/savwaʁ/دانستنA1

خانواده
خانواده ۵ — چکمه‌ای‌ها
چه می‌گیرد
مفعول مستقیم — چیزی را می‌دانی — بدون حرف اضافه: savoir la réponse

نقشه‌ی ساخت — چطور حفظش کنی

این سه تکه حفظی‌اند؛ بقیه‌ی زمان‌ها از رویشان ساخته می‌شود.

صیغه‌ی nous
savons
حالprésentحفظی

مفرد — ریشه‌ی کوتاه

حالprésentطبق قاعده

چکمه‌ای — ils ریشه‌ی مفرد را برمی‌گرداند

sav-+-ons -ez -ent

ماضی استمراریimparfaitطبق قاعده

sav-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

اسم فاعلparticipe-présent۱ استثنا

sav-+-ant

  • sachantقاعده می‌گفت savant
التزامی (حال)subjonctif-présent۶ استثنا

از ils ساخته می‌شود؛ nous و vous مثل imparfait

sav-+-e -es -e -ent

  • je sacheقاعده می‌گفت save
  • tu sachesقاعده می‌گفت saves
  • il sacheقاعده می‌گفت save
  • nous sachionsقاعده می‌گفت savions
  • vous sachiezقاعده می‌گفت saviez
  • ils sachentقاعده می‌گفت savent
مصدر
savoir
آیندهٔ سادهfutur-simpleریشه فرق می‌کند

saur-+-ai -as -a -ons -ez -ont

شرطی (حال)conditionnel-présentطبق قاعده

ریشه‌ی آینده + پایانه‌های imparfait

saur-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

آیندهٔ نزدیکfutur-procheطبق قاعده

aller + مصدر

savoir

شکلِ سوم
su

با avoir صرف می‌شود

گذشتهٔ نقلیpassé-composéطبق قاعده

avoir در حال + شکل سوم

su

ماضی بعیدplus-que-parfaitطبق قاعده

کمکی در imparfait + شکل سوم

su

صرف فعل

présent
منje sais/ʒə sɛ/من می‌دانم
توtu sais/ty sɛ/تو می‌دانی
اوil sait/il sɛ/او می‌داند
ماnous savons/nu savɔ̃/ما می‌دانیم
شماvous savez/vu save/شما می‌دانید
آنهاils savent/il sav/آنها می‌دانند

مثال‌ها

  • Je sais la réponse.

    /ʒə sɛ la ʁe.pɔ̃s/

    جواب را می‌دانم

  • Il sait où j'habite.

    /il sɛ u ʒa.bit/

    او می‌داند کجا زندگی می‌کنم

  • Est-ce que tu sais la réponse ?

    /ɛs kə ty sɛ la ʁe.pɔ̃s/

    جواب را می‌دانی؟

عبارت‌های ثابت

  • savoir faire

    بلد بودن

  • je ne sais pas

    نمی‌دانم

نکته‌ها

  • savoir در برابر connaître: savoir برای اطلاعات و مهارت، connaître برای آشنایی با آدم یا جا.

  • je sais nager بلدم شنا کنم · je connais cette ville این شهر را می‌شناسم.

  • در گذشته معنی عوض می‌شود: je savais می‌دانستم · j'ai su فهمیدم.