/bʁije/درخشیدنA2

خانواده
گروه ۱ — `-er` باقاعده
چه می‌گیرد
بی‌مفعول — می‌درخشد — نور، ستاره، یا استعاری برای موفقیت

نقشه‌ی ساخت — چطور حفظش کنی

این سه تکه حفظی‌اند؛ بقیه‌ی زمان‌ها از رویشان ساخته می‌شود.

صیغه‌ی nous
brillons
حالprésentطبق قاعده

مفرد — ریشه‌ی کوتاه

brill-+-e -es -e

حالprésentطبق قاعده

جمع — ریشه‌ی nous

brill-+-ons -ez -ent

ماضی استمراریimparfaitطبق قاعده

brill-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

اسم فاعلparticipe-présentطبق قاعده

brill-+-ant

التزامی (حال)subjonctif-présentطبق قاعده

از ils ساخته می‌شود؛ nous و vous مثل imparfait

brill-+-e -es -e -ent

مصدر
briller
آیندهٔ سادهfutur-simpleطبق قاعده

briller-+-ai -as -a -ons -ez -ont

شرطی (حال)conditionnel-présentطبق قاعده

ریشه‌ی آینده + پایانه‌های imparfait

briller-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

آیندهٔ نزدیکfutur-procheطبق قاعده

aller + مصدر

briller

شکلِ سوم
brillé

با avoir صرف می‌شود

گذشتهٔ نقلیpassé-composéطبق قاعده

avoir در حال + شکل سوم

brillé

ماضی بعیدplus-que-parfaitطبق قاعده

کمکی در imparfait + شکل سوم

brillé

صرف فعل

présent
منje brille/ʒə bʁij/من می‌درخشم
توtu brilles/ty bʁij/تو می‌درخشی
اوil brille/il bʁij/او می‌درخشد
ماnous brillons/nu bʁijɔ̃/ما می‌درخشیم
شماvous brillez/vu bʁije/شما می‌درخشید
آنهاils brillent/il bʁij/آنها می‌درخشند

مثال‌ها

  • Le soleil brille.

    /lə so.lɛj bʁij/

    خورشید می‌درخشد

  • Les étoiles brillaient.

    /le.z‿e.twal bʁi.jɛ/

    ستاره‌ها می‌درخشیدند

  • Ses yeux brillaient.

    /sez jø bʁi.jɛ/

    چشمانش می‌درخشید

عبارت‌های ثابت

  • briller par son absence

    با نبودنش جلب توجه کردن

نکته‌ها

  • صفتش brillant هم «درخشان» است هم «باهوش».