/atʁape/گرفتنA1

خانواده
گروه ۱ — `-er` باقاعده
چه می‌گیرد
مفعول مستقیم — چیزی را در هوا یا با دست می‌گیری — و برای بیماری هم به کار می‌رود

نقشه‌ی ساخت — چطور حفظش کنی

این سه تکه حفظی‌اند؛ بقیه‌ی زمان‌ها از رویشان ساخته می‌شود.

صیغه‌ی nous
attrapons
حالprésentطبق قاعده

مفرد — ریشه‌ی کوتاه

attrap-+-e -es -e

حالprésentطبق قاعده

جمع — ریشه‌ی nous

attrap-+-ons -ez -ent

ماضی استمراریimparfaitطبق قاعده

attrap-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

اسم فاعلparticipe-présentطبق قاعده

attrap-+-ant

التزامی (حال)subjonctif-présentطبق قاعده

از ils ساخته می‌شود؛ nous و vous مثل imparfait

attrap-+-e -es -e -ent

مصدر
attraper
آیندهٔ سادهfutur-simpleطبق قاعده

attraper-+-ai -as -a -ons -ez -ont

شرطی (حال)conditionnel-présentطبق قاعده

ریشه‌ی آینده + پایانه‌های imparfait

attraper-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient

آیندهٔ نزدیکfutur-procheطبق قاعده

aller + مصدر

attraper

شکلِ سوم
attrapé

با avoir صرف می‌شود

گذشتهٔ نقلیpassé-composéطبق قاعده

avoir در حال + شکل سوم

attrapé

ماضی بعیدplus-que-parfaitطبق قاعده

کمکی در imparfait + شکل سوم

attrapé

صرف فعل

présent
منj'attrape/ʒatʁap/من می‌گیرم
توtu attrapes/ty atʁap/تو می‌گیری
اوil attrape/il atʁap/او می‌گیرد
ماnous attrapons/nuz atʁapɔ̃/ما می‌گیریم
شماvous attrapez/vuz atʁape/شما می‌گیرید
آنهاils attrapent/ilz atʁap/آنها می‌گیرند

مثال‌ها

  • J'attrape le ballon.

    /ʒa.tʁap lə ba.lɔ̃/

    توپ را می‌گیرم

  • J'ai attrapé un rhume.

    /ʒe a.tʁa.pe œ̃ ʁym/

    سرما خوردم

  • Le chat a attrapé la souris.

    /lə ʃa a a.tʁa.pe la su.ʁi/

    گربه موش را گرفت

عبارت‌های ثابت

  • attraper un rhume

    سرما خوردن

  • attraper le train

    به قطار رسیدن

نکته‌ها

  • attraper le train یعنی به قطار رسیدن؛ متضادش rater le train است.