/ɔbliʒe/مجبور کردنB1

خانواده
گروه ۱ — `-er` باقاعده
چه می‌گیرد
مفعول مستقیم · à — مجبور می‌کنی؛ être obligé de یعنی مجبور بودن

نقشه‌ی ساخت — چطور حفظش کنی

این سه تکه حفظی‌اند؛ بقیه‌ی زمان‌ها از رویشان ساخته می‌شود.

صیغه‌ی nous
obligeons
حالprésentطبق قاعده

مفرد — ریشه‌ی کوتاه

oblig-+-e -es -e

حالprésentطبق قاعده

جمع — ریشه‌ی nous

oblige-+-ons -ez -ent

ماضی استمراریimparfaitطبق قاعده

oblige-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

اسم فاعلparticipe-présentطبق قاعده

oblige-+-ant

التزامی (حال)subjonctif-présentطبق قاعده

از ils ساخته می‌شود؛ nous و vous مثل imparfait

oblig-+-e -es -e -ent

مصدر
obliger
آیندهٔ سادهfutur-simpleطبق قاعده

obliger-+-ai -as -a -ons -ez -ont

شرطی (حال)conditionnel-présentطبق قاعده

ریشه‌ی آینده + پایانه‌های imparfait

obliger-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

آیندهٔ نزدیکfutur-procheطبق قاعده

aller + مصدر

obliger

شکلِ سوم
obligé

با avoir صرف می‌شود

گذشتهٔ نقلیpassé-composéطبق قاعده

avoir در حال + شکل سوم

obligé

ماضی بعیدplus-que-parfaitطبق قاعده

کمکی در imparfait + شکل سوم

obligé

صرف فعل

présent
منj'oblige/ʒɔbliʒ/من مجبور می‌کنم
توtu obliges/ty ɔbliʒ/تو مجبور می‌کنی
اوil oblige/il ɔbliʒ/او مجبور می‌کند
ماnous obligeons/nuz ɔbliʒɔ̃/ما مجبور می‌کنیم
شماvous obligez/vuz ɔbliʒe/شما مجبور می‌کنید
آنهاils obligent/ilz ɔbliʒ/آنها مجبور می‌کنند

مثال‌ها

  • Je suis obligé de partir.

    /ʒə sɥi ɔ.bli.ʒe də paʁ.tiʁ/

    مجبورم بروم

  • Il m'a obligé à rester.

    /il ma ɔ.bli.ʒe a ʁɛs.te/

    مجبورم کرد بمانم

  • Tu n'es pas obligé.

    /ty nɛ pa.z‿ɔ.bli.ʒe/

    مجبور نیستی

عبارت‌های ثابت

  • être obligé de

    مجبور بودن به

  • obligatoire

    اجباری

نکته‌ها

  • obliger **à** ولی être obligé **de** — حرف اضافه در دو ساخت فرق می‌کند.