/demaʁe/راه انداختنA2

خانواده
گروه ۱ — `-er` باقاعده
چه می‌گیرد
مفعول مستقیم · بی‌مفعول — راه افتادن یا راه انداختن — ماشین، پروژه، دستگاه

نقشه‌ی ساخت — چطور حفظش کنی

این سه تکه حفظی‌اند؛ بقیه‌ی زمان‌ها از رویشان ساخته می‌شود.

صیغه‌ی nous
démarrons
حالprésentطبق قاعده

مفرد — ریشه‌ی کوتاه

démarr-+-e -es -e

حالprésentطبق قاعده

جمع — ریشه‌ی nous

démarr-+-ons -ez -ent

ماضی استمراریimparfaitطبق قاعده

démarr-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

اسم فاعلparticipe-présentطبق قاعده

démarr-+-ant

التزامی (حال)subjonctif-présentطبق قاعده

از ils ساخته می‌شود؛ nous و vous مثل imparfait

démarr-+-e -es -e -ent

مصدر
démarrer
آیندهٔ سادهfutur-simpleطبق قاعده

démarrer-+-ai -as -a -ons -ez -ont

شرطی (حال)conditionnel-présentطبق قاعده

ریشه‌ی آینده + پایانه‌های imparfait

démarrer-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

آیندهٔ نزدیکfutur-procheطبق قاعده

aller + مصدر

démarrer

شکلِ سوم
démarré

با avoir صرف می‌شود

گذشتهٔ نقلیpassé-composéطبق قاعده

avoir در حال + شکل سوم

démarré

ماضی بعیدplus-que-parfaitطبق قاعده

کمکی در imparfait + شکل سوم

démarré

صرف فعل

présent
منje démarre/ʒə demaʁ/من راه می‌اندازم
توtu démarres/ty demaʁ/تو راه می‌اندازی
اوil démarre/il demaʁ/او راه می‌اندازد
ماnous démarrons/nu demaʁɔ̃/ما راه می‌اندازیم
شماvous démarrez/vu demaʁe/شما راه می‌اندازید
آنهاils démarrent/il demaʁɑ̃/آنها راه می‌اندازند

مثال‌ها

  • La voiture ne démarre pas.

    /la vwa.tyʁ nə de.maʁ pa/

    ماشین روشن نمی‌شود

  • Le projet a démarré.

    /lə pʁo.ʒɛ a de.ma.ʁe/

    پروژه شروع شد

  • Démarre l'ordinateur.

    /de.maʁ lɔʁ.di.na.tœʁ/

    کامپیوتر را روشن کن

عبارت‌های ثابت

  • démarrer un projet

    پروژه‌ای را شروع کردن

نکته‌ها

  • برای ماشین démarrer است، نه commencer.