/ɔʁɡanize/سازماندهی کردنB1

خانواده
گروه ۱ — `-er` باقاعده
چه می‌گیرد
مفعول مستقیم — سازماندهی می‌کنی؛ s'organiser یعنی خودت را منظم کنی

نقشه‌ی ساخت — چطور حفظش کنی

این سه تکه حفظی‌اند؛ بقیه‌ی زمان‌ها از رویشان ساخته می‌شود.

صیغه‌ی nous
organisons
حالprésentطبق قاعده

مفرد — ریشه‌ی کوتاه

organis-+-e -es -e

حالprésentطبق قاعده

جمع — ریشه‌ی nous

organis-+-ons -ez -ent

ماضی استمراریimparfaitطبق قاعده

organis-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

اسم فاعلparticipe-présentطبق قاعده

organis-+-ant

التزامی (حال)subjonctif-présentطبق قاعده

از ils ساخته می‌شود؛ nous و vous مثل imparfait

organis-+-e -es -e -ent

مصدر
organiser
آیندهٔ سادهfutur-simpleطبق قاعده

organiser-+-ai -as -a -ons -ez -ont

شرطی (حال)conditionnel-présentطبق قاعده

ریشه‌ی آینده + پایانه‌های imparfait

organiser-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

آیندهٔ نزدیکfutur-procheطبق قاعده

aller + مصدر

organiser

شکلِ سوم
organisé

با avoir صرف می‌شود

گذشتهٔ نقلیpassé-composéطبق قاعده

avoir در حال + شکل سوم

organisé

ماضی بعیدplus-que-parfaitطبق قاعده

کمکی در imparfait + شکل سوم

organisé

صرف فعل

présent
منj'organise/ʒɔʁɡaniz/من سازماندهی می‌کنم
توtu organises/ty ɔʁɡaniz/تو سازماندهی می‌کنی
اوil organise/il ɔʁɡaniz/او سازماندهی می‌کند
ماnous organisons/nuz ɔʁɡanizɔ̃/ما سازماندهی می‌کنیم
شماvous organisez/vuz ɔʁɡanize/شما سازماندهی می‌کنید
آنهاils organisent/ilz ɔʁɡaniz/آنها سازماندهی می‌کنند

مثال‌ها

  • J'organise une fête.

    /ʒɔʁ.ɡa.niz yn fɛt/

    مهمانی می‌گیرم

  • Tu dois t'organiser.

    /ty dwa tɔʁ.ɡa.ni.ze/

    باید خودت را منظم کنی

  • Il a tout organisé.

    /il a tu.t‿ɔʁ.ɡa.ni.ze/

    همه‌چیز را سازماندهی کرد

عبارت‌های ثابت

  • l'organisation

    سازماندهی

  • s'organiser

    منظم شدن

نکته‌ها

  • bien organisé صفتِ رایجی برای آدمِ منظم است.