limiter

/limite/محدود کردنB1

خانواده
گروه ۱ — `-er` باقاعده
چه می‌گیرد
مفعول مستقیم — محدود می‌کنی؛ se limiter à یعنی به چیزی بسنده کردن

نقشه‌ی ساخت — چطور حفظش کنی

این سه تکه حفظی‌اند؛ بقیه‌ی زمان‌ها از رویشان ساخته می‌شود.

صیغه‌ی nous
limitons
حالprésentطبق قاعده

مفرد — ریشه‌ی کوتاه

limit-+-e -es -e

حالprésentطبق قاعده

جمع — ریشه‌ی nous

limit-+-ons -ez -ent

ماضی استمراریimparfaitطبق قاعده

limit-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

اسم فاعلparticipe-présentطبق قاعده

limit-+-ant

التزامی (حال)subjonctif-présentطبق قاعده

از ils ساخته می‌شود؛ nous و vous مثل imparfait

limit-+-e -es -e -ent

مصدر
limiter
آیندهٔ سادهfutur-simpleطبق قاعده

limiter-+-ai -as -a -ons -ez -ont

شرطی (حال)conditionnel-présentطبق قاعده

ریشه‌ی آینده + پایانه‌های imparfait

limiter-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

آیندهٔ نزدیکfutur-procheطبق قاعده

aller + مصدر

limiter

شکلِ سوم
limité

با avoir صرف می‌شود

گذشتهٔ نقلیpassé-composéطبق قاعده

avoir در حال + شکل سوم

limité

ماضی بعیدplus-que-parfaitطبق قاعده

کمکی در imparfait + شکل سوم

limité

صرف فعل

présent
منje limite/ʒə limit/من محدود می‌کنم
توtu limites/ty limit/تو محدود می‌کنی
اوil limite/il limit/او محدود می‌کند
ماnous limitons/nu limitɔ̃/ما محدود می‌کنیم
شماvous limitez/vu limite/شما محدود می‌کنید
آنهاils limitent/il limit/آنها محدود می‌کنند

مثال‌ها

  • Je limite les dépenses.

    /ʒə li.mit le de.pɑ̃s/

    هزینه‌ها را محدود می‌کنم

  • Il faut limiter le gaspillage.

    /il fo li.mi.te lə ɡas.pi.jaʒ/

    باید هدررفت را کم کرد

  • Ce n'était pas limité.

    /sə ne.tɛ pa li.mi.te/

    محدود نشد

عبارت‌های ثابت

  • limiter le gaspillage

    کاهش هدررفت

  • la limite

    حد

نکته‌ها

  • la vitesse limitée à 50 یعنی حداکثر سرعتِ ۵۰.