/ɡlise/سُر خوردنA1

خانواده
گروه ۱ — `-er` باقاعده
چه می‌گیرد
مفعول مستقیم · بی‌مفعول — خودت سُر می‌خوری، یا چیزی را آرام می‌گذاری

نقشه‌ی ساخت — چطور حفظش کنی

این سه تکه حفظی‌اند؛ بقیه‌ی زمان‌ها از رویشان ساخته می‌شود.

صیغه‌ی nous
glissons
حالprésentطبق قاعده

مفرد — ریشه‌ی کوتاه

gliss-+-e -es -e

حالprésentطبق قاعده

جمع — ریشه‌ی nous

gliss-+-ons -ez -ent

ماضی استمراریimparfaitطبق قاعده

gliss-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

اسم فاعلparticipe-présentطبق قاعده

gliss-+-ant

التزامی (حال)subjonctif-présentطبق قاعده

از ils ساخته می‌شود؛ nous و vous مثل imparfait

gliss-+-e -es -e -ent

مصدر
glisser
آیندهٔ سادهfutur-simpleطبق قاعده

glisser-+-ai -as -a -ons -ez -ont

شرطی (حال)conditionnel-présentطبق قاعده

ریشه‌ی آینده + پایانه‌های imparfait

glisser-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

آیندهٔ نزدیکfutur-procheطبق قاعده

aller + مصدر

glisser

شکلِ سوم
glissé

با avoir صرف می‌شود

گذشتهٔ نقلیpassé-composéطبق قاعده

avoir در حال + شکل سوم

glissé

ماضی بعیدplus-que-parfaitطبق قاعده

کمکی در imparfait + شکل سوم

glissé

صرف فعل

présent
منje glisse/ʒə ɡlis/من سُر می‌خورم
توtu glisses/ty ɡlis/تو سُر می‌خوری
اوil glisse/il ɡlis/او سُر می‌خورد
ماnous glissons/nu ɡlisɔ̃/ما سُر می‌خوریم
شماvous glissez/vu ɡlise/شما سُر می‌خورید
آنهاils glissent/il ɡlis/آنها سُر می‌خورند

مثال‌ها

  • J'ai glissé sur la glace.

    /ʒe ɡli.se syʁ la ɡlas/

    روی یخ سُر خوردم

  • Attention, ça glisse.

    /a.tɑ̃.sjɔ̃ sa ɡlis/

    مواظب باش، سُر است

  • Il a glissé la lettre dans sa poche.

    /il a ɡli.se la lɛtʁ dɑ̃ sa pɔʃ/

    نامه را در جیبش گذاشت

عبارت‌های ثابت

  • ça glisse

    لیز است

نکته‌ها

  • صفتش glissant است: une route glissante = جاده‌ی لیز.