واژگان

دوستان دروغین پرتغالی-انگلیسی: فهرست کامل برای پرتغالی‌زبان‌ها

esquisito به معنای exquisite نیست، pretender به معنای pretend نیست، و puxe روی یک در یعنی pull. دوستان دروغینی که پرتغالی به‌صورت انبوه تولید می‌کند، آن‌هایی که برزیل و پرتغال بر سرشان با هم اختلاف دارند، و آن دستوری که به شکل انتخاب واژه خودش را نشان می‌دهد.

FlexiLingo Team
۲۳ نوامبر ۲۰۲۶
۱۷ دقیقه مطالعه
همین‌جا تمرینش کن

این فهرست را به چیزی تبدیل کن که یادت بماند

کلمه‌های این صفحه در دک‌های رایگان FlexiLingo هستند، با معنا، مثال و تلفظ — و مرور فاصله‌دار آن‌ها را دقیقاً پیش از فراموشی برمی‌گرداند.

دک‌های رایگان

1چرا پرتغالی دوستان دروغین را انبوه تولید می‌کند

پرتغالی و انگلیسی هزاران واژه‌ی مشترک دارند و تقریباً هیچ‌کدام از این هم‌پوشانی‌ها تصادفی نیست. انگلیسی شاید شصت درصد واژگانش را از لاتین و فرانسه گرفته باشد؛ پرتغالی خودش زبانی لاتین است. پس این دو زبان حجم عظیمی از مصالح یکسان را در خود دارند.

ریشه‌ی مشترک دقیقاً همان شرطی است که دوستان دروغین را می‌سازد. واژه‌ای وارد هر دو زبان شد، هر زبان قرن‌ها از آن استفاده کرد، و معناها هرکدام با سرعت خودشان از هم فاصله گرفتند. هیچ چیز به نظر غلط نمی‌آید: واژه در انگلیسی وجود دارد، املایش تقریباً یکسان است، و معنایی نزدیک به آنچه در ذهن داشتید می‌دهد.

از همین‌جا قاعده‌ای بیرون می‌آید که به‌جای مبتدی‌ها، گویشوران مطمئن‌به‌خود را گیر می‌اندازد: هرچه انگلیسی شما لاتینی‌تر باشد، چگالی دوستان دروغین در آن بالاتر است. کسی که ساده حرف می‌زند می‌گوید watch و plan و habit. کسی که می‌خواهد تأثیرگذار حرف بزند می‌گوید assist و pretend و costume، و هر سه غلط‌اند.

الگوی دومی هم هست. انگلیسی معمولاً واژه‌ی لاتین را در گوشه‌ای تنگ، رسمی یا ادبی نگه داشته، در حالی که پرتغالی همان واژه را به‌عنوان واژه‌ی عادی روزمره نگه داشته است — یا برعکس. assistir فعل کاملاً معمولی پرتغالی برای تماشای تلویزیون است؛ assist در انگلیسی واژه‌ای رسمی به معنای کمک‌کردن است. هیچ‌کدام غلط نیستند؛ فقط در دو ارتفاع متفاوت نشسته‌اند.

و گروه سومی هم هست که اصلاً ربطی به واژگان ندارد. پرتغالی حرف تعریف را جایی می‌گذارد که انگلیسی نمی‌گذارد، پرسش را بدون جابه‌جایی فعل و فاعل می‌سازد، نفی دوگانه را مجاز می‌داند، و جایی که انگلیسی there is می‌خواهد از ter استفاده می‌کند. حاصل، جمله‌هایی است که تماماً از واژه‌های واقعی انگلیسی ساخته شده‌اند اما در قالبی که یک انگلیسی‌زبان بومی هرگز به کار نمی‌برد.

Tip: خطاهایتان را در همین سه دسته مرتب کنید: واژه‌هایی که معنایشان جابه‌جا شده، واژه‌هایی که ارتفاعشان اشتباه است، و عادت‌های دستوری. فقط دسته‌ی اول با فرهنگ لغت حل می‌شود، و دقیقاً به همین دلیل است که فهرست دوستان دروغین به‌تنهایی هرگز انگلیسی کسی را درست نمی‌کند.

2شش واژه‌ای که معنای شما را وارونه می‌کنند

این شش تا بالاترین اولویت این راهنما هستند، چون هیچ‌کدام صرفاً عجیب به گوش نمی‌آیند؛ هرکدام چیزی متفاوت از منظور شما می‌گویند، و این کار را دقیقاً در همان جمله‌هایی می‌کنند که دقت در آن‌ها اهمیت دارد.

pretender یعنی intend، نه pretend

pretender در پرتغالی یعنی قصد داشتن، برنامه‌ریزی کردن، یا ادعا کردن. اما pretend در انگلیسی یعنی وانمود کردن به چیزی که واقعیت ندارد. جمله‌ی We pretend to open two offices next year به خواننده می‌گوید که شما دارید توسعه‌ای ساختگی را ادا درمی‌آورید. در انگلیسی بگویید intend یا plan. اگر منظورتان همان معنای انگلیسیِ «وانمود کردن» است، واژهٔ پرتغالی‌اش fingir است.

atualmente یعنی currently، نه actually

atualmente و atual در پرتغالی یعنی «در حال حاضر» و «کنونی». اما actually در انگلیسی یعنی «در واقع»، و actual یعنی «واقعی» در برابر «تخمینی». جمله‌ی Send me the actual figures یعنی ارقام واقعی را بفرست، نه ارقام این ماه را. در انگلیسی بگویید currently، current، latest یا up to date. این پرتکرارترین دوست دروغین پرتغالی در نوشتار حرفه‌ای است.

eventualmente یعنی occasionally، نه eventually

eventualmente در پرتغالی یعنی «احتمالاً» یا «گاه‌به‌گاه»، و eventual یعنی «هرازگاهی». اما eventually در انگلیسی یعنی «سرانجام، پس از مدتی تأخیر»، و بار آن قطعیت است نه احتمال. جمله‌ی We will eventually sign قول می‌دهد که شما امضا خواهید کرد. اگر منظورتان «احتمالاً» بود، بگویید possibly یا we may.

assistir یعنی watch یا attend، نه assist

assistir a در پرتغالی یعنی تماشا کردن یا حضور داشتن در جایی. اما assist در انگلیسی یعنی کمک کردن. جمله‌ی I will assist the meeting یعنی شما به خودِ جلسه کمک خواهید کرد، که اصلاً معنا ندارد. در انگلیسی بگویید attend the meeting یا watch the film.

compromisso یعنی commitment، نه compromise

compromisso در پرتغالی یعنی تعهد یا قرار ملاقات. اما compromise در انگلیسی یعنی توافقی که در آن هر دو طرف از چیزی کوتاه می‌آیند. جمله‌ی We have a compromise with the client می‌گوید هر دو طرف امتیاز داده‌اید، و این در نوشتار موضع خودتان را تضعیف می‌کند. در انگلیسی بگویید commitment یا appointment.

esquisito یعنی strange، نه exquisite

esquisito در پرتغالی یعنی عجیب، غریب یا ناخوشایند. اما exquisite در انگلیسی یعنی بی‌نهایت زیبا و ظریف، و تعریفی بسیار قوی است. اگر به میزبانی بگویید شامش esquisito بود و آن را exquisite ترجمه کنید، همان واکنشی را می‌گیرید که می‌خواستید؛ اما اگر به انگلیسی بگویید خانه‌اش strange است، نه. جالب است بدانید exquisito در اسپانیایی یعنی «خوشمزه»، پس یک واژه در سه زبان سه معنای متفاوت دارد.

pretender و eventualmente دو واژه‌ای هستند که بیش از همه دقیقاً عکس منظور شما را می‌گویند، و هر دو درست در همان جمله‌هایی ظاهر می‌شوند که برنامه‌ها و زمان‌بندی‌ها را توصیف می‌کنند. اگر قرار است هیچ چیز دیگری از این راهنما را درست نکنید، همین دو تا را درست کنید.

Tip: این شش واژه را روی یک کارت بنویسید و یک ماه، هنگام نوشتن انگلیسی، جلوی چشمتان نگه دارید. آن‌قدر پرتکرارند که یک ماه بررسی آگاهانه معمولاً این عادت را برای همیشه می‌شکند.

3واژه‌هایی درباره‌ی آدم‌ها که اشتباه از آب درمی‌آیند

این بخش جداست چون هزینه‌اش متفاوت است. اشتباه گفتن نام یک مغازه فقط گیج‌کننده است؛ اما اشتباه توصیف کردن یک آدم، چیزی را که درباره‌ی او گفته‌اید عوض می‌کند، و هیچ‌کس هم شما را تصحیح نخواهد کرد.

educado یعنی polite، نه educated

educado در پرتغالی یعنی باادب و باملاحظه. اما educated در انگلیسی یعنی کسی که تحصیل کرده است. جمله‌ی He is a very educated man حرفی درباره‌ی مدارک تحصیلی اوست، نه رفتارش؛ و mal-educado که به badly educated ترجمه شود می‌گوید او درسش را تمام نکرده، در حالی که منظورتان بی‌ادب بودن او بوده است. در انگلیسی بگویید polite، well-mannered یا courteous.

simpático یعنی friendly، نه sympathetic

simpático در پرتغالی یعنی خوشایند، گرم و دوست‌داشتنی. اما sympathetic در انگلیسی یعنی کسی که برای بدبیاری دیگری دل می‌سوزاند. جمله‌ی She is very sympathetic از دلسوزی او تعریف می‌کند، نه از گرمی و جذابیتش. در انگلیسی بگویید friendly، likeable، lovely یا nice.

ingênuo یعنی naive، نه ingenious

ingênuo در پرتغالی یعنی ساده‌دل یا بی‌غل‌وغش. اما ingenious در انگلیسی یعنی هوشمندانه و مبتکرانه، که تعریف است؛ و ingenuous هم در انگلیسی وجود دارد و یعنی ساده‌دل، اما کم‌کاربرد است و به‌راحتی با ingenious اشتباه خوانده می‌شود. در انگلیسی بگویید naive یا innocent.

esperto یعنی clever، نه expert

esperto در پرتغالی یعنی تیزهوش و زیرک، و در برزیل گاهی بار «حقه‌باز» هم دارد. اما expert در انگلیسی یعنی کسی که دانش تخصصی عمیق دارد، و معادل پرتغالی آن perito یا especialista است. اگر همکارتان را که esperto است در انگلیسی expert بنامید، صلاحیت‌هایش را بزرگ‌نمایی کرده‌اید؛ و clever هم می‌تواند همان بار زیرکانه را داشته باشد، پس اگر منظورتان تعریف است بگویید bright یا quick.

ordinário در پرتغالی یک توهین است

ordinário در پرتغالی یعنی مبتذل، بی‌کیفیت یا از نظر اخلاقی پست. اما ordinary در انگلیسی یعنی معمولی و بی‌ویژگی، و کاملاً خنثی است. پس وقتی یک انگلیسی‌زبان کار شما را an ordinary result می‌نامد یعنی متوسط بوده؛ اما یک پرتغالی‌زبان که این را می‌شنود ممکن است بسیار بدتر برداشت کند. معادل انگلیسی معنای پرتغالی: vulgar، shoddy یا contemptible.

notório خنثی است، اما notorious نه

notório در پرتغالی یعنی شناخته‌شده و آشکار، بدون هیچ بار منفی. اما notorious در انگلیسی یعنی مشهور، آن هم دقیقاً به خاطر چیزی بد. جمله‌ی He is a notorious expert in the field یک اتهام ناخواسته است. در انگلیسی بگویید well-known، renowned یا eminent.

  • sensível یعنی sensitive و sensato یعنی sensible؛ اما sensible در انگلیسی یعنی «عملی و معقول»، پس آنچه باید بنویسید همیشه sensitive data است نه sensible data
  • excitado در پرتغالی برزیل بار جنسی دارد، برای همین بسیاری از برزیلی‌ها بی‌دلیل از واژه‌ی انگلیسی excited پرهیز می‌کنند؛ در حالی که excited در انگلیسی کاملاً خنثی و بی‌خطر است و همان واژه‌ی درست برای «مشتاق چیزی بودن» است
  • íntimo یعنی صمیمی در معنای دوستی، در حالی که intimate در انگلیسی بار عاشقانه‌ی پررنگی دارد؛ بگویید close friend
  • particular در پرتغالی یعنی خصوصی، در حالی که particular در انگلیسی یعنی مشخص و معین
  • vaidoso یعنی خودشیفته، و vain در انگلیسی معنای «بیهوده» را هم دارد که vaidoso آن را پوشش نمی‌دهد
  • cínico در پرتغالی بسیار قوی‌تر از cynical انگلیسی است، که به شک‌گرایی معمولی نزدیک است

educado و ordinário دو واژه‌ای هستند که بیش از همه احتمال دارد واقعاً به یک رابطه آسیب بزنند، چون هر دو درباره‌ی همکاران به کار می‌روند و هر دو خیلی دورتر از جایی که نشانه گرفته‌اید فرود می‌آیند. وقتی در انگلیسی آدم‌ها را توصیف می‌کنید، واژه‌های ساده را ترجیح دهید: kind، polite، careful، clever، easy to work with.

Tip: برای هرکدام از این‌ها دو جمله‌ی انگلیسی بنویسید که آشکارا معناهای متفاوتی دارند و مشخص کنید هرکدام به کدام موقعیت پرتغالی مربوط است. یک واژه با دو معادل هرگز در ذهن نمی‌ماند؛ اما دو جمله با دو موقعیت می‌ماند.

4فهرست کامل یک‌به‌یک

مرجع سریع. واژه‌ی پرتغالی، معنایش، و واژه‌ی انگلیسی‌ای که آن معنا را می‌رساند.

  • atual و atualmente یعنی current و currently، نه actual و actually.
  • eventual و eventualmente یعنی occasional و possibly، نه eventual و eventually.
  • pretender یعنی intend، نه pretend.
  • assistir یعنی watch یا attend، نه assist.
  • compromisso یعنی commitment یا appointment، نه compromise.
  • esquisito یعنی strange، نه exquisite.
  • educado یعنی polite، نه educated.
  • simpático یعنی friendly، نه sympathetic.
  • ingênuo یعنی naive، نه ingenious.
  • esperto یعنی clever، نه expert.
  • ordinário یعنی vulgar، نه ordinary.
  • notório یعنی well-known، در حالی که notorious بار منفی دارد.
  • livraria یعنی bookshop؛ معادل library همان biblioteca است.
  • parentes یعنی relatives؛ معادل parents همان pais است.
  • colégio یعنی مدرسه‌ی متوسطه، نه college.
  • faculdade یعنی رشته یا دوره‌ی کارشناسی در دانشگاه، نه faculty به معنای آمریکایی‌اش یعنی هیئت علمی.
  • fábrica یعنی factory؛ معادل fabric همان tecido است.
  • costume یعنی عادت یا رسم؛ معادل costume انگلیسی همان fantasia است.
  • legenda یعنی subtitle؛ معادل legend همان lenda است.
  • notícia یعنی news؛ معادل notice همان aviso است.
  • jornal یعنی newspaper؛ معادل journal همان revista یا diário است.
  • novela در برزیل یعنی سریال آبکی تلویزیونی؛ معادل novel همان romance است.
  • romance یعنی رمان، و در کنارش معنای «عشق و عاشقی» را هم دارد.
  • pasta یعنی پوشه یا خمیر؛ اما pasta به معنای آن خوراکی همان massa است.
  • sopa یعنی soup؛ معادل soap همان sabão است.
  • taxa یعنی کارمزد یا نرخ؛ معادل tax همان imposto است.
  • prejuízo یعنی زیان مالی؛ معادل prejudice همان preconceito است.
  • decepção یعنی disappointment؛ معادل deception همان engano است.
  • êxito یعنی success؛ معادل exit همان saída است.
  • oficina یعنی کارگاه یا تعمیرگاه؛ معادل office همان escritório است.
  • balcão یعنی پیشخوان؛ معادل balcony همان varanda یا sacada است.
  • recipiente یعنی ظرف؛ معادل recipient همان destinatário است.
  • resumir یعنی خلاصه کردن؛ معادل to resume همان retomar است.
  • suportar یعنی تحمل کردن؛ معادل to support همان apoiar است.
  • atender یعنی جواب دادن تلفن یا رسیدگی به مشتری؛ معادل to attend همان comparecer است.
  • avisar یعنی هشدار دادن یا خبر دادن؛ معادل to advise همان aconselhar است.
  • assumir یعنی بر عهده گرفتن یا اعتراف کردن؛ معادل to assume همان supor است.
  • procurar یعنی دنبال چیزی گشتن؛ معادل to procure همان adquirir است.
  • data یعنی تاریخ تقویمی؛ اما data در معنای آماری‌اش همان dados است.
  • largo یعنی پهن؛ معادل large همان grande است.
  • lanche یعنی snack؛ معادل lunch همان almoço است.
  • gripe یعنی آنفلوانزا؛ اما gripe در انگلیسی یعنی گلایه و شکایت.
  • idioma یعنی زبان؛ معادل idiom همان expressão idiomática است.
  • preservativo یعنی کاندوم؛ اما نگهدارنده‌ی خوراکی همان conservante است.
  • propaganda در پرتغالی یعنی تبلیغات بازرگانی و خنثی است؛ اما propaganda در انگلیسی همیشه منفی است.

Tip: این فهرست را از اول تا آخر نخوانید. یک بار مرورش کنید، بعد پس از نوشتن یک متن واقعی انگلیسی به آن برگردید و فقط واژه‌هایی را که خودتان به کار برده‌اید بررسی کنید.

5push، pull و تله‌های روزمره

پرتکرارترین گروه، و همان گروهی که در هر هفته بیشترین سردرگمی را می‌سازد، چون به‌جای محیط کار در گفت‌وگوی روزمره پیش می‌آید.

puxe روی یک در یعنی pull

این مشهورترین موردشان است و آدم‌ها را از هر دو طرف گیر می‌اندازد. puxar در پرتغالی یعنی کشیدن، و شکل و صدایش شبیه push انگلیسی است، که دقیقاً معنای مخالف آن است. معادل پرتغالی push همان empurrar است. هر برزیلی در یک کشور انگلیسی‌زبان دست‌کم یک بار دری را که رویش pull نوشته هل می‌دهد، و هر انگلیسی‌زبان در برزیل عکس این کار را می‌کند.

livraria و biblioteca

livraria یعنی کتاب‌فروشی، جایی که کتاب می‌خرید. biblioteca یعنی کتابخانه، جایی که کتاب امانت می‌گیرید. library در انگلیسی هرگز به معنای مغازه نیست، پس جمله‌ی I bought it at the library برای گوش یک انگلیسی‌زبان یک تناقض است.

parentes یعنی relatives

parentes در پرتغالی به‌طور کلی یعنی خویشاوندان، و pais به‌طور مشخص یعنی والدین. جمله‌ی My parents are coming to the wedding در انگلیسی یعنی پدر و مادرتان می‌آیند؛ اگر منظورتان فامیل بود، بگویید my relatives.

colégio یعنی مدرسه

colégio در پرتغالی یعنی مدرسه‌ی متوسطه. اما در انگلیسی آمریکای شمالی، college یعنی دانشگاه، و در بریتانیا می‌تواند به معنای دوره‌ی پیش‌دانشگاهی یا یک مؤسسه‌ی آموزش تکمیلی باشد. اگر بگویید در هفده‌سالگی college را تمام کرده‌اید، در هر دو جا سردرگمی می‌سازید. بگویید secondary school یا high school.

lanche یعنی snack

lanche در پرتغالی یعنی میان‌وعده یا خوراک سبک عصرانه، و ریشه‌اش هم واژه‌ی انگلیسی lunch است، اما lunch نیست. lunch در انگلیسی یعنی وعده‌ی ظهر. بگویید snack یا afternoon snack.

  • sorvete یعنی بستنی، در حالی که واژه‌ی انگلیسی sorbet نوعی یخ‌میوه‌ی مشخص و بدون لبنیات است
  • bife یعنی استیک، در حالی که beef در انگلیسی یعنی گوشت گاو به‌طور کلی
  • torta یعنی پای یا تارت، در حالی که torte در انگلیسی یعنی کیک لایه‌ای پرمایه
  • cafeteria در پرتغالی یعنی کافه، در حالی که cafeteria در انگلیسی یعنی سلف‌سرویس غذاخوری
  • estante یعنی قفسه‌ی کتاب و هیچ ربطی به instant ندارد
  • tapa یعنی سیلی، نه tap
  • terno در برزیل یعنی کت‌وشلوار، نه tender
  • pipa در برزیل یعنی بادبادک، نه pipe
  • carpete یعنی موکت سرتاسری، در حالی که carpet در انگلیسی فرش و قالیچه را هم دربر می‌گیرد
  • vagabundo بسیار قوی‌تر از vagabond انگلیسی است و یک توهین واقعی است

Tip: درست کردن این‌ها بر آن واژه‌های پرطمطراق لاتینی اولویت دارد؛ نه به این دلیل که شرم‌آورترند، بلکه چون بسیار بیشتر پیش می‌آیند. آنچه واقعاً برایتان هزینه دارد حاصل‌ضرب بسامد در نرخ خطاست.

6کسب‌وکار، پول و محیط کار

گروهی که بیش از همه احتمال دارد کسی بخواندش که دارد درباره‌ی شما تصمیم می‌گیرد، و همان گروهی که خطاهای لحن در آن نادیدنی‌اند چون هیچ‌کس به رویتان نمی‌آورد.

  • discutir در پرتغالی به سمت بگومگو و مشاجره می‌رود، در حالی که discuss در انگلیسی کاملاً خنثی است. جمله‌ی We discussed the budget for an hour در انگلیسی آرام است؛ اگر منظورتان مشاجره بود بگویید we argued. ضمناً discuss در انگلیسی هرگز با about نمی‌آید.
  • taxa یعنی کارمزد یا نرخ بهره؛ imposto یعنی مالیات. سندی درباره‌ی مالیات‌ها و سندی درباره‌ی کارمزدها دو سند متفاوت‌اند.
  • prejuízo یعنی زیان مالی. اما prejudice در انگلیسی یعنی پیش‌داوری علیه یک گروه. اگر بگویید the project caused prejudice، دارید تبعیض را توصیف می‌کنید، نه پول را.
  • propaganda در پرتغالی یعنی تبلیغات بازرگانی معمولی و خنثی است. در انگلیسی همیشه یعنی پیام‌رسانی سیاسی دستکاری‌گرانه. بگویید advertising یا a campaign.
  • suportar یعنی تحمل کردن یا کنار آمدن با چیزی. اما جمله‌ی I cannot support this proposal در انگلیسی یعنی با آن مخالفید، که ممکن است عکس منظورتان باشد.
  • aplicar یعنی چیزی را بر چیزی اعمال کردن، اما «درخواست دادن برای یک شغل» در پرتغالی candidatar-se است؛ در انگلیسی شما apply for a job یا apply to a company می‌کنید، هرگز apply the job.
  • atender یعنی جواب دادن تلفن یا رسیدگی به مشتری. اما attend در انگلیسی یعنی در جایی حاضر بودن. بگویید answer، serve یا deal with.
  • assumir یعنی بر عهده گرفتن نقشی یا اعتراف کردن به چیزی. اما assume در انگلیسی یعنی بدون شاهد فرض کردن. جمله‌ی He assumed the role درست است؛ اما he assumed the mistake باید بشود he admitted the mistake.
  • realizar یعنی انجام دادن یا به سرانجام رساندن. اما realise در انگلیسی بیشتر یعنی متوجه شدن. جمله‌ی We realised the payment باید بشود we processed the payment.
  • êxito یعنی موفقیت. اما exit در انگلیسی یعنی راه خروج، و در سرمایه‌گذاری خطرپذیر یعنی فروش یک شرکت. جمله‌ی The project was a great exit یعنی آن را فروخته‌اید.
  • compromisso را بالاتر پوشش دادیم، و comprometido می‌تواند هم به معنای متعهد باشد و هم به معنای به‌خطرافتاده، پس در انگلیسی همیشه یکی را صریحاً انتخاب کنید.
  • diretor در پرتغالی اغلب همان چیزی را دربر می‌گیرد که انگلیسی به آن manager می‌گوید؛ اما در ساختارهای شرکتی انگلیسی‌زبان، Director رتبه‌ای آشکارا ارشد است، پس بر اساس مسئولیت ترجمه کنید، نه بر اساس واژه.

دقت کنید بدترین‌هایشان چه وجه مشترکی دارند: همه واژه‌هایی هستند که دقیقاً به این دلیل سراغشان می‌روید که حرفه‌ای به گوش می‌آیند. جایگزین ساده‌ترِ آنگلوساکسون تقریباً همیشه بی‌خطر است، چون واژه‌های ساده‌ی انگلیسی به‌ندرت پسرعموی پرتغالی دارند و در نتیجه به‌ندرت دوست دروغین دارند.

Tip: وقتی در جلسه‌ای زنده مطمئن نیستید، واژه‌ی ساده را به کار ببرید. check بهتر از control است، ask بهتر از demand، current بهتر از actual، و talk about بهتر از discuss about که اصلاً انگلیسی نیست.

7اعداد، تاریخ‌ها و مسئله‌ی bilhão

کشورهای پرتغالی‌زبان از قرارداد نگارشی اروپای قاره‌ای استفاده می‌کنند، و در یک نکته حتی برزیل و پرتغال هم با هم توافق ندارند. این بخشی است که خطا در آن به‌جای وضوح، پول هزینه دارد.

پرتغالی برای یک میلیون می‌نویسد 1.000.000 و برای دوازده‌ونیم می‌نویسد 12,5. انگلیسی می‌نویسد 1,000,000 و 12.5. نویسه‌ها یکسان‌اند و کارشان دقیقاً برعکس هم است. قیمتی که 1.250 نوشته شده در لیسبون یا سائوپائولو یعنی هزار و دویست و پنجاه، و در یک قرارداد انگلیسی یعنی یک ممیز بیست‌وپنج.

برزیل و پرتغال جور دیگری می‌شمارند

برزیل از مقیاس کوتاه استفاده می‌کند، پس um bilhão یعنی هزار میلیون، دقیقاً مثل billion انگلیسی. پرتغال از دیرباز مقیاس بلند را به کار می‌برد، که در آن um bilião یعنی میلیون میلیون، همان چیزی که انگلیسی به آن trillion می‌گوید، و هزار میلیون در آن mil milhões است. پس یک برزیلی می‌تواند bilhão را مستقیم billion ترجمه کند، اما یک پرتغالی نمی‌تواند. اگر سندی میان این دو جابه‌جا می‌شود، یا به انگلیسی می‌رسد، رقم را با تمام صفرهایش بنویسید.

تاریخ‌ها

کشورهای پرتغالی‌زبان اول روز را می‌نویسند، پس 11/03/2026 یعنی یازدهم مارس. ایالات متحده اول ماه را می‌نویسد، پس همان ارقام یعنی سوم نوامبر. کانادا و بریتانیا بی‌ثبات‌اند، که از هر دو حالت بدتر است. روی هر چیزی که از مرزی عبور می‌کند، ماه را با حروف بنویسید: 11 March 2026.

پول

برای خواننده‌ی انگلیسی‌زبان کد ارز و رقم کامل را بنویسید: 25,000 BRL یا 25,000 EUR، نه 25 mil. و معادلش را هم بدهید، چون تقریباً هیچ‌کس بیرون از برزیل حسی نسبت به ارزش رئال ندارد. کد ارز را پیش از عدد بگذارید، که قرارداد بین‌المللی است.

روی یک فاکتور، یک فرم درخواست یا پاسخ یک آزمون، جابه‌جا شدن جداکننده‌ی اعشار خطای کوچکی نیست. از آن خطاهایی است که سند را بدون هیچ توضیحی رد می‌کند. شکاف bilhão و bilião حتی بدتر است، چون هر دو خواننده باور دارند که درست فهمیده‌اند.

Tip: وقتی به انگلیسی کار می‌کنید، قالب‌بندی رایانه، تلفن و صفحه‌گسترده‌تان را روی انگلیسی بگذارید. حل کردن این مسئله در سطح ابزار، خطا را برای همیشه از بین می‌برد؛ کاری که دقت به‌تنهایی هرگز نمی‌کند.

8انتقال دستوری که به شکل انتخاب واژه ظاهر می‌شود

این‌ها واژه‌های واقعی انگلیسی را در قالبی می‌سازند که یک انگلیسی‌زبان بومی به کار نمی‌برد، و دقیقاً به همین دلیل تا سطح‌های بسیار پیشرفته زنده می‌مانند و هیچ ابزار غلط‌گیری هم آن‌ها را نمی‌گیرد. برای خواننده‌ی فارسی‌زبان چند مورد از این‌ها آشناتر هم هست، چون فارسی هم مثل پرتغالی چند عادت مشابه دارد.

حرف تعریف در جای اشتباه

پرتغالی حرف تعریف معرفه را بسیار بیشتر از انگلیسی به کار می‌برد: a vida é difícil، o João chegou، eu gosto do meu trabalho. ترجمه‌ی مستقیم این‌ها می‌شود the life is difficult، the John arrived و I like the my work. انگلیسی با اسم‌های انتزاعی و کلی هیچ حرف تعریفی نمی‌آورد و هرگز پیش از نام آدم‌ها هم نمی‌آورد. این آشکارترین نشانه‌ی شنیداری انگلیسیِ یک پرتغالی‌زبان است و به‌محض اینکه متوجهش شوید، سریع درست می‌شود. فارسی از سوی دیگر اصلاً حرف تعریف معرفه ندارد، پس فارسی‌زبان‌ها خطای وارونه را هم مرتکب می‌شوند و the لازم را جا می‌اندازند؛ اگر فارسی زبان اول شماست، هر دو جهت را بررسی کنید.

حرف‌های اضافه‌ای که عیناً کپی می‌شوند

depender de می‌شود depend of به‌جای depend on. casado com می‌شود married with به‌جای married to. chegar em می‌شود arrive in a party به‌جای arrive at. discutir sobre می‌شود discuss about، در حالی که discuss در انگلیسی اصلاً حرف اضافه نمی‌گیرد. این‌ها را باید به‌صورت جفتی حفظ کرد، چون هیچ منطقی وجود ندارد که از رویش بازسازی‌شان کنید.

explain me و say me

me explica و me diz در پرتغالی طبیعی‌اند. اما explain در انگلیسی با to می‌آید: explain it to me، هرگز explain me. say هم to می‌گیرد، پس شکل عادی tell me است و say me انگلیسی نیست. این یکی هم بی‌نهایت رایج است و هم بی‌نهایت سریع درست می‌شود. فارسی هم دقیقاً مثل پرتغالی می‌گوید «برایم توضیح بده»، پس همین خطا از فارسی هم منتقل می‌شود.

پرسش‌های بدون جابه‌جایی فعل و فاعل

پرتغالی پرسش را فقط با آهنگ صدا می‌سازد: você vem؟ اما انگلیسی به فعل کمکی و جابه‌جایی نیاز دارد: are you coming، do you like coffee، where do you live. در نوشتار این خطا به شکل You are coming? درمی‌آید و به‌جای پرسش، تعجب خوانده می‌شود. فارسی هم پرسش را بدون هیچ جابه‌جایی و فقط با آهنگ یا با «آیا» می‌سازد، پس فارسی‌زبان‌ها هم درست همین اشتباه را می‌کنند.

ter جایی که انگلیسی there is می‌خواهد

پرتغالی برزیل برای بیان وجود از tem استفاده می‌کند: tem muita gente aqui. ترجمه‌ی مستقیمش می‌شود has many people here. انگلیسی از there is و there are استفاده می‌کند. فعل have در انگلیسی فقط برای مالکیت است.

نفی دوگانه

não vi ninguém دو نفی دارد و پرتغالیِ درستی است. انگلیسی فقط یک نفی می‌آورد: I did not see anyone یا I saw no one. جمله‌ی I did not see nobody یا گفتار غیرمعیار خوانده می‌شود یا، اگر تحت‌اللفظی بگیریمش، معنای مخالف می‌دهد. فارسی هم مثل پرتغالی نفی دوگانه دارد — «هیچ‌کس را ندیدم» — پس این عادت از هر دو زبان منتقل می‌شود.

هر یک از این‌ها واژه‌های درست انگلیسی را در قالبی نادرست می‌سازد. به همین دلیل است که برای خودتان نامرئی‌اند و برای شنونده آشکار، و به همین دلیل است که به تکرار نیاز دارند نه به توضیح.

Tip: دو دقیقه از حرف زدن خودتان به انگلیسی را ضبط کنید و بعد آن را با دست پیاده کنید. حرف‌های تعریف اضافی و حرف‌های اضافه‌ی کپی‌شده جوری از روی کاغذ بیرون می‌زنند که هنگام حرف زدن هرگز چنین نمی‌کنند.

9جایی که برزیل و پرتغال با هم اختلاف دارند

این بخش جداگانه‌ای می‌طلبد، چون تعیین می‌کند کدام واژه‌ی انگلیسی برای شما درست است، و چون یک خواننده‌ی برزیلی و یک خواننده‌ی پرتغالی این راهنما به توصیه‌های کمی متفاوت نیاز دارند.

  • constipado در پرتغالیِ اروپا یعنی سرماخورده و در پرتغالی برزیل یعنی یبوست. در انگلیسی، constipated فقط و فقط معنای دوم را دارد، پس یک پرتغالی‌زبان اروپایی که مستقیم ترجمه کند چیزی می‌گوید که به‌هیچ‌وجه منظورش نبوده است. برای سرماخوردگی در انگلیسی بگویید I have a cold.
  • bilião در پرتغال یعنی میلیون میلیون، که انگلیسی به آن trillion می‌گوید؛ bilhão در برزیل یعنی هزار میلیون، که انگلیسی به آن billion می‌گوید. این پرهزینه‌ترین تفاوت این فهرست است.
  • comboio در پرتغال و trem در برزیل هر دو در انگلیسی می‌شوند train.
  • casa de banho در پرتغال و banheiro در برزیل هر دو در انگلیسی می‌شوند bathroom یا toilet؛ در آمریکای شمالی، restroom شکل مؤدبانه‌ی عمومی آن است.
  • telemóvel در پرتغال و celular در برزیل هر دو در انگلیسی بریتانیایی می‌شوند mobile phone و در انگلیسی آمریکای شمالی می‌شوند cell phone.
  • ecrã در پرتغال و tela در برزیل هر دو می‌شوند screen.
  • autocarro در پرتغال و ônibus در برزیل هر دو می‌شوند bus.
  • pequeno-almoço در پرتغال و café da manhã در برزیل هر دو می‌شوند breakfast.
  • rapariga در پرتغال واژه‌ای عادی برای «دختر» است و در بخش‌هایی از برزیل توهین‌آمیز است؛ girl در انگلیسی خنثی است، و برای یک بزرگسال بگویید woman.
  • propina در پرتغال یعنی شهریه و در برزیل یعنی رشوه؛ در انگلیسی صریحاً بگویید tuition fee یا bribe و هرگز حدس نزنید.

درس عملی این نیست که یکی از این دو گونه درست است. درس این است که وقتی دو گونه از زبان خودتان تا این حد آشکار با هم اختلاف دارند، دیگر نمی‌توانید به شهودتان درباره‌ی انگلیسی هم تکیه کنید. هر واژه‌ای که می‌دانید برزیل و پرتغال بر سرش اختلاف دارند، پیش از استفاده از شبیه انگلیسی‌اش سزاوار یک بررسی آگاهانه است.

Tip: تصمیم بگیرید کدام گونه از انگلیسی را هدف گرفته‌اید و در همان بمانید. گویشوران برزیلی معمولاً مواجهه‌ی بسیار بیشتری با انگلیسی آمریکایی دارند و پرتغالی‌ها با انگلیسی بریتانیایی، و هماهنگ کردن گونه‌ی انگلیسی‌تان با مواجهه‌ی واقعی‌تان آسان‌تر از جنگیدن با آن است.

10صداهایی که واژه را عوض می‌کنند

این بخش از آن رو اینجاست که چند مورد از این‌ها لهجه نمی‌سازند، بلکه واژه‌ی انگلیسی دیگری می‌سازند، و جمله بی‌سروصدا از معنا تهی می‌شود.

  • پرتغالی بیشتر همخوان‌های پایانی را نمی‌پذیرد، پس یک واکه به آخرشان اضافه می‌شود: hot dog چیزی شبیه hotchi dogui می‌شود و big می‌شود bigi. اما واژه‌های انگلیسی روی همخوان تمام می‌شوند، و آن صدای پایانیِ جامانده اغلب خودِ دستور زبان است، مثل ‎-ed گذشته و ‎-s جمع.
  • پرتغالی برزیل حرف r آغازین را مثل صدای h تلفظ می‌کند، پس Rio می‌شود Hio. وقتی این عادت به انگلیسی منتقل شود، red را به head تبدیل می‌کند، و بیش‌اصلاحِ معکوسش hat را به rat بدل می‌کند.
  • پرتغالی صدای th ندارد، پس think می‌شود sink یا fink و this می‌شود dis یا zis. حواستان به three و free، thin و fin، و both و boat باشد.
  • پرتغالی t و d را پیش از صدای i کامی می‌کند، پس time ممکن است chime از آب دربیاید و day بشود jay. این یکی زیاد پیش می‌آید که واژه را عوض کند.
  • تقابل انگلیسی میان ship و sheep، full و fool، و man و men در پرتغالی وجود ندارد، در حالی که در انگلیسی جفت‌های زیادی را از هم جدا می‌کند.
  • ‎-ed پایانی در انگلیسی سه تلفظ دارد: t پس از صداهای بی‌واک، d پس از صداهای واک‌دار، و id فقط پس از t یا d. پرتغالی‌زبان‌ها معمولاً به همه‌ی این‌ها یک هجای کامل اضافه می‌کنند، و همین walked را دوهجایی می‌کند در حالی که باید یک‌هجایی باشد.
  • تکیه‌ی واژه در انگلیسی جابه‌جا می‌شود و معنا را عوض می‌کند: a REcord در برابر to reCORD، و PRESent در برابر preSENT. تکیه در پرتغالی پیش‌بینی‌پذیرتر است، پس این یکی به توجه آگاهانه نیاز دارد.
  • املای انگلیسی تلفظ را پیش‌بینی نمی‌کند: though، through، thought، tough و thorough حرف‌های مشترک دارند و تقریباً هیچ چیز دیگری. صدای هر واژه را همراه خودش یاد بگیرید.

دو موردی که ارزش دارد اول سراغشان بروید، واکه‌ی پایانیِ اضافه و پایانه‌های ‎-ed هستند، چون هر دو به‌جای رنگ‌آمیزی لهجه، دستور زبان را پنهان می‌کنند. اگر شنونده نتواند زمان گذشته‌ی شما را بشنود، دارد اطلاعات از دست می‌دهد، نه اینکه فقط متوجه لهجه‌ای شده باشد.

Tip: خودتان را در حال خواندن یک بند کوتاه ضبط کنید، بعد همان بند را بخوانید و هم‌زمان به ضبط گوش دهید. واکه‌های پایانیِ اضافه در لحظه به‌هیچ‌وجه شنیده نمی‌شوند و هنگام پخش کاملاً آشکارند.

11دوازده جمله برای اصلاح

هر جمله یک خطا از این راهنما دارد. پیش از خواندن اصلاح، خودتان هرکدام را امتحان کنید.

  • We pretend to open a new office in Toronto next year. اصلاح: We plan to open a new office in Toronto next year. چون pretender یعنی قصد داشتن.
  • Please send me the actual sales numbers. اصلاح: Please send me the current sales numbers. چون actual یعنی واقعی، نه به‌روز.
  • I will assist the conference on Thursday. اصلاح: I will attend the conference on Thursday.
  • He is a very educated man, always polite to everyone. اصلاح: He is a very polite man, always courteous to everyone.
  • I bought this book at the library near my office. اصلاح: I bought this book at the bookshop near my office.
  • We have a compromise with the supplier until March. اصلاح: We have a commitment with the supplier until March.
  • The life is difficult when you are learning a new language. اصلاح: Life is difficult when you are learning a new language.
  • Can you explain me the second part again? اصلاح: Can you explain the second part to me again?
  • I want to discuss about the new schedule with you. اصلاح: I want to discuss the new schedule with you. چون discuss هرگز about نمی‌گیرد.
  • Has many people waiting outside the building. اصلاح: There are many people waiting outside the building.
  • The invoice total is 12,5 thousand. اصلاح: The invoice total is 12.5 thousand، با نگارش انگلیسی.
  • It depends of the client's answer. اصلاح: It depends on the client's answer.

Tip: به خودتان نمره بدهید، بعد فقط همان سه موردی را که واقعاً غلط زده‌اید تمرین کنید. دوازده اصلاح که یک بار خوانده شوند هیچ چیز را عوض نمی‌کنند؛ سه اصلاح که یک هفته تمرین شوند شیوه‌ی نوشتنتان را عوض می‌کنند.

12چطور دوستان دروغین خودتان را پیدا کنید

یک فهرست منتشرشده فقط نقطه‌ی شروع است. فهرستی که واقعاً به شما کمک می‌کند، از دل انگلیسیِ خودتان ساخته می‌شود، چون خطاهای شما به حوزه‌ی کاری، واژگان و عادت‌های خودتان بستگی دارد.

از انگلیسی واقعی‌ای استفاده کنید که خودتان تولید کرده‌اید: یک ایمیل ارسال‌شده، یک پیام به همکار، پاسخ یک آزمون، یا متن پیاده‌شده‌ی حرف زدن خودتان. نه تمرین‌های کتاب، چون تمرین شما را محتاط می‌کند و دوستان دروغین فقط وقتی سر و کله‌شان پیدا می‌شود که محتاط نباشید.

آزمون

برای هر واژه‌ای که بیش از حدود هفت حرف دارد و در پرتغالی هم وجود دارد، خودِ واژه‌ی انگلیسی را جست‌وجو کنید و سه جمله‌ی واقعی با آن بخوانید. اگر هیچ‌کدام از آن سه جمله نمی‌توانست جمله‌ی شما را در خود جا دهد، یک دوست دروغین پیدا کرده‌اید. این روش جواب می‌دهد چون دوستان دروغین، پیش از آنکه در تعریف فرهنگ‌لغتی‌شان لو بروند، در هم‌نشین‌هایشان لو می‌روند.

  • یک متن انگلیسی بردارید که خودتان بدون بازبینی نوشته‌اید، دست‌کم دویست واژه
  • زیر هر واژه‌ای که در پرتغالی هم وجود دارد خط بکشید، که در نوشتار حرفه‌ای بیشتر واژه‌های بلند را شامل می‌شود
  • واژه‌هایی را که فقط به این دلیل انتخاب کرده‌اید که پرطمطراق به گوش می‌آمدند جداگانه علامت بزنید، چون چگالی خطا دقیقاً همان‌جا بیشترین است
  • برای هرکدام، واژه‌ی انگلیسی را جست‌وجو کنید و سه نمونه‌ی واقعی از منابع بومی بخوانید
  • اگر جمله‌ی شما با الگوی آن سه نمونه جور درنمی‌آید، آن را غلط علامت بزنید
  • اصلاح را به‌صورت یک جمله‌ی کامل از دل کار خودتان بنویسید، هرگز به‌صورت یک واژه‌ی تنها
  • آن سه مورد نامرئی را جداگانه بررسی کنید: یک the اضافه، یک حرف اضافه‌ی کپی‌شده، و explain me
  • فهرست را در یک فایل نگه دارید و پیش از نوشتن هر چیزی که برایتان مهم است دوباره بخوانیدش

انتظار داشته باشید در دویست واژه‌ی اول پانزده تا سی مورد پیدا کنید، که از بیشتر زبان‌ها بالاتر است، دقیقاً به این دلیل که واژگان مشترک این‌قدر بزرگ است. این عدد به‌سرعت پایین می‌آید، چون با یک فهرست محدود روبه‌رو هستید نه با یک ضعف عمومی.

Tip: سریع‌ترین شکلش این است که انگلیسی را بشنوید و هم‌زمان همان واژه‌ها را بخوانید، که دقیقاً همان چیزی است که پادکست‌های زیرنویس‌دار به شما می‌دهند. خطاهای هم‌نشینی به‌محض شنیدن جفت درست، خیلی پیش از آنکه بتوانید توضیح دهید مال خودتان چرا غلط بود، خودشان را نشان می‌دهند.

پرسش‌های پرتکرار

چرا پرتغالی بیش از بیشتر زبان‌ها دوست دروغین تولید می‌کند؟

چون واژگان مشترک بسیار عظیم است. پرتغالی زبانی لاتین است و انگلیسی حدود شصت درصد واژگانش را از لاتین و فرانسه گرفته، پس این دو زبان هزاران واژه‌ی یکسان دارند. هر یک از آن‌ها نامزد جابه‌جا شدن معناست، و قرن‌ها استفاده‌ی مستقل تضمین کرده که بسیاری‌شان واقعاً جابه‌جا شوند. زبان‌هایی که با انگلیسی خویشاوند نیستند، مثل ترکی یا ویتنامی، به‌سادگی چون مصالح مشترک کمتری دارند، دوستان دروغین بسیار کمتری می‌سازند.

برای یک آزمون انگلیسی، اول کدام اشتباه‌ها را درست کنم؟

پیش از هر واژه‌ای، دو مورد ساختاری. اول، حرف تعریف اضافی، چون a vida é difícil تبدیل می‌شود به the life is difficult و این الگو تقریباً در هر جمله‌ی انتزاعی ظاهر می‌شود. دوم، حرف‌های اضافه‌ی کپی‌شده، چون depend of و discuss about مدام تکرار می‌شوند و ممتحنی که دقت زبانی را نمره می‌دهد تک‌تکشان را می‌شنود. دوستان دروغین واژگانی نمره‌ی کمتری از شما می‌گیرند، چون ممتحن معمولاً می‌تواند حدس بزند منظورتان چه بوده است.

این راهنما برای پرتغالی برزیل است یا پرتغالی اروپا؟

برای هر دو، و بخش نهم جاهایی را که از هم جدا می‌شوند پوشش می‌دهد. بیشتر دوستان دروغین این راهنما در هر دو گونه یکسان‌اند، چون از همان ذخیره‌ی مشترک لاتین می‌آیند. استثناهای مهم عبارت‌اند از constipado که معناهای متضاد دارد، و bilião در برابر bilhão که به اندازه‌ی ضریب هزار با هم فرق دارند و دقیقاً در همان اسنادی مهم می‌شوند که عددها در آن‌ها اهمیت دارند.

آیا esquisito واقعاً این‌قدر مسئله‌ی بزرگی است؟

همان موردی است که در ذهن آدم‌ها می‌ماند، چون فاصله‌ی دو معنا این‌قدر زیاد است، اما در عمل کمتر از atualmente یا pretender پیش می‌آید. آن را نمونه‌ی به‌یادماندنی بدانید، نه اولویت. واژه‌هایی که بیشترین هزینه را برایتان دارند همان‌هایی هستند که هر هفته به کار می‌برید، یعنی واژه‌های محیط کار در بخش ششم.

انگلیسی من پیشرفته است. باز هم به این نیاز دارم؟

گویشوران پیشرفته به دلیلی ساختاری بیشتر از دیگران این خطاها را می‌کنند، نه کمتر. دوستان دروغین در همان واژگان رسمی و لاتینی زندگی می‌کنند که گویشوران پیشرفته به کار می‌برند و مبتدی‌ها از آن پرهیز می‌کنند. کسی که ساده حرف می‌زند می‌گوید watch و plan؛ کسی که می‌خواهد تأثیرگذار حرف بزند می‌گوید assist و pretend. تقریباً هر خطای این راهنما، خطای اعتمادبه‌نفس است.

درست کردن این‌ها چقدر طول می‌کشد؟

دوستان دروغین یک‌به‌یکِ واژگانی سریع حل می‌شوند، معمولاً ظرف چند هفته پس از اینکه متوجهشان شدید، چون فقط چند ده مورد هست که واقعاً به کار می‌برید. حرف‌های اضافه بیشتر طول می‌کشند چون عادت حرکتی‌اند و به تکرار نیاز دارند نه به فهمیدن. حرف تعریف اضافی به‌محض اینکه بدانید باید دنبالش بگردید سریع بهتر می‌شود، و تلفظ ‎-ed پایانی چند هفته تمرین آگاهانه می‌خواهد.

۲۳ نوامبر ۲۰۲۶
FL
FlexiLingo Team
ما ابزارهایی می‌سازیم که صدای واقعی انگلیسی را به مادهٔ مطالعه تبدیل می‌کنند: زیرنویس‌های کلیک‌شدنی، ترجمه‌ی آنی، و واژگانی که خودشان را در فلش‌کارت ذخیره می‌کنند.

این واژه‌ها را در انگلیسی واقعی بشنوید

کلمه‌های این صفحه در دک‌های رایگان FlexiLingo هستند، با معنا، مثال و تلفظ — و مرور فاصله‌دار آن‌ها را دقیقاً پیش از فراموشی برمی‌گرداند.