Shared deck

TOEFL – 400 Must-Have Words

TOEFL – 400 Must-Have Words. Each card includes senses, examples, Persian translation and Study activities.

شروع مرور
400کارت‌هاen → fa7/26/2026

پیش‌نمایش واژگان

نگاهی به درون این مجموعه

نمونه‌ای از واژه‌هایی که در انتظار شماست — برای مطالعه‌ی همه‌ی آن‌ها یک حساب رایگان بسازید.

400 کارت‌ها
#1C1verb
متن جلو
implant
/ɪmˈplænt/
متن پشت
کاشتن / جایگذاری جراحی (وسیله یا بافت در بدن)
#2B2verb
متن جلو
implement
/ˈɪmplɪmənt/
متن پشت
اجرا کردن یک برنامه، سیاست یا تصمیم
#3C1adverb
متن جلو
implicitly
/ɪmˈplɪsɪtli/
متن پشت
به‌طور ضمنی؛ بدون بیان صریح
#4B2PHRASE
متن جلو
in common
متن پشت
داشتن ویژگی‌ها، علایق یا خصوصیات مشترک (معمولاً با فعل 'have')
#5C1PHRASE
متن جلو
in the trenches
متن پشت
انجام کار عملی و سخت در خط مقدم
#6B2adjective
متن جلو
incompetent
/ɪnˈkɑːmpɪtənt/
متن پشت
بی‌کفایت، ناتوان (فقدان مهارت یا توانایی به معنای عمومی)
#7C1adjective
متن جلو
indisputable
/ˌɪn.dɪˈspjuː.tə.bəl/
متن پشت
قطعی و انکارناپذیر — درباره یک واقعیت، ادعا یا شواهد
#8C1adjective
متن جلو
industrious
/ɪnˈdʌs.tri.əs/
متن پشت
سخت‌کوش، پرتلاش (کسی که همیشه با جدیت و پشتکار کار می‌کند و تنبل نیست)
#9C2adjective
متن جلو
infinitesimal
/ˌɪnfɪnɪˈtɛsɪməl/
متن پشت
بسیار کوچک؛ آن‌قدر ناچیز که قابل اندازه‌گیری یا تشخیص نباشد
#10C1ADJ
متن جلو
inherent
/ɪnˈhɛrənt/
متن پشت
ذاتی (در اشیاء، نظام‌ها، فعالیت‌ها یا موقعیت‌ها)
#11C1verb
متن جلو
inject
/ɪnˈdʒɛkt/
متن پشت
تزریق کردن — وارد کردن مایع به بدن یا یک ظرف با سوزن و سرنگ
#12B2noun
متن جلو
integrity
/ɪnˈtɛɡrɪti/
متن پشت
صداقت اخلاقی و پایبندی به اصول محکم
#13C2verb
متن جلو
interdict
/ˌɪntərˈdɪkt/
متن پشت
ممنوع کردن رسمی (حقوقی/قانونی)
#14C2adverb
متن جلو
intrusively
/ɪnˈtruːsɪvli/
متن پشت
به شیوه‌ای که حریم خصوصی یا فضای شخصی دیگران را بدون دعوت نقض می‌کند
#15C1adverb
متن جلو
intuitively
/ɪnˈtjuːɪtɪvli/
متن پشت
به‌طور شهودی (از روی احساس یا حس درونی، نه استدلال آگاهانه)
#16C1adjective
متن جلو
invasive
/ɪnˈveɪsɪv/
متن پشت
تهاجمی (پزشکی) – نیازمند ورود ابزار به داخل بدن
#17B2noun
متن جلو
irrigation
/ˌɪr.ɪˈɡeɪ.ʃən/
متن پشت
آبیاری (کشاورزی / مهندسی)
#18C1verb
متن جلو
juxtapose
/ˌdʒʌkstəˈpoʊz/
متن پشت
در کنار هم قرار دادن (به‌صورت فیزیکی)
#19C1noun
متن جلو
kin
/kɪn/
متن پشت
خویشاوندان؛ اعضای خانواده (به‌عنوان یک گروه)
#20B2adjective
متن جلو
legitimate
/lɪˈdʒɪtɪmət/
متن پشت
قانونی / رسماً به رسمیت شناخته‌شده
#21C1noun
متن جلو
manipulation
/məˌnɪp.jʊˈleɪ.ʃən/
متن پشت
دستکاری روان‌شناختی / کنترل اجتماعی پنهانی
#22C1verb
متن جلو
maximize
/ˈmæk.sɪ.maɪz/
متن پشت
افزایش چیزی به بیشترین مقدار یا درجه‌ی ممکن
#23B2verb
متن جلو
meditate
/ˈmɛd.ɪ.teɪt/
متن پشت
مراقبه کردن؛ مدیتیشن انجام دادن
#24B1noun
متن جلو
medium
ˈmiːdiəm
متن پشت
رسانه؛ کانال یا وسیلۀ ارتباطی
#25C2noun
متن جلو
milieu
/mɪlˈjɜː/ (BrE) · /miːlˈjuː/ (AmE)
متن پشت
محیط اجتماعی و فرهنگی
#26B2noun
متن جلو
misconception
/ˌmɪskənˈsɛpʃən/
متن پشت
باور نادرست فردی؛ تصور غلطی که شخص آن را درست می‌پندارد
#27C1verb
متن جلو
mobilize
/ˈmoʊbəˌlaɪz/
متن پشت
بسیج کردن مردم یا منابع برای هدفی مشخص
#28B2adjective
متن جلو
obese
/oʊˈbiːs/
متن پشت
چاق مفرط (از نظر پزشکی)؛ دارای شاخص توده بدنی ۳۰ یا بالاتر
#29B2adverb
متن جلو
objectively
/əbˈdʒɛk.tɪv.li/
متن پشت
بدون تعصب یا احساس شخصی؛ بر پایه واقعیت‌های قابل تأیید
#30C1noun
متن جلو
paradigm
/ˈpærəˌdaɪm/
متن پشت
الگو، نمونه یا چارچوب نمونه‌ای که به‌عنوان معیار یا ایده‌آلی برای پیروی، تقلید یا درک دیگران عمل می‌کند
#31B2noun
متن جلو
parallel
/ˈpærəlɛl/
متن پشت
همتا؛ قیاس (شباهت ساختاری میان دو چیز)
#32B1noun
متن جلو
peer
/pɪər/
متن پشت
همتا؛ هم‌سطح؛ هم‌سن
#33B2verb
متن جلو
persevere
/ˌpɜːrsɪˈvɪər/
متن پشت
ادامه دادن علی‌رغم سختی؛ پافشاری کردن و تسلیم نشدن در برابر موانع
#34B2noun
متن جلو
photosynthesis
/ˌfoʊtəˈsɪnθəsɪs/
متن پشت
فرآیند تولید غذا در گیاهان سبز و جلبک‌ها (زیست‌شناسی)
#35C1adjective
متن جلو
pious
/ˈpaɪ.əs/
متن پشت
متدین، پارسا، متعبد — کسی که ایمان عمیق و صادقانه به خدا یا دین دارد
#36B2noun
متن جلو
piracy
/ˈpaɪrəsi/
متن پشت
کپی یا توزیع غیرمجاز آثار دارای حق مؤلف
#37C1verb
متن جلو
plunge
/plʌndʒ/
متن پشت
افتادن یا شیرجه زدن ناگهانی به پایین
#38B2noun
متن جلو
portrayal
/pɔːrˈtreɪəl/
متن پشت
تصویرپردازی خلاقانه یا هنری — شیوه‌ای که در آن یک شخص، شخصیت یا موضوع در اثری هنری (فیلم، نمایشنامه، نقاشی، کتاب) به تصویر کشیده می‌شود؛ به‌ویژه با توجه به دیدگاه، لحن و انتخاب‌های هنری سازنده یا بازیگر
#39B2noun
متن جلو
prestige
/prɛˈstiːʒ/
متن پشت
جایگاه والای اجتماعی یا حرفه‌ای؛ احترام و تحسین گسترده‌ای که شخص، نهاد یا دستاوردی به خاطر موفقیت یا اهمیتش کسب می‌کند
#40C1adjective
متن جلو
prevailing
/prɪˈveɪlɪŋ/
متن پشت
رایج‌ترین؛ غالب در زمان یا مکانی مشخص
#41B2adjective
متن جلو
privileged
/ˈprɪv.ɪ.lɪdʒd/
متن پشت
دارای امتیازات اجتماعی ویژه؛ برخوردار
#42B1noun
متن جلو
process
/ˈprɒsɛs/ (BrE) | /ˈprɑːsɛs/ (AmE)
متن پشت
مجموعه‌ای از اقدامات یا مراحل برای رسیدن به هدف
#43C1noun
متن جلو
prognosis
/prɒɡˈnəʊsɪs/
متن پشت
پیش‌آگهی پزشکی
#44B2verb
متن جلو
prosper
/ˈprɒs.pər/ (BrE) /ˈprɑː.spɚ/ (AmE)
متن پشت
رونق گرفتن، موفق شدن (به‌ویژه از نظر مالی یا اقتصادی)
#45B2noun
متن جلو
realism
/ˈriːəlɪzəm/
متن پشت
واقع‌بینی؛ پذیرش واقعیت‌ها آن‌گونه که هستند، بدون توهم یا امید کاذب، و برخورد عاقلانه و عملی با آن‌ها
#46C1noun
متن جلو
reciprocity
/ˌrɛsɪˈprɒsɪti/
متن پشت
تبادل متقابل (در روابط اجتماعی عمومی)
#47C1noun
متن جلو
reconciliation
/ˌrekənˌsɪliˈeɪʃən/
متن پشت
آشتی؛ بازسازی روابط دوستانه (میان‌فردی / سیاسی)
#48C1noun
متن جلو
combustion
/kəmˈbʌs.tʃən/
متن پشت
احتراق؛ فرآیند شیمیایی که طی آن ماده‌ای به‌سرعت با اکسیژن واکنش نشان می‌دهد و گرما و معمولاً نور تولید می‌کند؛ عمل یا فرآیند سوختن

برای باز کردن هر 400 کارت ثبت‌نام کنید

کارت‌ها · 400

آماده شروع یادگیری هستید؟

همه 400 کارت این دک را مرور کنید

شروع مرور

همیشه رایگان. به کتابخانه‌ات کپی کن و با تکرار فاصله‌دار مطالعه کن.