دوستان دروغین ویتنامی-انگلیسی: فهرست کامل برای ویتنامیزبانان
زبان ویتنامی صدها واژه را از فرانسه وام گرفت و سپس انگلیسیِ خودش را ساخت. هر دو لایه دامهایی میسازند که هیچ کتاب درسی دربارهشان هشدار نمیدهد. این هم فهرست کامل، همراه با راهحل هر مورد.

این فهرست را به چیزی تبدیل کن که یادت بماند
کلمههای این صفحه در دکهای رایگان FlexiLingo هستند، با معنا، مثال و تلفظ — و مرور فاصلهدار آنها را دقیقاً پیش از فراموشی برمیگرداند.
دکهای رایگان1چرا زبان ویتنامی دوستان دروغینی میسازد که زبانهای دیگر نمیسازند
دوست دروغین واژهای است که شبیه واژهای در زبان خودتان به نظر میرسد یا شبیه آن تلفظ میشود، اما معنای دیگری دارد. بیشتر زبانآموزان تنها با یک نوع دوست دروغین روبهرو میشوند. ویتنامیزبانها با سه نوع روبهرو میشوند، و این سه نوع از سه قرن متفاوت میآیند.
لایهی نخست فرانسه است. ویتنام حدود هفتاد سال زیر ادارهی فرانسه بود و زبان صدها واژهی روزمره را جذب کرد: واژهی پیراهن، کراوات، بنزین، ایستگاه قطار، کولهپشتی، صابون، پنیر، پیچگوشتی. همان واژههای فرانسوی به انگلیسی هم راه یافتند، اما در بخش دیگری از واژگان انگلیسی فرود آمدند؛ معمولاً بخشی رسمیتر، کهنهتر یا محدودتر. بنابراین واژهی ویتنامی کاملاً عادی است و پسرعموی انگلیسیاش نه.
قاعده: واژهای که از راه فرانسه وارد ویتنامی شده، تقریباً هرگز در انگلیسی انتخاب امنی نیست. واژهی انگلیسی معمولاً وجود دارد، اما رسمی، فنی، کهنه یا دربارهی چیز کاملاً دیگری است.
لایهی دوم انگلیسیِ ویتنامیساخت است. از دههی ۱۹۹۰ به این سو، زبان ویتنامی انگلیسیِ خودش را ساخته است: hot girl، seeding، auto، check var، PR، fan cung. اینها واژههای واقعی ویتنامی هستند که از اجزای انگلیسی ساخته شدهاند. در رسانههای ویتنامی و در گفتار ویتنامیزبانانِ انگلیسیدان مدام به کار میروند، و گویشوران بومی انگلیسی آنها را نمیشناسند.
لایهی سوم همان نوع معمولی است، جایی که یک واژهی ویتنامی گسترهای را پوشش میدهد که هیچ واژهی انگلیسیِ واحدی آن را پوشش نمیدهد. nho هم به معنای remember است و هم miss. thuong یعنی love، care about و feel sorry for. hoc هم study است و هم learn. اینها سختترین موردند، چون هیچ واژهی ظاهراً نادرستی وجود ندارد که چشمتان را بگیرد. جمله از نظر دستوری درست است. فقط چیزی میگوید که منظورتان نبوده.
Tip: خطاهای خودتان را بر اساس لایه دستهبندی کنید. خطاهای وامواژههای فرانسوی با یک فرهنگ لغت حل میشوند. انگلیسیِ ویتنامیساخت با یاد گرفتن عبارت واقعی انگلیسی حل میشود. خطاهای گستره با یاد گرفتن اینکه کدام واژهی انگلیسی کدام بخش از گستره را پوشش میدهد حل میشود، و این کار به مثال نیاز دارد، نه به تعریف.
2لایهی فرانسوی: واژههایی که پیش از شما به ویتنامی رسیدند
اینها واژههایی هستند که بیشترین احتمال را دارند بدون هیچ هشداری در انگلیسیِ یک ویتنامیزبان ظاهر شوند، چون در ویتنامی کاملاً خنثی هستند. خویشاوند انگلیسیشان وجود دارد، و دقیقاً همین است که خطرناکشان میکند: کسی شما را تصحیح نمیکند، فقط گیج نگاهتان میکنند.
واژهی ویتنامی so mi از chemise فرانسوی میآید و به معنای یک پیراهن دکمهدار معمولی است؛ همان چیزی که به دفتر کار میپوشید. chemise در انگلیسی یعنی زیرپوش یا لباس زیرِ گشاد زنانه. اگر بگویید I bought a new chemise for the interview چیزی گفتهاید که منظورتان نبوده. انگلیسی: shirt یا dress shirt.
واژهی ویتنامی ca vat از cravate فرانسوی میآید و به معنای کراوات است: همان چیزی که هر مردی با suit میپوشد. cravat در انگلیسی یعنی دستمال گردنِ پهن و قدیمی که به جای tie بسته میشود، و یا تاریخی به نظر میرسد یا متظاهرانه. انگلیسی: tie یا necktie.
واژهی ویتنامی com le از complet فرانسوی میآید و به معنای کتوشلوار مردانه است. complete در انگلیسی صفتی است به معنای تمامشده یا کامل. جملهی He wore a complete to the wedding جملهای نیست که انگلیسیزبانها بتوانند ترمیمش کنند. انگلیسی: suit.
واژهی ویتنامی xang از essence فرانسوی میآید و به معنای بنزین است. essence در انگلیسی یعنی جوهره یا ذات چیزی، یا عصارهای غلیظ مانند vanilla essence. جملهی I need to buy essence کسی را به راهروی مواد شیرینیپزی میفرستد. انگلیسی: petrol در انگلیسی بریتانیایی، gas یا gasoline در انگلیسی آمریکای شمالی.
در ویتنامی ga از gare فرانسوی یعنی ایستگاه قطار؛ ga از gaz فرانسوی یعنی گاز آشپزخانه؛ و ga از drap فرانسوی یعنی ملحفه. انگلیسی این سه را کاملاً جدا نگه میدارد و هیچکدام ga نامیده نمیشود. انگلیسی: station، gas، sheet. اینجا بافت به دادتان نمیرسد، پس هر سه را جداگانه یاد بگیرید.
واژهی ویتنامی ba lo از ballot فرانسوی میآید و به معنای کولهپشتی است. ballot در انگلیسی یعنی برگهی رأی. انگلیسی: backpack، یا rucksack در انگلیسی بریتانیایی.
واژهی ویتنامی may o از maillot فرانسوی میآید و به معنای زیرپوش نخیِ بدون آستین است. انگلیسی هم maillot را وام گرفته، اما به معنای مایوی یکتکه است و حتی در آن معنا هم واژهای مخصوص مجلههای مد است. انگلیسی: vest در انگلیسی بریتانیایی، undershirt یا tank top در انگلیسی آمریکای شمالی.
واژهی ویتنامی lo cot از blockhaus فرانسوی میآید، یعنی سنگرِ بتنی، اما ویتنامیِ امروز آن را برای حفاظهای فلزی دور کارگاههای طولانیمدتِ راهسازی به کار میبرد و به تبعِ آن برای خودِ عملیات راهسازی. هیچ واژهی انگلیسیای این کار را نمیکند. انگلیسی: roadworks در انگلیسی بریتانیایی، construction یا a construction site در انگلیسی آمریکای شمالی.
- phanh، از frein فرانسوی، یعنی ترمز، نه فعلی فرانسوی که بتوانید در انگلیسی به کار ببرید
- vo lang، از volant فرانسوی، یعنی فرمان خودرو؛ volant در انگلیسی واژهای کهنه به معنای پرنده و در حال پرواز است
- xa phong، از savon فرانسوی، یعنی صابون؛ در انگلیسی هیچ savonای وجود ندارد
- bit tet، از bifteck فرانسوی، یعنی استیک، پس beefsteak نگویید که در انگلیسی قدیمی به گوش میرسد
- pho mat، از fromage فرانسوی، یعنی پنیر؛ انگلیسی fromage را جز روی منوی رستوران ندارد
- giam bong، از jambon فرانسوی، یعنی ژامبون؛ jambon در انگلیسی فقط روی منوهای فرانسوی دیده میشود
- tuoc no vit، از tournevis فرانسوی، یعنی پیچگوشتی
- cui dia، از cuillere فرانسوی، یعنی قاشق
- o to، از auto فرانسوی، یعنی خودرو؛ در انگلیسی بریتانیایی auto اصلاً اسمی برای خودرو نیست
- bo، از beurre فرانسوی، یعنی کره، و گیجکننده اینکه qua bo یعنی آووکادو
مورد آووکادو هشدار جداگانهی خودش را میطلبد. چون bo هم کره را پوشش میدهد و هم آووکادو، ویتنامیزبانها مرتب avocado butter، butter juice به جای اسموتی آووکادو، و I ate butter with bread میسازند؛ و دقیقاً همین را هم منظور دارند، و جمله درست است، و شنونده مطمئن نیست کدامیک را میگویید. واژه را اضافه کنید: avocado smoothie، butter on toast.
Tip: اگر واژهای در دل ویتنامی فرانسوی به نظر میرسد، پیش از به کار بردنش معادل انگلیسی را جستوجو کنید. نود درصد مواقع واژهی انگلیسی وجود دارد اما کمیابتر یا محدودتر از آن است که انتظار دارید.
3انگلیسیِ ویتنامیساخت: واژههایی که انگلیسی به نظر میرسند اما نیستند
اینها از اجزای انگلیسی ساخته شدهاند، در ویتنام مدام به کار میروند، و برای گویشور بومی ناشناختهاند. سختترین لایه برای تشخیصاند، چون حس میکنید انگلیسیای هستند که از قبل بلدید.
در ویتنامی اینها اسمهای عادیاند به معنای فردِ جذاب، معمولاً جوان و مشهور در اینترنت، و در تیتر روزنامهها هم میآیند. در انگلیسی، hot girl خطاب کردن کسی زننده است، و hot boy اصلاً انگلیسی نیست. بگویید influencer، model، یا اگر منظورتان مشهور بودن در فضای آنلاین است، internet personality.
در بازاریابی ویتنامی، seeding یعنی پول دادن به افراد برای اینکه نظرها و بررسیهای مثبت بنویسند. seeding در انگلیسی یعنی بذر کاشتن، یا توزیع یک فایل، یا تعیین جایگاه بازیکنان در یک تورنمنت. برای توصیف این کار در انگلیسی به یک عبارت نیاز دارید: paid comment marketing، astroturfing، یا seeding a discussion که باز هم به توضیح نیاز دارد.
زبان عامیانهی اینترنتی ویتنامی از auto بهعنوان قید استفاده میکند: auto thang یعنی قطعاً برنده میشود، auto tin یعنی بدیهی است که باورکردنی است. انگلیسی auto را اینگونه به کار نمیبرد. بگویید automatically، definitely یا guaranteed.
برگرفته از سامانهی VAR در فوتبال، ویتنامی از check var برای این معنا استفاده میکند که برگردید و ادعای کسی را راستیآزمایی کنید، معمولاً با پیدا کردن یک پست قدیمی. انگلیسیزبانها این را به کار نمیبرند. بگویید fact-check it یا look it up.
ویتنامی PR را بهعنوان فعل به معنای تبلیغ کردن یا سروصدا به پا کردن برای چیزی، از جمله خودتان، به کار میبرد: no dang PR cho quan moi. در انگلیسی PR یک حوزهی کاری است، نه کاری که روی چیزی انجام میدهید. بگویید promote، plug یا advertise.
ویتنامی از duoc training، duoc support و duoc confirm استفاده میکند. در انگلیسی اینها به فعلهای واقعی نیاز دارند: I was trained، they supported me، please confirm. به کار بردن اسم خالی همراه با be مثل ترجمهی ماشینی به گوش میرسد.
- fan cung یعنی هوادار سرسخت یا superfan، نه hard fan
- hang sida در ویتنامی یعنی لباس دستدوم، برگرفته از محمولههای کمکرسانی، و واژهی انگلیسیای که از آن آمده به معنای AIDS است، پس هرگز آن را در انگلیسی به کار نبرید؛ بگویید second-hand یا thrifted
- chill در ویتنامی موسیقی آرامشبخش یا مکانی آرام را توصیف میکند؛ chill در انگلیسی بیشتر فعل است، پس بگویید relaxing یا laid-back
- trend بهعنوان صفت، rat trend، انگلیسی نیست؛ بگویید trendy یا on trend
- combo برای غذا بیخطر است اما برای یک بستهی کلی نه؛ بگویید package یا bundle
- sexy در ویتنامی میتواند صرفاً به معنای شیک باشد، و در انگلیسی چنین نیست
- OT در دفترهای ویتنام فهمیده میشود اما در انگلیسی بگویید overtime
- teamwork که مثل اسم قابلشمارش به کار برود، we have many teamworks، باید group projects یا team tasks باشد
دو مورد از اینها میتوانند واقعاً به شما آسیب بزنند. hot girl در رزومه یا در ایمیل کاری زننده خوانده میشود. hang sida در انگلیسی در بهترین حالت نامفهوم و در بدترین حالت توهینآمیز است. هر دو را بهکلی از واژگان انگلیسیتان حذف کنید، نه فقط از انگلیسی رسمی.
Tip: هر واژهی انگلیسینمایی را که در ویتنام یاد گرفتهاید بیازمایید: آن را داخل گیومه همراه با یک واژهی سادهی انگلیسی جستوجو کنید. اگر تقریباً همهی نتیجهها سایتهای ویتنامی باشند، آن واژه ویتنامی است، نه انگلیسی.
4فهرست کامل دوستان دروغینِ یکبهیک
مرجع سریع. سمت راستِ فلش آن چیزی است که یک ویتنامیزبان معمولاً منظور دارد؛ سمت دیگرِ فلش واژهی انگلیسیای است که واقعاً همان معنا را میرساند.
- so mi به معنای پیراهن، chemise نیست که یعنی لباس زیر. از shirt استفاده کنید.
- ca vat به معنای کراوات، cravat نیست که یعنی دستمال گردنِ قدیمی. از tie استفاده کنید.
- com le به معنای کتوشلوار، complete نیست که یک صفت است. از suit استفاده کنید.
- xang به معنای بنزین، essence نیست که یعنی ذات یا عصاره. از petrol یا gas استفاده کنید.
- ga به معنای ایستگاه قطار، gas نیست. از station استفاده کنید.
- ba lo به معنای کولهپشتی، ballot نیست که یعنی برگهی رأی. از backpack استفاده کنید.
- may o به معنای زیرپوش، maillot نیست که یعنی مایو. از vest یا undershirt استفاده کنید.
- vo lang به معنای فرمان خودرو، volant نیست. از steering wheel استفاده کنید.
- lo cot به معنای عملیات راهسازی، هیچ خویشاوند انگلیسی ندارد. از roadworks یا construction استفاده کنید.
- hot girl به معنای چهرهی مشهور آنلاین، در انگلیسی زننده است. از influencer استفاده کنید.
- seeding به معنای نظرهای پولی، همان seeding انگلیسی نیست. از paid comment marketing استفاده کنید.
- auto به معنای قطعاً، همان auto انگلیسی نیست. از definitely یا automatically استفاده کنید.
- PR بهعنوان فعل، به معنای تبلیغ کردن، در انگلیسی یک حوزهی کاری است. از promote استفاده کنید.
- actual در انگلیسی به معنای فعلی و بهروز نیست؛ thuc te ویتنامی به in fact یا actually نگاشت میشود، در حالی که آنچه معمولاً میخواهید current یا up to date است.
- sympathetic به معنای مهربان یا خوشبرخورد نیست؛ یعنی برای کسی دل سوزاندن. de men ویتنامی یعنی friendly یا likeable.
- sensible به معنای حساس نیست؛ یعنی عملی و معقول. nhay cam یعنی sensitive.
- eventually به معنای احتمالاً نیست؛ یعنی سرانجام. co the یعنی possibly یا maybe.
- assist یعنی کمک کردن، نه حضور یافتن. tham du یعنی attend.
- library کتابفروشی نیست. nha sach یعنی bookshop؛ thu vien یعنی library.
- college در انگلیسی آمریکای شمالی یعنی دانشگاه، نه یک مرکز دوساله آنگونه که ویتنامی cao dang را به کار میبرد؛ بگویید community college یا vocational college.
- professor یک رتبهی ارشد مشخص دانشگاهی است؛ معلم در هر سطحی teacher است و در دانشگاه lecturer یا instructor.
- control به معنای بررسی یا بازرسی نیست؛ kiem tra یعنی check یا inspect، و control یعنی تسلط داشتن بر چیزی.
- engage به معنای استخدام کردن نیست؛ tuyen dung یعنی hire یا recruit.
- propaganda در انگلیسی همیشه بار منفی دارد؛ tuyen truyen در ویتنامیِ رسمی خنثی است، پس از public information campaign یا outreach استفاده کنید.
- cadre در انگلیسی نظامی یا کمونیستی به گوش میرسد؛ can bo بهتر است به official، staff member یا civil servant برگردانده شود.
- solve با handle یکی نیست؛ giai quyet هر دو را پوشش میدهد، پس برای مسئلهها solve را انتخاب کنید و برای موقعیتها handle یا deal with را.
- discuss با about نمیآید: discuss the plan، هرگز discuss about the plan.
- recommend، suggest و propose مفعول بههمراه مصدر با to نمیگیرند: recommend that you go، نه recommend you to go.
Tip: سعی نکنید این فهرست را از اول تا آخر حفظ کنید. یک بار بخوانیدش، بعد پس از اینکه چیزی به انگلیسی نوشتید برگردید و واژههایی را که واقعاً به کار بردهاید بررسی کنید.
5nho و thuong: واژههای احساسی که هیچ معادل تکواژهای در انگلیسی ندارند
این همان لایهای است که هیچ فرهنگ لغتی حلش نمیکند، چون فرهنگ لغت دو واژهی انگلیسی به شما میدهد و هیچ راهی برای انتخاب میانشان. این جملهها از نظر دستوری درستاند. فقط چیز نادرستی میگویند.
جملهی Toi nho ban میتواند یعنی I remember you یا I miss you، و ویتنامی شما را مجبور به انتخاب نمیکند. انگلیسی میکند. I remember you very much انگلیسی نیست. I remember you یعنی فراموش نکردهام که چه کسی هستید، که تقریباً سرد است. I miss you یعنی نبودنتان را حس میکنم. هر بار آگاهانه انتخاب کنید.
thuong محبت گرم پدر یا مادر نسبت به فرزند، دلواپسیای که برای دوستِ گرفتار حس میکنید، و ترحمی که نسبت به یک غریبه دارید، همه را پوشش میدهد. انگلیسی اینها را میان love، care about، feel for و feel sorry for تقسیم میکند، و feel sorry for بار تحقیرآمیز دارد. جملهی I pity you، که مستقیم از thuong ترجمه شده، به توهین نزدیک است. به یکی از اعضای خانواده بگویید I love you. به دوستی که در تنگناست بگویید I really feel for you.
buon بهتنهایی یعنی غمگین. buon cuoi یعنی خندهدار. buon ngu یعنی خوابآلود. buon non یعنی حالت تهوع. buon chan یعنی بیحوصله. زبانآموزی که یاد گرفته باشد buon مساوی است با غمگین، برای خندهدار «غمگین-خندان» و برای خوابآلود «غمگین-خواب» تولید خواهد کرد. هر ترکیب را بهعنوان یک واژهی انگلیسی جداگانه یاد بگیرید؛ آن بخشِ «غمگین» منتقل نمیشود.
ngai خجالت، شرمندگی، بیمیلی، و آن حس خاصِ نخواستنِ دردسر دادن به دیگری را پوشش میدهد. Toi ngai lam phien میشود I do not want to bother you، نه I am shy to bother you. اینکه به کدام واژهی انگلیسی نیاز دارید کاملاً به موقعیت بستگی دارد، پس موقعیت را ترجمه کنید، نه واژه را.
study یعنی خودِ فعالیت، چه نتیجه بدهد و چه ندهد. learn یعنی نتیجه. جملهی Toi hoc tieng Anh ba nam میشود I have been studying English for three years، که تلاش را توصیف میکند. جملهی I have learned English for three years نادرست است، چون learn چیزی نیست که برای یک بازهی زمانی انجامش بدهید. قاعدهی سرانگشتی: یک درس یا رشته را study میکنید، یک واقعیت یا مهارت را learn میکنید.
جملهی Toi biet boi میشود I can swim، نه I know swim و در بیشتر بافتها نه I know how to swim، هرچند I know how to swim پذیرفتنی است. دربارهی زبانها، انگلیسی بهشدت I speak Vietnamese را بر I know Vietnamese ترجیح میدهد.
Tip: برای هر کدام از اینها، دو جملهی انگلیسی بنویسید که آشکارا معنای متفاوتی دارند، و مشخص کنید هرکدام به کدام موقعیت ویتنامی تعلق دارد. یک واژه با دو معادل هرگز در ذهن نمیماند؛ دو جمله با دو موقعیت میماند.
6همآییهایی که کلمهبهکلمه ترجمه شدهاند
اینها شناختهشدهترین خطاهای انگلیسیِ ویتنامیزبانها هستند و سریعترین خطاها برای اصلاح، چون واژهها درستاند و فقط جفتشدنشان نادرست است.
- mo den، یعنی «چراغ را باز کن»، در انگلیسی میشود turn on the light؛ tat den میشود turn off the light
- mo TV، یعنی «تلویزیون را باز کن»، میشود turn on the TV
- an com، یعنی «برنج خوردن»، معمولاً یعنی غذا خوردن، پس بگویید have lunch یا have dinner، مگر اینکه واقعاً بحث بر سر برنج باشد
- uong thuoc، یعنی «دارو نوشیدن»، میشود take medicine
- di giay، یعنی «کفش رفتن»، میشود put on shoes یا wear shoes
- doi mu، «کلاه سر کردن» با فعلی دیگر، در انگلیسی باز هم همان wear a hat است
- cat toc، یعنی «مو بریدن»، وقتی آرایشگر این کار را کرده باشد میشود get a haircut یا have my hair cut؛ I cut my hair یعنی خودتان آن را بریدهاید
- rua mat، یعنی «صورت شستن»، میشود wash my face با ضمیر ملکی؛ انگلیسی به my نیاز دارد، نه the
- danh rang، یعنی «دندان زدن»، میشود brush my teeth
- lam bai tap، یعنی «تکلیف انجام دادن»، میشود do homework، که یکی از معدود مواردی است که بیدردسر منتقل میشود
- choi the thao، یعنی «ورزش بازی کردن»، میشود play sports یا do sport، هرگز make sport
- hoc bai، یعنی «درس خواندن»، میشود do my revision یا study for class
- chup anh، یعنی «عکس گرفتن»، میشود take a photo، همراه با حرف تعریف
- nghe dien thoai، یعنی «به تلفن گوش دادن»، میشود answer the phone
- xem gio، یعنی «ساعت را تماشا کردن»، میشود check the time
- an tiec، یعنی «مهمانی خوردن»، میشود go to a party یا attend a reception
- an cuoi، یعنی «عروسی خوردن»، میشود go to a wedding
- an anh، یعنی «عکس خوردن»، به معنای خوشعکس بودن، میشود photogenic
- noi doi، یعنی «دروغ گفتن»، میشود tell a lie یا lie
- keu taxi، یعنی «تاکسی صدا کردن»، درست است، اما bat taxi، یعنی «تاکسی گرفتن»، هم در انگلیسی درست است، پس این جفت بیخطر است
عمیقترین شکل این مشکل lam است که هم do را پوشش میدهد و هم make. ویتنامی یک فعل دارد جایی که انگلیسی دو تا دارد، و این تقسیم منطقی نیست. شما homework، work، business، your best، the dishes و a favour را do میکنید. و a mistake، a decision، a mess، an effort، progress، a phone call و money را make میکنید. قاعدهای در کار نیست؛ فقط فهرست هست. آن را چاپ کنید و جایی نگه دارید که انگلیسی مینویسید.
Tip: وقتی یکی از اینها را در گفتار خودتان گرفتید، فقط به یادداشت کردن شکل درست بسنده نکنید. همان لحظه شکل درست را در سه جملهی متفاوت بلند بگویید. خطاهای همآیی عادتهای حرکتیاند و با تکرار از بین میروند، نه با فهمیدن.
7اعداد، تاریخها و پول: نشانهگذاریای که ویتنام از فرانسه به ارث برد
ویتنام اعداد را به شیوهی فرانسوی مینویسد. کشورهای انگلیسیزبان دقیقاً برعکس. این یک سلیقهی نگارشی نیست؛ ارزش عدد را عوض میکند، و بیشتر اوقات دقیقاً در همان اسنادی خراب میشود که بیشترین اهمیت را دارند.
در ویتنام، ۱.۰۰۰.۰۰۰ یعنی یک میلیون و ۱۲٫۵ یعنی دوازده و نیم. در انگلیسی، 1,000,000 یعنی یک میلیون و 12.5 یعنی دوازده و نیم. نقش کاما و نقطه کاملاً جابهجا میشود. اگر در یک سند انگلیسی 12,5 بنویسید، خوانندهی دقیق دوازده و نیم میبیند و خوانندهی بیدقت دوازده هزار و پانصد.
ویتنام روز را اول مینویسد: ۰۳/۱۱/۲۰۲۶ یعنی سوم نوامبر. ایالات متحده ماه را اول مینویسد: ۰۳/۱۱/۲۰۲۶ یعنی سوم مارس. کانادا و بریتانیا یکدست نیستند، که بدتر هم هست. در هر سندی که از مرزی عبور میکند، ماه را با حروف بنویسید: 3 November 2026 یا November 3, 2026. هرگز به شکل عددی تکیه نکنید.
در ویتنامی nghin یعنی هزار، trieu یعنی میلیون و ty یعنی میلیارد، و اینها دقیقاً با انگلیسی همخوانی دارند، که خبر خوبی است. اما nghin ty، یعنی هزار میلیارد، همان چیزی است که انگلیسی به آن trillion میگوید، پس تبدیل کنید، نه ترجمه. ضمناً گفتار ویتنامی اغلب واحد را میاندازد، پس hai muoi ba در بازار میتواند یعنی بیستوسه هزار؛ در انگلیسی همیشه واحد را بگویید.
مبلغهای دونگ ویتنام بزرگاند، پس مردم اعداد را بر حسب هزار میگویند و از شکلهای کوتاه استفاده میکنند: hai lam k یعنی بیستوپنج هزار. انگلیسی در نوشتار رسمی k ندارد. بنویسید 25,000 VND، یا در گفتار twenty-five thousand dong. و وقتی برای خوانندهی انگلیسیزبان تبدیل میکنید، هر دو را بدهید: 25,000 VND، حدود یک دلار کانادا.
در یک درخواست شغلی، یک فاکتور، یا پاسخ یک آزمون، جابهجا شدن جداکنندهی اعشار خطای کوچکی نیست. از آن دست خطاهایی است که باعث میشود فرم بدون هیچ توضیحی رد شود. هر عددی را در هر سند انگلیسیای که میفرستید بررسی کنید.
Tip: وقتی به انگلیسی کار میکنید، قالببندی رایانه، گوشی و صفحهگستردهتان را روی انگلیسی بگذارید. حل کردن این مسئله در سطح ابزار، خطا را برای همیشه از بین میبرد، کاری که هیچ مقدار دقتی نمیکند.
8انتقال دستوری که به خطای واژگانی تبدیل میشود
دستور زبان ویتنامی به شکلهایی با دستور انگلیسی تفاوت دارد که بهجای خطای آشکار دستوری، به شکل انتخاب واژه بروز میکند. به همین دلیل است که این خطاها اینقدر دوام میآورند: شبیه خطای دستوری به نظر نمیرسند.
ویتنامی la را فقط پیش از اسم به کار میبرد، هرگز پیش از صفت. Co ay dep تحتاللفظی یعنی «او زیبا»، و ویتنامیِ بینقصی است. پس ویتنامیزبانها She beautiful، I very tired و The weather cold تولید میکنند. انگلیسی به فعل نیاز دارد: She is beautiful. I am very tired. The weather is cold. این یک الگو شناختهشدهترین نشانهی انگلیسیِ یک ویتنامیزبان است، و اصلاح آن بیش از هر کار واژگانی دیگری در روان به نظر رسیدنتان تغییر ایجاد میکند.
ویتنامی زمان را با واژههایی مانند da، dang و se نشان میدهد و فعل هرگز تغییر نمیکند. پس Yesterday I go to school کامل به نظر میرسد. انگلیسی زمان را دو بار نشان میدهد، یک بار با واژهی زمانی و یک بار با فعل: Yesterday I went to school. وقتی در جمله واژهی زمانی دارید، آن یادآورِ تغییر دادن فعل است، نه بهانهای برای تغییر ندادنش.
ویتنامی برای جمع چیزی به اسم اضافه نمیکند؛ تعداد یا آشکار است یا با واژهای جداگانه بیان میشود. نتیجهاش میشود many book، three student، a lot of information about the plans. اول جمع را درست کنید و بعد حرفهای تعریف را، چون نبودِ یک s بیشتر به چشم میآید تا نبودِ یک the.
در ویتنامی هیچ a، an یا the وجود ندارد. زبانآموزان یا آنها را میاندازند و I am student میگویند، یا بیش از حد اضافهشان میکنند و the life is hard میگویند. دو قاعده بیشتر موارد را پوشش میدهد: بار اول که به چیزی قابلشمارش اشاره میکنید a یا an به کار ببرید و پس از آن the؛ و the را با اسمهای جمعِ عام یا غیرقابلشمارش به کار نبرید، پس life is hard، نه the life is hard.
ویتنامی مدام با rat، lam و qua تشدید میکند، و این کار زیادهروی به نظر نمیرسد. با ترجمهی مستقیم، انگلیسی در هر جمله میشود very good، very beautiful، very delicious، که کودکانه به گوش میرسد. انگلیسی یک واژهی قویترِ واحد را ترجیح میدهد: excellent، gorgeous، و delicious که خودش پیشاپیش معنای very tasty را در خود دارد.
ویتنامی موضوع را جلو میاندازد: Quyen sach nay toi doc roi، یعنی «این کتاب را من قبلاً خواندهام». انگلیسی هم میتواند برای تأکید چنین کند اما نشاندار و کمی ادبی است. پیشفرض را فاعل در ابتدا بگذارید: I have already read this book.
به وجه مشترک اینها توجه کنید: هیچکدام واژهای تولید نمیکنند که وجود نداشته باشد. همهشان واژههای واقعی انگلیسی را در ترتیب یا شکلی تولید میکنند که یک گویشور بومی انتخاب نمیکند. به همین دلیل است که ابزارهای غلطیاب آنها را نمیبینند و شما باید خودِ الگوها را یاد بگیرید.
Tip: دو دقیقه از انگلیسی صحبت کردن خودتان را ضبط کنید، بعد آن را با دست پیادهسازی کنید. نبودِ to be و گذشتهی بینشان به شکلی از روی کاغذ بیرون میزنند که هنگام حرف زدن هرگز چنین نمیکنند.
9ضمیرهای خویشاوندی، و اینکه چرا سنِ مدیرتان را پرسیدید
ویتنامی ضمیر را بر پایهی سنِ نسبی و نوع رابطه انتخاب میکند. تا ندانید طرف مقابل چند سال دارد نمیتوانید «من» و «شما» بگویید. انگلیسی برای همه یک I و یک you دارد، و عادتهایی که ویتنامی الزام میکند در انگلیسی به خطا تبدیل میشوند.
anh، chi، em، co، chu، bac، ong و ba همگی بهعنوان ضمیرهای روزمره برای کسانی به کار میروند که با شما نسبتی ندارند. همکاری که کمی بزرگتر است anh است. همکاری که کمی کوچکتر است em. این در ویتنامی عادی، صمیمانه و درست است.
با ترجمهی تحتاللفظی، نتیجهاش میشود My brother in the sales team said یا This is my sister, she works with me دربارهی یک همکار. انگلیسیزبانها یک نسبت خانوادگی میشنوند و گیج میشوند. از colleague، coworker، my manager، a friend یا صرفاً اسم خودِ شخص استفاده کنید.
چون ضمیر به سن بستگی دارد، پرسیدن سنِ کسی در همان ابتدا در ویتنامی بیادبی نیست؛ ضروری است. در کانادا، بریتانیا، ایالات متحده و استرالیا، پرسیدن سنِ یک بزرگسال در نخستین برخورد، بهویژه از یک زن و بهویژه از یک مدیر، یک خطای اجتماعی واقعی است. در انگلیسی هرگز به این پاسخ نیاز ندارید، چون انگلیسی هیچ ضمیری ندارد که به آن وابسته باشد. فقط نپرسید.
ویتنامی نام کوچک را همراه با عنوان به کار میبرد: Mr Nam بهجای Mr Nguyen، چون نام خانوادگی اول میآید و بسیار پرتکرار میان افراد مشترک است. انگلیسی نام خانوادگی را به کار میبرد: Mr Miller، نه Mr Tom. اگر خودتان را با نام Nguyen Van Nam به یک انگلیسیزبان معرفی کنید، انتظار داشته باشید که او شما را Nguyen صدا کند، پس به او بگویید کدام نام را میخواهید به کار ببرد. بیشتر ویتنامیها در محیطهای کاری انگلیسیزبان میگویند my name is Nam.
هیچکدام از اینها خطای واژگانی نیستند. همهشان جملههای درست انگلیسیاند که برداشت نادرستی ایجاد میکنند، و همین آنها را پرهزینهتر از یک واژهی بدتلفظشده و بسیار سختیابتر میکند.
Tip: در انگلیسی، پیشفرض را نام شخص بههمراه نقش او بگذارید. این امنترین گزینه در هر کشور انگلیسیزبان است، و در محیط حرفهای هرگز آنطور که ممکن است در ویتنامی سرد به نظر برسد، سرد به نظر نمیرسد.
10سلامواحوالپرسی و گپهای کوتاهی که از ترجمه جان سالم به در نمیبرند
اینها عبارتهایی هستند که باعث میشوند یک گویشور روان عجیب به گوش برسد، چون بینقص ترجمه شدهاند و نادرست به کار رفتهاند.
- Di dau day، یعنی «کجا میروی»، در ویتنامی یک سلام است و در انگلیسی یک بازجویی؛ بگویید hi یا how are you
- An com chua، یعنی «غذا خوردهای»، یک سلامِ گرم ویتنامی است و در انگلیسی یا یک دعوت است یا پرسشی عجیب؛ بگویید how are you یا how is your day going
- ویتنامی به پرسش منفی با موافقت با خودِ گزاره پاسخ میدهد، پس You do not like coffee پاسخ yes میگیرد به معنای «بله، دوست ندارم»؛ در انگلیسی yes همیشه یعنی دوستش دارید، پس بگویید no, I do not
- thank you و sorry درون یک خانوادهی ویتنامی بهمراتب کمتر از یک خانوادهی انگلیسیزبان به کار میروند؛ در انگلیسی از عضو خانواده با صدای بلند تشکر کنید، چون سکوت به معنای ناسپاسی خوانده میشود، نه صمیمیت
- ویتنامی برای حفظ آبرو بهطور غیرمستقیم رد میکند، پس یک «شاید»ِ ملایم برای انگلیسیزبان یک «شاید»ِ واقعی خوانده میشود؛ اگر منظورتان نه است، بگویید I am afraid I cannot
- تعریفها در ویتنامی رد میشوند، khong co gi dau، اما در انگلیسی دو بار رد کردن یک تعریف معذبکننده خوانده میشود؛ بگویید thank you و همانجا تمامش کنید
- ویتنامی برای ملایم کردن از a، da و nhe استفاده میکند؛ انگلیسی با فعلهای کمکی وجهی ملایم میکند، پس Could you possibly، I was wondering if و Would you mind همان وزن را دارند
مسئلهی درخواستِ رُک یادداشت جداگانهی خودش را میطلبد. درخواستهای ویتنامی اغلب مستقیماند چون ادب در ادات و در ضمیر جا خوش کرده، و هر دوی اینها در انگلیسی ناپدید میشوند. Send me the file در انگلیسی به یک دستور تبدیل میشود، حتی وقتی در ویتنامی ملایم بوده. Could you send me the file when you get a chance همان جمله است با ادبی که به جای اصلیاش در انگلیسی بازگردانده شده.
کل الگو در یک جمله همین است: هر زبانی ادب را جایی حمل میکند، و وقتی کلمهبهکلمه ترجمه میکنید، ادب همان بخشی است که از دست میرود، چون از اول در کلمهها نبوده.
هزینهاش واقعی و نامرئی است. هیچکس به شما نمیگوید که ایمیلتان بیادبانه به نظر رسیده. فقط دیرتر پاسخ میدهند، یا اصلاً پاسخ نمیدهند.
Tip: پنج قالبِ درخواست مؤدبانهی انگلیسی جمع کنید و آنقدر به کارشان ببرید تا خودکار شوند. Could you، would you mind، I was wondering if، when you get a chance و if it is not too much trouble تقریباً همهی موقعیتهایی را که نیاز دارید پوشش میدهند.
11دوازده جمله برای اصلاح کردن
هر یک از اینها یک خطا از این راهنما را در خود دارد. پیش از خواندن اصلاحیه، هرکدام را خودتان امتحان کنید.
- I bought a new chemise for the interview. اصلاح: I bought a new shirt for the interview. so mi یعنی پیراهن؛ chemise یعنی لباس زیر.
- She very beautiful and very kind. اصلاح: She is very beautiful and very kind. ویتنامی پیش از صفت به فعل نیاز ندارد؛ انگلیسی دارد.
- I remember my family very much. اصلاح: I miss my family very much. nho هر دو را پوشش میدهد، و این همان نیمهی miss است.
- Please open the light, the room is dark. اصلاح: Please turn on the light, the room is dark.
- Yesterday I go to the office at eight. اصلاح: Yesterday I went to the office at eight. در انگلیسی واژهی زمانی این کار را انجام نمیدهد.
- My brother in the finance team will send the report. اصلاح: My colleague in the finance team will send the report، مگر اینکه واقعاً برادرتان باشد.
- The total is 12,5 million dong. اصلاح: The total is 12.5 million dong، با نشانهگذاری انگلیسی.
- I have learned English for three years. اصلاح: I have been studying English for three years. study خودِ فعالیت است، learn نتیجه.
- He must drink this medicine two times a day. اصلاح: He should take this medicine twice a day.
- I want to discuss about the new schedule. اصلاح: I want to discuss the new schedule. فعل discuss با about نمیآید.
- I pity you, you work so hard. اصلاح: I really feel for you, you work so hard. thuong در انگلیسی pity نیست.
- I recommend you to arrive early. اصلاح: I recommend arriving early، یا I recommend that you arrive early.
Tip: دوازده تا بیشتر از آن است که یکجا جذب کنید. سه موردی را که واقعاً همین ماه مرتکب شدهاید انتخاب کنید و فقط روی همانها تمرین کنید.
12چگونه دوستان دروغینِ خودتان را پیدا کنید
فهرستی که کس دیگری نوشته باشد هرگز دقیقاً با خطاهای شما جور در نمیآید. این فرایندی است برای پیدا کردن آنهایی که واقعاً برایتان هزینه دارند.
این کار را روی انگلیسیِ واقعیای انجام دهید که خودتان تولید کردهاید: ایمیلی که فرستادهاید، پیامی به یک همکار، پاسخ یک آزمون، پیادهسازی متنِ صحبت خودتان. نه تمرینها، چون تمرینها شما را محتاط میکنند و دوستان دروغین فقط وقتی ظاهر میشوند که محتاط نیستید.
برای هر اسم و فعلی که کاملاً مطمئنش نبودید، خودِ واژهی انگلیسی را جستوجو کنید و سه جملهی واقعی با آن بخوانید. اگر هیچکدام از آن جملهها نمیتوانست جملهی شما را در خود جا دهد، یک دوست دروغین پیدا کردهاید. این روش کار میکند چون دوستان دروغین پیش از آنکه در معنا شکست بخورند، در همآیی شکست میخورند: تعریف درست به نظر میرسد و همنشینهای آن واژه نادرستاند.
- متنی انگلیسی از نوشتههای خودتان بردارید که بدون بازبینی نوشتهاید، دستکم دویست کلمه
- زیر هر واژهای خط بکشید که بهجای انگلیسی از ویتنامی به ذهنتان آمده است
- برای هرکدام، واژهی انگلیسی را جستوجو کنید و سه نمونهی واقعی از منابع بومی بخوانید
- اگر جملهی شما با الگوی آن سه نمونه جور در نمیآید، آن را نادرست علامت بزنید
- شکل درست را بهصورت یک جملهی کامل بنویسید، هرگز بهصورت یک واژهی تنها
- دو مورد نامرئی را جداگانه بررسی کنید: نبودِ to be پیش از صفت، و فعل گذشتهای که بینشان مانده است
- فهرست را در یک فایل نگه دارید و پیش از نوشتن هر چیز مهمی دوباره بخوانیدش
انتظار داشته باشید در دویست کلمهی نخستتان بین پنج تا پانزده مورد پیدا کنید. این عادی است، و این عدد بهسرعت پایین میآید، چون دوستان دروغین یک فهرست محدودند، نه یک ضعف عمومی.
Tip: سریعترین شکل این کار آن است که انگلیسی را بلند بخوانید در حالی که همزمان به گویشور بومی گوش میدهید که همان را میگوید، و این دقیقاً چیزی است که پادکستهای زیرنویسدار به شما میدهند. همآیی و تلفظ را با هم میشنوید، و خطاهای همآیی بلافاصله رو میآیند، چون آن جفتشدن پیش از آنکه بتوانید دلیلش را توضیح دهید، نادرست به گوش میرسد.
پرسشهای پرتکرار
بله، و به شکلی که اهمیت دارد. اسپانیایی و انگلیسی ریشههای لاتین را مستقیماً با هم شریکاند، پس دوستان دروغینِ اسپانیایی بیشتر واژههای تکی با معناهای جابهجاشدهاند. ویتنامی سه سرچشمهی جداگانه دارد: واژههایی که از راه ادارهی استعماری فرانسه رسیدند، واژههای انگلیسیای که ویتنامی در سی سال گذشته بازسازیشان کرد، و واژههای اصیل ویتنامی که هیچ واژهی انگلیسی گسترهشان را پوشش نمیدهد. هرکدام راهحل متفاوتی میخواهد، پس یک فهرست عمومیِ دوستان دروغین فقط با یکسوم مسئله به شما کمک میکند.
دو مورد، به همین ترتیب. اول، نبودِ to be پیش از صفتها، چون تقریباً در هر پاسخ شفاهی ظاهر میشود و قویترین نشانهی انگلیسیِ یک ویتنامیزبان است. دوم، گذشتهی بینشان، چون ممتحنی که گسترهی دستوری را نمره میدهد آن را در هر پاسخ روایی میشنود. دوستان دروغینِ واژگانی بهمراتب نمرهی کمتری از شما میگیرند، چون ممتحن معمولاً میتواند حدس بزند منظورتان چه بوده.
در ویتنامی اسمی خنثی است که در تیتر روزنامهها هم میآید. در انگلیسی زننده است و در محیط کار، در آزمون یا در درخواست شغلی نامناسب خواهد بود. این روشنترین نمونه در کل این راهنماست از واژهای که در یک زبان کاملاً عادی و در زبان دیگر آسیبزننده است. از influencer یا content creator استفاده کنید.
یک درس یا رشته را study میکنید و یک واقعیت یا مهارت را learn. study خودِ فعالیت است و میتواند به نتیجه نرسد؛ learn نتیجه است و نمیتواند شکست بخورد. پس I studied for three hours توصیف کاری است که کردید، و I learned three new phrases توصیف چیزی است که به دست آوردید. اگر بتوانید یک بازهی زمانی رویش بگذارید، فعل تقریباً همیشه study است.
چون ویتنامی ادب را در ضمیر و در ادات پایانی مانند a و nhe حمل میکند، و انگلیسی آن را در فعلهای کمکی وجهی و عبارتهای محتاطانه. وقتی واژهها را ترجمه میکنید، ادب دقیقاً همان بخشی است که هیچ واژهی انگلیسیای برای فرود آمدن ندارد، پس ناپدید میشود. راهحل این نیست که در احساس مؤدبتر باشید، بلکه این است که حاملهای انگلیسی را اضافه کنید: could you، would you mind، when you get a chance، I was wondering if.
دوستان دروغینِ واژگانیِ یکبهیک سریع از بین میروند، معمولاً چند هفته پس از آنکه متوجهشان شدید، چون فقط چند ده مورداند و هرکدام یک تصمیم واحد است. همآییها ماهها طول میکشند، چون عادتهای حرکتیاند و بهجای فهمیدن به تکرار نیاز دارند. نبودِ to be زودتر از همه فهمیده میشود و دیرتر از همه از گفتار پاک میشود، پس آگاهانه سراغش بروید، نه اینکه منتظر بمانید خودش محو شود.
خواندن را ادامه دهید
این واژهها را در انگلیسی واقعی بشنوید
کلمههای این صفحه در دکهای رایگان FlexiLingo هستند، با معنا، مثال و تلفظ — و مرور فاصلهدار آنها را دقیقاً پیش از فراموشی برمیگرداند.