/alyme/روشن کردنA1
- خانواده
- گروه ۱ — `-er` باقاعده
- چه میگیرد
- مفعول مستقیم — چیزی را روشن میکنی — چراغ، دستگاه، آتش
نقشهی ساخت — چطور حفظش کنی
این سه تکه حفظیاند؛ بقیهی زمانها از رویشان ساخته میشود.
صیغهی nous
allumons
حالprésentطبق قاعده
مفرد — ریشهی کوتاه
allum-+-e -es -e
حالprésentطبق قاعده
جمع — ریشهی nous
allum-+-ons -ez -ent
ماضی استمراریimparfaitطبق قاعده
allum-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient
اسم فاعلparticipe-présentطبق قاعده
allum-+-ant
التزامی (حال)subjonctif-présentطبق قاعده
از ils ساخته میشود؛ nous و vous مثل imparfait
allum-+-e -es -e -ent
مصدر
allumer
آیندهٔ سادهfutur-simpleطبق قاعده
allumer-+-ai -as -a -ons -ez -ont
شرطی (حال)conditionnel-présentطبق قاعده
ریشهی آینده + پایانههای imparfait
allumer-+-ais -ais -ait -ions -iez -aient
آیندهٔ نزدیکfutur-procheطبق قاعده
aller + مصدر
allumer
شکلِ سوم
allumé
با avoir صرف میشود
گذشتهٔ نقلیpassé-composéطبق قاعده
avoir در حال + شکل سوم
allumé
ماضی بعیدplus-que-parfaitطبق قاعده
کمکی در imparfait + شکل سوم
allumé
صرف فعل
présent
| من | j'allume/ʒalym/من روشن میکنم | /ʒalym/ | من روشن میکنم |
| تو | tu allumes/ty alym/تو روشن میکنی | /ty alym/ | تو روشن میکنی |
| او | il allume/il alym/او روشن میکند | /il alym/ | او روشن میکند |
| ما | nous allumons/nuz alymɔ̃/ما روشن میکنیم | /nuz alymɔ̃/ | ما روشن میکنیم |
| شما | vous allumez/vuz alyme/شما روشن میکنید | /vuz alyme/ | شما روشن میکنید |
| آنها | ils allument/ilz alym/آنها روشن میکنند | /ilz alym/ | آنها روشن میکنند |
مثالها
- /ʒa.lym la ly.mjɛʁ/
J'allume la lumière.چراغ را روشن میکنم
- /a.lym la te.le/
Allume la télé.تلویزیون را روشن کن
- /il.z‿ɔ̃.t‿a.ly.me le ly.mjɛʁ/
Ils ont allumé les lumières.چراغها را روشن کردند
عبارتهای ثابت
allumer la lumièreچراغ را روشن کردن
allumer le feuآتش روشن کردن
نکتهها
متضادش
éteindreاست که بیقاعده صرف میشود.