دوستان کاذب فارسی-انگلیسی: لیست کامل
کلمههایی که فارسیزبانها فکر میکنند انگلیسیاند اما نیستند. بیش از ۶۰ دوست کاذب فارسی-انگلیسی، همراه با اشتباه، شکل درست، و اینکه اصلاً چرا فارسی این کلمهها را از فرانسوی گرفته است.

این فهرست را به چیزی تبدیل کن که یادت بماند
کلمههای این صفحه در دکهای رایگان FlexiLingo هستند، با معنا، مثال و تلفظ — و مرور فاصلهدار آنها را دقیقاً پیش از فراموشی برمیگرداند.
دکهای رایگان1چرا دوستان کاذب فارسی جور دیگری کار میکنند
بیشتر راهنماهای دوستان کاذب برای فرانسویزبانها، اسپانیاییزبانها یا آلمانیزبانها نوشته شدهاند؛ یعنی زبانهایی که بخش بزرگی از واژگان لاتین را با انگلیسی مشترک دارند. یک فرانسویزبان به actuellement برمیخورد و فرض میکند یعنی actually. این یک مشکلِ ریشهٔ مشترک است. فارسیزبانها مشکل دیگری دارند، و میشود گفت مشکل سختتری.
فارسی دوستان کاذبش را از نیای مشترک با انگلیسی به ارث نبرده است. آنها را وارد کرده — عمدتاً از فرانسوی، در اواخر قاجار و در دورهٔ پهلوی، زمانی که فرانسوی زبان آموزش عالی، پزشکی و دیپلماسی ایران بود. آن کلمهها در فارسی روزمره جا افتادند، معنای فرانسویشان را نگه داشتند، و یک قرن بعد زبانآموز ایرانی به انگلیسی برخورد و فرض کرد کلمهٔ آشنا باید همان معنای آشنا را بدهد.
نتیجه یک الگوی خطای مشخص و بسیار یکدست است. زبانآموز ایرانی معمولاً دو کلمهٔ انگلیسی را با هم قاطی نمیکند. او با اطمینان یک کلمهٔ فارسی را، در یک جملهٔ انگلیسی، با معنای فارسیاش به کار میبرد و هیچ دلیلی ندارد که به چیزی شک کند. کلمه از قبل خارجی به نظر میرسد، پس انگلیسی به نظر میرسد.
نکتهٔ اصلی: اگر یک کلمهٔ فارسی اروپایی به گوش میآید، این نشانهٔ آن است که از جایی آمده، نه نشانهٔ آنکه از انگلیسی آمده. تقریباً نیمی از کلمههای «انگلیسینما» در فارسی روزمره، فرانسویاند.
این راهنما سه گروه را پوشش میدهد: وامواژههای فرانسوی که اصلاً کلمهٔ انگلیسی نیستند، وامواژههای انگلیسی که معنایشان داخل فارسی جابهجا شده، و میراث مشترک واقعی میان فارسی و انگلیسی که بیشتر زبانآموزان هرگز چیزی دربارهٔ آن نمیشنوند. هر مدخل، جملهای را که یک ایرانی احتمالاً میسازد و جملهای را که یک انگلیسیزبان بومی میگوید کنار هم میگذارد.
2تلهٔ فرانسوی: کلمههایی که هیچوقت انگلیسی نبودهاند
اینها خطرناکترین مدخلهای کل راهنما هستند، چون چیزی برای تصحیح وجود ندارد. کلمه با آن معنا اصلاً در انگلیسی موجود نیست، پس شنونده یا کلمهٔ دیگری میشنود یا هیچ کلمهای نمیشنود.
از فرانسوی merci. یعنی متشکرم. mercy در انگلیسی یعنی رحم و گذشت نسبت به کسی که بر او قدرت داری. گفتن Mercy! به یک گارسون یک مشکل کوچک لهجه نیست؛ یک کلمهٔ دیگر است.
از فرانسوی fiche. یعنی برگه، رسید، قبض پرداخت. جملهٔ I paid the fish مثل تعریف کردن ماجرای آکواریوم شنیده میشود. بگویید slip، receipt یا payment stub.
از فرانسوی étiquette در معنای قدیمیترش یعنی برچسب. در فارسی یعنی برچسب قیمت روی کالا. etiquette در انگلیسی یعنی قواعد رفتار مؤدبانه. کلمهٔ انگلیسی مورد نظر شما label، tag یا price tag است.
از فرانسوی ascenseur. انگلیسی از elevator (آمریکایی) یا lift (بریتانیایی) استفاده میکند. هیچ کلمهٔ انگلیسی شبیه āsānsor وجود ندارد، پس این یکی بهجای سوءتفاهم، سردرگمی خالص تولید میکند.
- کامیون (kāmion)، از camion — بگویید truck (آمریکایی) یا lorry (بریتانیایی)
- مانتو (mānto)، از manteau — بگویید coat، یا آن را بهصورت یک تونیک بلند توصیف کنید
- شومینه (shumine)، از cheminée — بگویید fireplace
- آبونمان (ābonemān)، از abonnement — بگویید subscription
- کراوات (kerāvāt)، از cravate — بگویید tie یا necktie
- لوستر (luster)، از lustre — بگویید chandelier
- دوش (dush)، از douche — بگویید shower؛ کلمهٔ انگلیسی douche یک ناسزای عامیانه است و باید کاملاً از آن پرهیز کرد
- سانس (sāns)، از séance — بگویید showing، screening یا session
- رفوزه (refuze)، از refusé — بگویید failed the year یا held back
- کنکور (konkur)، از concours — بگویید university entrance exam
Tip: دوش ارزش دارد که جداگانه به آن اشاره شود. نزدیکترین کلمهٔ انگلیسی از نظر تلفظ، در انگلیسی آمریکایی یک توهین است. این تنها اشتباه فهرست است که واقعاً میتواند کسی را در یک جلسهٔ کاری شرمنده کند.
3کلمههای انگلیسی که فارسی گرفت و تغییرشان داد
گروه دوم ظریفتر است. کلمه واقعاً انگلیسی است، پس دیکشنری وجودش را تأیید میکند و اعتمادبهنفس زبانآموز بالا میرود. مشکل اینجاست که فارسی معنا را محدود، گسترده یا کلاً جابهجا کرده است.
در فارسی، ماشین بهطور پیشفرض یعنی خودرو. machine در انگلیسی یعنی یک دستگاه مکانیکی. جملهٔ My machine is parked outside از نظر دستوری درست، اما عجیب و نادرست است. بگویید car.
از راه فرانسوی chance وارد شده. فارسی آن را برای بخت به کار میبرد: شانس آوردم. chance در انگلیسی یعنی احتمال یا فرصت. جملهٔ I have a good chance یعنی احتمالت خوب است، نه اینکه آدم خوششانسی هستی. بگویید I was lucky.
در فارسی، فامیل یعنی خویشاوندان گسترده: عمو و خاله و پسرعمو. واحد خانگی میشود خانواده. family در انگلیسی بیشتر وقتها یعنی همان واحد خانگی. جملهٔ All my family came یعنی پدر و مادر و خواهر و برادر؛ اگر منظورتان سی نفر است، بگویید relatives یا extended family.
تیپ زدن یعنی به شکل خاصی لباس پوشیدن. tip در انگلیسی یعنی توصیه، یا پولی که بابت خدمات میدهند. جملهٔ His tip is very good بهعنوان نظری دربارهٔ انعامش شنیده میشود.
پارتی داشتن یعنی کسی را از داخل داشتن که بتواند کار راه بیندازد. party در انگلیسی چنین معنایی ندارد. بگویید connections، و اگر بار منفی دارد، nepotism یا favouritism.
- کلاس (kelās) معنی باکلاس بودن هم میدهد — he has class در انگلیسی کار میکند، اما this restaurant has class عجیب است؛ بگویید stylish یا upmarket
- سالن (sālon) یعنی تالار یا سالن اجتماعات، نه آرایشگاه
- سرویس (servis) میتواند یعنی سرویس مدرسه، یا دستشویی
- کنترل (kontrol) معمولاً یعنی کنترل تلویزیون — بگویید remote یا remote control
- نایلون (nāylon) یعنی کیسهٔ پلاستیکی، نه آن پارچه
- ست (set) یعنی لباسهای ست — بگویید matching یا coordinated
- اسپرت (esport) یعنی لباس راحتی، نه ورزش و نه e-sports
- تست (test) اغلب یعنی سؤال چهارگزینهای، نه کل امتحان
4آن ۲۰ موردی که بیشترین خسارت را میزنند
اگر قرار است فقط یک بخش را حفظ کنید، همین بخش است. اینها بر اساس اینکه چقدر در انگلیسیِ واقعیِ ایرانیها ظاهر میشوند و چقدر بد جمله را از ریل خارج میکنند مرتب شدهاند. هر خط کلمهٔ فارسی، جملهای که یک ایرانی احتمالاً میسازد، و جملهای که یک انگلیسیزبان بومی میگوید را نشان میدهد.
- مرسی — 'Mercy for your help' → 'Thanks for your help'
- فیش — 'Bring me the fish' → 'Bring me the receipt'
- ماشین — 'I came with my machine' → 'I drove' / 'I came by car'
- شانس — 'I had chance' → 'I was lucky'
- فامیل — 'My family is 40 people' → 'My extended family is 40 people'
- تیپ — 'I like your tip' → 'I like your style' / 'your outfit'
- اتیکت — 'Check the etiquette' → 'Check the label' / 'the price tag'
- کنترل — 'Give me the control' → 'Pass me the remote'
- سرویس — 'I take the service to school' → 'I take the school bus'
- شارژ — 'My phone has no charge' (به معنی اعتبار) → 'I'm out of credit' / 'out of data'
- پارتی — 'He got the job with party' → 'He got the job through connections'
- دوش — 'I took a douche' → 'I took a shower'
- کنسرو — 'I ate conserve' → 'I ate canned food'
- ویزیت — 'I paid the visit' → 'I paid the consultation fee'
- سرم — 'They gave me serum' → 'They put me on an IV'
- آمپول — 'The doctor gave me an ampoule' → 'The doctor gave me an injection' / 'a shot'
- نسخه — 'Give me the version' → 'Give me the prescription'
- کلاس — 'This cafe has class' → 'This cafe is stylish'
- سالن — 'We met in the salon' → 'We met in the hall' / 'the auditorium'
- نمره — 'My number was 18' → 'My grade was 18' / 'I scored 18'
Tip: دقت کنید چند تا از اینها واژگان عجیب و غریب نیستند. اینها همان کلمههاییاند که در یک روز عادی لازم دارید: ماشینتان، رسیدتان، شارژ گوشیتان، نمرهتان. دقیقاً به همین دلیل است که اینقدر دوام میآورند.
5خرید، لباس و زندگی روزمره
کارهای روزمره خوشهای متراکم از این کلمهها تولید میکنند، چون دقیقاً همین حوزه است که فارسی بیشترین وامگیری را در آن انجام داده.
- مانتو (mānto) — coat یا long tunic؛ معادل تککلمهای انگلیسی ندارد، پس توصیفش کنید
- کاپشن (kāpshen) — از فرانسوی capuchon؛ بگویید jacket یا winter coat
- شلوار جین — jeans؛ درست است، اما بگویید a pair of jeans
- ست کردن (set kardan) — بگویید these match، نه these are set
- تیشرت — t-shirt؛ درست است، یکی از موارد امن
- پوتین (putin) — boots؛ ربطی به نام خانوادگیای که شبیهش است ندارد
- اتیکت — label یا price tag، هرگز etiquette
- تخفیف — discount؛ کلمهٔ امن انگلیسی، از همین استفاده کنید
- فروشگاه زنجیرهای — chain store
- نایلون — plastic bag یا carrier bag
- کارتن (kārton) — cardboard box، نه cartoon؛ cartoon در انگلیسی یعنی انیمیشن یا کاریکاتور
- کنسرو (konserv) — canned food یا tinned food
- ماکارونی (mākāroni) — در فارسی برای pasta بهطور کلی به کار میرود؛ macaroni در انگلیسی یک شکل خاص است
- سوسیس / کالباس — sausage / cold cuts یا deli meat
- آبمیوه — juice؛ اگر تازه گرفته شده، بگویید fresh juice
- شام (shām) — dinner؛ مراقب کلمهٔ انگلیسی sham باشید که یعنی تقلبی
کارتن و cartoon دائم آدمها را گیر میاندازند، چون هر دو کلمه در فارسی با املای متفاوت وجود دارند اما برای یک فارسیزبان تلفظشان تقریباً یکی است. اگر به همکارتان بگویید چیزی را در یک cartoon بستهبندی کردهاید، تام و جری را تصور میکند.
6سلامت و پزشکی: پرخطرترینها
واژگان پزشکی فارسی عمدتاً از فرانسوی آمده، چون نسلها زبان آموزش پزشکی در ایران فرانسوی بود. این همان دستهای است که در آن دوست کاذب دیگر شرمآور نیست، بلکه خطرناک است — بهویژه برای کسی که مهاجرت کرده و دارد علائمش را برای پزشک توضیح میدهد.
از فرانسوی sérum. در بیمارستان انگلیسیزبان، an IV یا a drip بخواهید. کلمهٔ serum در انگلیسی وجود دارد، اما به بخش مایع خون یا به یک محصول مراقبت پوست اشاره میکند. هیچکدام آن چیزی نیست که میخواهید به پرستار بگویید.
از فرانسوی ampoule. بگویید injection، یا شکل محاورهایترش shot. ampoule در انگلیسی یعنی همان ویال شیشهای کوچک دربسته، نه عمل تزریق.
جملهٔ How much is the visit? قابل فهم است اما غیرمعمول. بگویید consultation fee، یا بپرسید How much does it cost to see the doctor?
نسخه در بافتهای دیگر معنی نگارش یا رونوشت هم میدهد، و به همین دلیل زبانآموز سراغ version میرود. در داروخانه، کلمهٔ درست prescription است.
- اورژانس (orzhāns)، از urgence — بگویید emergency room، the ER، یا در بریتانیا A&E
- دکتر — doctor درست است، اما در انگلیسی شما see a doctor میکنید، نه اینکه به ویزیت دکتر بروید
- قرص — tablet یا pill
- آزمایش — test یا lab test؛ analysis انتخابی فرانسویزده است که در انگلیسی خیلی بالینی به گوش میرسد
- عمل — operation یا surgery، نه act
- معاینه — examination یا check-up
Tip: اگر به کانادا، بریتانیا یا استرالیا مهاجرت کردهاید، همین بخش را جداگانه تمرین کنید. توضیح دادن علائم تنها موقعیتی است که بد فهمیده شدن در آن هزینهٔ واقعی دارد، و همان موقعیتی است که استرس شما را به کلمهٔ فارسی برمیگرداند.
7کار، دانشگاه و کاغذبازی
فارسی اداری پر از فرانسوی است، و این واژگان دقیقاً در موقعیتهایی به کار میآید که بیشتر از همه میخواهید توانا به نظر برسید: مصاحبهٔ کاری، درخواست دانشگاه، پروندهٔ مهاجرت.
- نمره (nomre) — grade یا score، نه number
- کنکور (konkur) — آزمون سراسری ورود به دانشگاه؛ توضیحش بدهید، کلمهبهکلمه ترجمهاش نکنید
- رفوزه (refuze) — failed the year، یا was held back
- لیسانس (lisāns) — bachelor's degree؛ licence در انگلیسی یعنی مجوز
- فوق لیسانس — master's degree
- دکترا — PhD یا doctorate
- مدرک (madrak) — بسته به بافت degree، certificate یا qualification
- استخدام — hiring یا recruitment
- قرارداد — contract
- مرخصی — leave یا time off؛ وقتی منظورتان مرخصی استعلاجی است، vacation نگویید
- پروژه — project، یکی از موارد امن
- شرکت — company؛ firm محدودتر است و معمولاً به دفتر حقوقی یا مشاوره اشاره دارد
کنکور را concours یا contest ترجمه نکنید. این یک آزمون سراسری خاص است که در بیشتر کشورهای انگلیسیزبان معادلی ندارد. بار اول بگویید the national university entrance exam in Iran و بعد از آن the entrance exam. ممتحنها و مصاحبهکنندهها به یک توضیح روشن خیلی بیشتر از یک اصطلاح بدترجمه احترام میگذارند.
8فناوری و اینترنت
وامواژههای تازهتر از انگلیسی آمدهاند نه از فرانسوی، پس در مجموع امنترند. خطاهای این بخش دربارهٔ جابهجایی معناست، نه دربارهٔ ریشه.
فارسی شارژ را هم برای اعتبار تلفن، هم برای اینترنت و هم برای باتری به کار میبرد. انگلیسی اینها را از هم جدا میکند. جملهٔ My phone is out of charge یعنی باتری تمام شده. اگر منظورتان اعتبار اعتباری است، بگویید I'm out of credit یا I need to top up.
- کنترل — remote control؛ بگویید remote
- لپتاپ — laptop، امن
- فلش (flash) — بگویید USB stick، flash drive یا thumb drive
- هارد — hard drive
- سایت — website؛ site بهتنهایی میتواند یعنی یک مکان فیزیکی
- چت کردن — to chat، امن
- پروفایل — profile، امن
- اکانت — account، امن
- کد (kod) — code، امن، اما code برای کد پستی میشود postcode یا ZIP code
Tip: خوشهٔ فناوری معمولاً همانجایی است که زبانآموز ایرانی قویترین است، چون این کلمهها در عصر اینترنت مستقیم از انگلیسی آمدهاند، نه یک قرن پیش از راه واسطهٔ فرانسوی. اینجا بیشتر به خودتان اعتماد کنید.
9همریشههای واقعی: جایی که فارسی و انگلیسی واقعاً با هم میخوانند
این بخشی است که تقریباً به هیچ زبانآموز ایرانی آموزش داده نمیشود، و واقعاً به درد میخورد. فارسی و انگلیسی هر دو زبانهای هندواروپاییاند. هزاران سال پیش از هم جدا شدند، اما یک لایهٔ هستهٔ واژگانی در هر دو باقی ماند. اینها در هیچ جهتی وامواژه نیستند؛ میراث مشترکاند.
- مادر (mādar) و mother
- پدر (pedar) و father
- برادر (barādar) و brother
- دختر (dokhtar) و daughter
- نام (nām) و name
- ستاره (setāre) و star
- نو (now) و new
- لب (lab) و lip
- ابرو (abru) و eyebrow
- دو (do) و two
- سه (se) و three
این تناظرها نظاممندند نه تصادفی، و به همین دلیل ارزش دانستن دارند. وقتی متوجه شدید که د فارسی در این لایهٔ هسته اغلب با d انگلیسی متناظر است، دختر / daughter و در / door دیگر تصادفی به نظر نمیرسند.
یک مثال مشهور همریشه نیست. بد فارسی و bad انگلیسی یک معنا میدهند و تقریباً یکسان تلفظ میشوند، و این یک تصادف واقعی است — تاریخ این دو کلمه هیچ ربطی به هم ندارد. دقیقاً به این دلیل مثال مشهوری است که همریشههای واقعی بهندرت اینقدر تمیزند.
Tip: از این بخش برای روحیه استفاده کنید، نه برای حفظ کردن. زبانآموزانی که باور دارند انگلیسی کاملاً با فارسی بیگانه است، زودتر از زبانآموزانی که میدانند این دو زبان خویشاوندان دورند، دست میکشند.
10تداخل دستوری، نه فقط واژگانی
دوستان کاذب توجهها را جلب میکنند، اما خطاهایی که بیش از همه کسی را بهعنوان یک انگلیسیگوی ایرانی معرفی میکنند ساختاریاند، و از دستور زبان فارسی میآیند نه از کلمههای فارسی.
فارسی میگوید من ۲۵ سال دارم، یعنی تحتاللفظی I have 25 years. انگلیسی از be استفاده میکند: I am 25 یا I'm 25 years old. جملهٔ I have 25 years یکی از شناختهشدهترین نشانههاست.
او در فارسی خنثی است، پس فارسیزبانها عادت ردگیری جنسیت در ضمیر را ندارند. قاطی کردن he و she وسط یک ماجرا بسیار رایج است و حتی در سطحهای پیشرفته هم میماند. این کمبود واژگانی نیست؛ یک عادتِ نداشته است، و باید عمداً تمرین شود.
فارسی حرف تعریف معرفه ندارد. زبانآموزها یا the را کلاً حذف میکنند یا بیشازحد اصلاح میکنند و همهجا میگذارندش. I went to university و I went to the university هر دو انگلیسی درستیاند اما معنای متفاوتی میدهند.
- ترتیب کلمات: فارسی فاعل-مفعول-فعل است، پس در جملههای انگلیسی طولانی فعل تمایل دارد دیر بیاید
- خسته نباشید معادل انگلیسی ندارد — ترجمهاش نکنید؛ بگویید thanks for your hard work یا اصلاً چیزی نگویید
- قربان شما / فدات شم را ترجمه نکنید؛ این سطح از تعارف در انگلیسی وجود ندارد و نسخهٔ تحتاللفظیاش نگرانکننده به گوش میرسد
- فارسی زمان حال را برای آیندهٔ نزدیک آزادانهتر از انگلیسی به کار میبرد
درست کردن I have 25 years و لغزش he/she بیشتر از حفظ کردن صد کلمهٔ دیگر روی روان به نظر رسیدن شما اثر میگذارد. هزینهٔ اصلاحشان کم است و دیدهشدنشان بسیار زیاد.
11چرا این اشتباهها سالها درس خواندن را دوام میآورند
زبانآموزان ایرانی اغلب در گرامر و خواندن به سطح بالایی میرسند و باز هم همین خطاها را در گفتار تولید میکنند. این بیدقتی نیست، و فهمیدن دلیلش اصلاحشان را سادهتر میکند.
هیچوقت تصحیح نمیشوید. یک دوست کاذب معمولاً جملهای میسازد که از نظر دستوری درست و تقریباً قابل فهم است. انگلیسیزبانهای بومی از بافت حدس میزنند و رد میشوند، نه اینکه حرفتان را قطع کنند. پس این اشتباه هیچوقت تنبیه نمیشود و هیچوقت دیده نمیشود.
کلمه از قبل خارجی حس میشود. فارسیزبانها غریزهٔ قابلاعتمادی برای تشخیص وامواژهها دارند. آن غریزه مرسی و آسانسور را درست بهعنوان غیربومی علامت میزند، و بعد دربارهٔ اینکه از کجا آمدهاند نتیجهٔ اشتباه میگیرد.
انگلیسی کلاسی بهندرت به این موضوع میپردازد. کتابهای درسی برای مخاطب عمومی بینالمللی نوشته شدهاند و نمیتوانند به تداخلهای خاص فارسی بپردازند. معلم شما هم احتمالاً زبان مادریاش همان زبان شماست و در نتیجه همان نقطهکورها را دارد.
این کلمهها پربسامدند. شما دائم ماشین و فیش و نمره را به کار میبرید، پس الگوی غلط هزاران بار تکرار میشود، در حالی که یک کلمهٔ کمکاربرد که درست یاد گرفتهاید سه بار تکرار میشود.
Tip: به همین دلیل است که ورودی از محتوای واقعی مهمتر از یک لیست واژگان دیگر است. لازم است یک انگلیسیزبان بومی را بشنوید که در همان موقعیتی که شما میگفتید fish، میگوید receipt — آنقدر بار که کلمهٔ درست زودتر به ذهنتان برسد.
12یک خودآزمون پنجدقیقهای
هر جملهٔ فارسی را قبل از خواندن جواب به انگلیسی برگردانید. اگر بیش از سه مورد را اشتباه گفتید، این راهنما ارزش یک بار خواندن دوباره را دارد.
- مرسی، لطفاً فیش رو بده. → 'Thanks, could I have the receipt please?'
- با ماشین اومدم. → 'I drove' یا 'I came by car'
- شانس آوردم که رسیدم. → 'I was lucky to make it'
- همه فامیل اومدن. → 'All my relatives came'
- کنترل رو بده لطفاً. → 'Pass me the remote, please'
- گوشیم شارژ نداره. → 'I'm out of credit' یا 'My battery is dead' — تصمیم بگیرید کدام را میگویید
- دکتر برام سرم نوشت. → 'The doctor put me on an IV'
- نمرهم ۱۸ شد. → 'I got 18' یا 'My grade was 18'
- اتیکتش رو نگاه کن. → 'Look at the price tag'
- تیپت قشنگه. → 'I like your outfit' یا 'You look great'
Tip: نسخههای انگلیسی را بلند بخوانید، نه در ذهنتان. این خطاها در گفتار زندگی میکنند، پس باید در گفتار اصلاح شوند.
13شکار دوستان کاذب در محتوای واقعی
لیستها برای تشخیص مفیدند، نه برای درمان. درمان وقتی اتفاق میافتد که کلمهٔ درست را در یک جملهٔ واقعی، از زبان یک آدم واقعی، در بافتی که برایتان مهم است ببینید.
این همان استدلال عملی برای یادگیری از پادکست و ویدیو بهجای کتاب درسی است. وقتی میشنوید یک انگلیسیزبان بومی پشت پیشخوان میگوید Can I get a receipt?، موقعیت و کلمه با هم ذخیره میشوند. دفعهٔ بعد که پشت پیشخوانی ایستادهاید، receipt زودتر از فیش میآید.
- محتوایی را ببینید یا گوش کنید که در هر حال مصرف میکردید، منتها به انگلیسی
- وقتی کلمهای غافلگیرتان کرد، بهجای حدس زدن از روی بافت، رویش کلیک کنید
- بررسی کنید آیا کلمهٔ فارسیای که میخواستید به کار ببرید واقعاً روی آن منطبق است
- آنهایی را که غافلگیرتان کردند ذخیره کنید — با کل جمله، نه فقط خود کلمه
- آنقدر مرورشان کنید که کلمهٔ انگلیسی زودتر به ذهن برسد
ذخیره کردن کل جمله برای دوستان کاذب از همیشه مهمتر است. کلمهٔ receipt بهتنهایی آسان است. چیزی که واقعاً لازم دارید موقعیتی است که آن را فرا میخواند، و فقط یک جملهٔ کامل آن موقعیت را با خودش حمل میکند.
Tip: فلکسیلینگو روی یوتیوب و پادکستها زیرنویس تعاملی نشان میدهد، پس میتوانید روی هر کلمه کلیک کنید تا معنا و سطح CEFR آن را ببینید و بعد آن را همراه با جملهای که در آن آمده ذخیره کنید. این دقیقاً همان روندی است که این بخش توصیف میکند.
سوالات متداول
از اواخر قرن نوزدهم تا بخش بزرگی از قرن بیستم، فرانسوی زبان آموزش عالی، پزشکی و دیپلماسی ایران بود. دارالفنون، نخستین نهاد آموزش عالی مدرن ایران، عمدتاً از منابع فرانسوی تدریس میکرد و دانشجویان ایرانی به فرانسه فرستاده میشدند. واژگان فنی و اداری از همان مسیر وارد فارسی شد و ماند. انگلیسی خیلی دیرتر به زبان خارجی مسلط تبدیل شد، و تا آن زمان کلمههای فرانسوی کاملاً بومی شده بودند.
بله، بهطور دور. هر دو هندواروپاییاند. فارسی به شاخهٔ ایرانی تعلق دارد و انگلیسی به شاخهٔ ژرمنی، پس جدایی بسیار کهن است، اما یک لایهٔ هستهٔ واژگانی در هر دو باقی مانده: مادر و mother، برادر و brother، نام و name. این میراث مشترک هیچ ربطی به وامواژههای فرانسوی ندارد که تازه و از راهی کاملاً متفاوت رسیدهاند.
برای زندگی روزمره، فیش و ماشین، چون دائم به رسید و خودرو نیاز دارید. برای هر کسی که خارج از کشور زندگی میکند، دستهٔ پزشکی — سرم، آمپول، نسخه — چون بد فهمیده شدن توسط پزشک هزینهٔ واقعی دارد. برای روان به نظر رسیدن، I have 25 years و لغزش he/she، چون هر دو بلافاصله شناخته میشوند و هر دو سریع اصلاح میشوند.
نه، و این مثال خوبی است از اینکه چرا شباهت آوایی شاهد قابلاعتمادی نیست. بد فارسی و bad انگلیسی تقریباً یک معنا میدهند و تقریباً یکسان تلفظ میشوند، اما تاریخشان بیارتباط است. زبانشناسان دقیقاً به این دلیل این جفت را مثال میزنند که شبیه یک همریشهٔ بدیهی به نظر میرسد و نیست.
دانستن مشکل نیست. این کلمهها پربسامدند، پس نسخهٔ غلط هزاران تکرار پشت سرش دارد در حالی که نسخهٔ درست انگشتشمار. بهجای توضیح بیشتر، به تکرار در بافت نیاز دارید: آنقدر کلمهٔ درست را در موقعیت درست بشنوید که به اولین چیزی تبدیل شود که به ذهن میرسد. تمرین گفتاری اینجا مهمتر از خواندن است، چون این خطاها در گفتار زندگی میکنند.
تا حدی. همریشههای هندواروپایی بخش نهم برای هر سه صدق میکند، چون پیش از جدایی وجود داشتهاند. وامواژههای فرانسوی عمدتاً مخصوص فارسی ایراناند، چون از دل تاریخ آموزشی خاص ایران آمدهاند. دری و تاجیکی از منابع دیگری وام گرفتهاند — دری بیشتر از انگلیسی و اردو، تاجیکی بهشدت از روسی — پس گویشوران آنها مجموعهٔ متمایز خودشان از دوستان کاذب را دارند.
با واژگان ادامه بدهید
دیگر از فارسی ترجمه نکنید
کلمههای این صفحه در دکهای رایگان FlexiLingo هستند، با معنا، مثال و تلفظ — و مرور فاصلهدار آنها را دقیقاً پیش از فراموشی برمیگرداند.