/sove/نجات دادنB1
- خانواده
- گروه ۱ — `-er` باقاعده
- چه میگیرد
- مفعول مستقیم — نجات میدهی؛ se sauver یعنی فرار کردن
نقشهی ساخت — چطور حفظش کنی
این سه تکه حفظیاند؛ بقیهی زمانها از رویشان ساخته میشود.
صیغهی nous
sauvons
حالprésentطبق قاعده
مفرد — ریشهی کوتاه
sauv-+-e -es -e
حالprésentطبق قاعده
جمع — ریشهی nous
sauv-+-ons -ez -ent
ماضی استمراریimparfaitطبق قاعده
sauv-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient
اسم فاعلparticipe-présentطبق قاعده
sauv-+-ant
التزامی (حال)subjonctif-présentطبق قاعده
از ils ساخته میشود؛ nous و vous مثل imparfait
sauv-+-e -es -e -ent
مصدر
sauver
آیندهٔ سادهfutur-simpleطبق قاعده
sauver-+-ai -as -a -ons -ez -ont
شرطی (حال)conditionnel-présentطبق قاعده
ریشهی آینده + پایانههای imparfait
sauver-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient
آیندهٔ نزدیکfutur-procheطبق قاعده
aller + مصدر
sauver
شکلِ سوم
sauvé
با avoir صرف میشود
گذشتهٔ نقلیpassé-composéطبق قاعده
avoir در حال + شکل سوم
sauvé
ماضی بعیدplus-que-parfaitطبق قاعده
کمکی در imparfait + شکل سوم
sauvé
صرف فعل
présent
| من | je sauve/ʒə sov/من نجات میدهم | /ʒə sov/ | من نجات میدهم |
| تو | tu sauves/ty sov/تو نجات میدهی | /ty sov/ | تو نجات میدهی |
| او | il sauve/il sov/او نجات میدهد | /il sov/ | او نجات میدهد |
| ما | nous sauvons/nu sovɔ̃/ما نجات میدهیم | /nu sovɔ̃/ | ما نجات میدهیم |
| شما | vous sauvez/vu sove/شما نجات میدهید | /vu sove/ | شما نجات میدهید |
| آنها | ils sauvent/il sov/آنها نجات میدهند | /il sov/ | آنها نجات میدهند |
مثالها
- /il lɥi a so.ve la vi/
Il lui a sauvé la vie.جانش را نجات داد
- /il lɔ̃ so.ve/
Ils l'ont sauvé.نجاتش دادند
- /ʒə mə sov/
Je me sauve.من رفتم
عبارتهای ثابت
sauver la vieجان کسی را نجات دادن
se sauverفرار کردن، رفتن
نکتهها
Je me sauveدر گفتار یعنی «من دیگر میروم» — نه «فرار میکنم».