخره استرس هست. داوطلب: حدس میزنم. خودت چطور آماده شدی؟ ممتحن: چند قسمت از برنامه را دیدم و سه هفته اخبار روز را مرور کردم. داوطلب: فکر خوبی بود. از نظر جایزه، چه چیزهایی میشود برد؟ هزینهای هم باید پیشپرداخت کرد؟ ممتحن: هیچ هزینهای نیست. من یک سفر بردم، ولی مبلغ پول به نتیجهی نهایی بستگی دارد. داوطلب: تبریک! یک چیز آخر: دوباره این تجربه را تکرار میکردی، و آن را به کسی که مثل من تازه به کانادا آمده توصیه میکنی؟ ممتحن: بله، بدون تردید. به آدم اعتمادبهنفس میدهد و باعث میشود شناخته شوی. داوطلب: خیلی ممنون، توصیههایت خیلی کمکم کرد. من همین امشب ثبتنام میکنم!
واژگان کلیدی
| واژه یا عبارت | معنی |
|---|---|
| un candidat / un participant | شرکتکننده؛ کسی که در یک بازی یا مسابقه شرکت میکند |
| un plateau de tournage | صحنهی فیلمبرداری؛ محلی که برنامه در آن ضبط میشود |
| un casting | کستینگ؛ انتخاب افرادی که اجازهی شرکت دارند |
| remplir un formulaire d'inscription | پر کردن فرم ثبتنام؛ وارد کردن اطلاعات شخصی در یک سند، آنلاین یا کاغذی |
| remporter un gain / une cagnotte | بردن جایزه یا مبلغی پول |
| une épreuve éliminatoire | مرحلهی حذفی؛ آزمونی که در آن بازندهها از بازی خارج میشوند |
| le droit à l'image | حق تصویر؛ قانونی که از استفاده از تصویر فرد در رسانهها محافظت میکند |
| avoir le trac | دلهره داشتن؛ احساس استرس پیش از ظاهر شدن در برابر جمع |
| un animateur | مجری؛ کسی که برنامه را اجرا و هدایت میکند |
| se lancer / tenter sa chance | دل به دریا زدن و شانس خود را امتحان کردن، با وجود نامطمئن بودن نتیجه |
اشتباههای رایج
استفادهی ناهماهنگ از «تو» و «شما». با دوست باید از ابتدا تا انتها «تو» (tutoiement) را حفظ کنید.
نادرستSalut Karim ! Pouvez-vous me raconter ? Et toi, tu as aimé ?
درستSalut Karim ! Peux-tu me raconter ? Et toi, tu as aimé ?
پرسیدن سؤال بدون ساختار روشن یا وارونگی (inversion). بهتر است از ساختار درست استفاده کنید.
نادرستTu as fait comment inscris ?
درستComment t'es-tu inscrit ? / Comment as-tu fait pour t'inscrire ?
اشتباه گرفتن «participer» و «assister». در یک بازی «participer à» میگوییم؛ «assister à» یعنی بهعنوان تماشاگر در نمایش حضور داشتن.
نادرستJ'ai assisté au jeu comme candidat.
درستJ'ai participé au jeu.
عبارتهای نادرست: درست آن است که بگوییم «passer à la télévision» و «gagner un jeu télévisé».
نادرستJ'ai gagné le jeu de télévision. / Je suis passé dans la télé.
درستJ'ai gagné un jeu télévisé. / Je suis passé à la télévision.
پشتسرهم سؤال پرسیدن بدون واکنش به پاسخهای دوست. باید واکنش نشان دهید (مثلاً «Ah bon ?» یا «C'est intéressant») و پاسخ او را بازگو کنید.
بعد از «il faut que» باید وجه التزامی (subjonctif) بیاید، نه وجه اخباری.
نادرستIl faut que tu as dix-huit ans.
درستIl faut que tu aies dix-huit ans.
جواب دادن بهجای ممتحن یا زیاد صحبت کردن. نقش شما بیشتر پرسیدن است؛ سؤالهایتان را کوتاه و متنوع نگه دارید.
دستور زبانی که این سؤال لازم دارد
پرسشهای مؤدبانه و متنوع: وارونگی فاعل و فعل (inversion) در کنار «est-ce que»
در این تکلیف شما باید مدام سؤال بپرسید. اگر فقط یک ساختار را تکرار کنید، نمرهی تنوع و دقت کم میشود. با دوست خود صمیمی هستید، پس لحن محاورهای مجاز است، اما نشان دادن چند ساختار پرسشی امتیاز دارد.
- Comment t'es-tu inscrit ?
- Y a-t-il des conditions particulières ?
- Est-ce que tu referais l'expérience ?
- Combien de temps as-tu attendu une réponse ?
«il faut que» + مضارع التزامی (subjonctif)
برای پرسیدن دربارهی شرایط ثبتنام و مدارک لازم، ساختار «il faut que» بسیار کاربرد دارد و مصحح بهدقت به صرف درست فعل بعد از آن توجه میکند.
- Est-ce qu'il faut que j'aie un diplôme particulier ?
- Il faut que tu aies dix-huit ans.
- Faut-il que je prépare un dossier à l'avance ?
- Il faut que je fasse une vidéo de présentation ?
شرطی (conditionnel) برای ابراز تردید و پرسیدن نظر
شما هنوز تصمیم نگرفتهاید. شرطی برای بیان تردید، پرسیدن توصیه و طرح فرضیهها لازم است.
- Tu me conseillerais de tenter ma chance ?
- À ma place, tu t'inscrirais ?
- Ça me plairait beaucoup d'y participer.
- Est-ce que tu referais l'expérience ?
زمانهای گذشته (passé composé و imparfait) در پرسش دربارهی تجربهی دوست
دوست شما تجربهای گذشته داشته است. باید بتوانید دربارهی رویدادها (passé composé) و حالوهوا و شرایط (imparfait) درست سؤال کنید.
- Comment s'est passé le tournage ?
- Comment était l'ambiance sur le plateau ?
- Qu'est-ce que tu as ressenti avant de passer à l'antenne ?
- Combien d'épreuves y avait-il ?
عبارتهای آماده برای پاسخ
| عبارت | کاربرد |
|---|---|
| J'hésite à + infinitif, alors j'aimerais en savoir plus. | برای شروع گفتگو و توضیح دادن دلیل پرسشهای شما. |
| Raconte-moi, ça s'est passé comment ? | برای دعوت دوست به تعریف کردن تجربهاش در ابتدای مکالمه. |
| Comment as-tu fait pour + infinitif ? | برای پرسیدن روش انجام کاری، مثلاً ثبتنام یا آمادهشدن. |
| Y a-t-il des conditions particulières ? | برای پرسیدن شرایط ثبتنام مثل سن، اقامت یا مدارک. |
| Ah bon ? Et du coup… | برای واکنش به پاسخ دوست و ادامه دادن طبیعی گفتگو با سؤال بعدی. |
| Si je comprends bien, + phrase | برای بازگو کردن پاسخ دوست و اطمینان از درست فهمیدن. |
| Et côté + nom, qu'est-ce que… ? | برای رفتن سراغ موضوع جدید، مثلاً «Et côté gains, qu'est-ce qu'on peut remporter ?» |
| Je m'en doute. | برای نشان دادن همدلی و واکنش به حرف دوست، مثلاً دربارهی استرس. |
| À ta place, qu'est-ce que tu ferais ? | برای گرفتن توصیه و نظر صریح دوست پیش از تصمیمگیری. |
| Une dernière chose : + question | برای طرح آخرین پرسش و آماده کردن پایان گفتگو. |
| Merci beaucoup, tes conseils m'aident énormément. | برای تشکر و جمعبندی در پایان. |
| Je vais réfléchir, mais je pense que je vais + infinitif. | برای بیان تصمیم نهایی در انتها. |
بانک ایدهها
| موضع | استدلال | مثال |
|---|---|---|
| ثبتنام | روش و شرایط ثبتنام را بپرسید: فرم آنلاین، ویدیوی معرفی، سن، وضعیت اقامت. | بپرسید: «آیا باید ساکن کانادا باشم؟ رزیدنت دائم هم قبول میشود؟» این سؤال برای کسی که تازه به کانادا آمده بسیار طبیعی است. |
| ثبتنام | مراحل انتخاب (casting) و زمان انتظار را بپرسید. | «بعد از ارسال پرونده چقدر منتظر ماندی؟ مصاحبهی تلفنی یا آزمون کتبی هم بود؟» |
| روند برنامه | تعداد و نوع مسابقهها و مدت فیلمبرداری. | «چند مرحله بود؟ اول آزمون عمومی بود و بعد بازی سرعت؟ فیلمبرداری چند ساعت طول کشید؟» |
| روند برنامه | آمادگی لازم و منابع مطالعه. | «خودت چطور آماده شدی؟ قسمتهای قبلی را دیدی؟ اخبار را مرور کردی؟» |
| حالوهوا | فضای پشت صحنه، رفتار مجری و گروه، میزان استرس. | «مجری مهربان بود؟ استرس داشتی؟ چطور آرام شدی؟» |
| هزینه و جایزه | جوایز، هزینههای احتمالی (سفر، لباس) و مالیات یا شرایط دریافت جایزه. | «باید خودم هزینهی رفتوآمد را بدهم؟ جایزه نقدی بود یا سفر؟» |
| نکتهی احتیاطی | حضور عمومی و حق تصویر؛ ممکن است بعد از پخش، افراد شما را بشناسند. | «بعد از پخش برنامه مردم تو را در خیابان شناختند؟ قرارداد حق تصویر امضا کردی؟» |
| نتیجهی تجربه | آنچه تجربه به دوست داد: اعتمادبهنفس، آشناییها، شناختهشدن. | «اگر دوباره بشود، دوباره شرکت میکنی؟ به من که تازه به کانادا آمدهام توصیه میکنی؟» |
| نکتهی احتیاطی | سختیها: فشار روانی، احتمال باخت جلوی بینندگان، وقت صرفشده برای آمادگی. | «سختترین لحظه چه بود؟ اگر زود حذف میشدی، چه حسی داشتی؟» |
ارزیاب به چه چیزی توجه میکند
مصحح میخواهد ببیند شما واقعاً گفتگو را هدایت میکنید: با سؤالهای کوتاه، متنوع و درستساخت، همهی محورهای خواستهشده (ثبتنام، روند برنامه، جایزهها، فضا و سختیها، سودی که تجربه داشته) را پوشش میدهید. نشان دهید به پاسخها گوش میکنید: واکنش نشان دهید («Ah bon ?»)، بازگو کنید و سؤال بعدی را بر پایهی جواب بسازید. تو (tu) را از ابتدا تا انتها حفظ کنید و ساختارهای پرسشی و زمانهای فعل را متنوع و دقیق به کار ببرید. در پایان، با تشکر و بیان تصمیمتان گفتگو را بهطور طبیعی ببندید.