داری کتاب درسیات را در زبانِ مقصد جلو میبری. به کلمهای میرسی که نمیدانی، پس میایستی، رونویسیاش میکنی، جای دیگری دنبالش میگردی — و تا برگردی، تمرینی که وسطش بودی از دستت رفته. بیست بار در هر صفحه، و کمتر و کمتر از کتاب را جلو میبری.
خواندن همان فایلی را میگیرد که از قبل داری. یک PDF یا عکسِ یک صفحه اضافه کن، بگو متن به چه زبانی است، و همینجا باز میشود — با هر کلمهای که میشود روی آن زد، دقیقاً مثل کلمهها در پخشکنندهٔ پادکست.
صفحه، صفحه میماند
کتاب درسی دیوارِ متن نیست. ستون است، حبابِ گفتوگوست، عکسهای شمارهٔ ۱ تا ۳ است، و تمرینی که تمامِ سؤالش این است کدام عکس با کدام کلمه میخورد. متن را از دلِ این بیرون بکش، تمرین را نابود کردهای.
پس حالتِ پیشفرض هیچ چیزی بیرون نمیکشد. «فقط صفحهها» خودِ PDF واقعی را نشان میدهد — همان صفحهآرایی، همان عکسها، همان فونتها — و کلمههای قابلِزدن را نامرئی رویش میچیند. هیچ چیزی تبدیل نمیشود، و دلیلِ اینکه همان لحظهای که فایل بالا رفت آماده است هم همین است.
- «فقط صفحهها» — پیشفرض، و چیزی که برای هر متنی با صفحهآرایی میخواهی: کتاب درسی، مجله، مقالهای با نمودار. خودِ PDF همانطور که هست، بیدرنگ.
- «متن» — کلمهها را از دلِ PDFای که از قبل متنِ واقعی دارد بیرون میکشد و خوانندهٔ بازچین را به تو میدهد: قلمِ بزرگتر، صفحه به صفحه، و دکمهٔ «ساخت دک» که واژگانِ صفحه را برایت مرتب میکند. برای رمان و مقاله بهترین است.
- «متن + اسکن» — اسکن یا عکس اصلاً متنی در خودش ندارد، پس هر صفحه بهجایش مثل تصویر خوانده میشود. عکس همیشه از این راه میرود؛ راهِ دیگری ندارد.
انتخابت برای همیشه نیست
صفحهها و متن دو نمای یک سندند، نه دو سند. کتابی که بهصورت صفحه اضافه شده را بعداً میشود برای بیرونکشیدنِ متن فرستاد، و نوتها و جایِ خواندنش را هم با خودش نگه میدارد.
یک کتاب ۳۰۰ مگابایتی، بدون انتظار
فایل تکهتکه میرود بالا، مستقیم به فضای ذخیرهسازی، و قطعِ اینترنت آن را از اول شروع نمیکند. همین است که یک کتاب درسیِ اسکنشدهٔ ۱۹۰ مگابایتی را میکند چیزی که عادی باز میشود، نه فایلی که بیخیالش میشوی.
خواندنش هم منتظرِ کلِ کتاب نمیماند. صفحهها همانطور که به آنها میرسی گرفته میشوند، پس کتابی با ۱۹۳ صفحه در حدود یک ثانیه روی صفحهٔ اول باز میشود، و صفحههایی که هرگز سراغشان نمیروی هرگز دانلود نمیشوند.
روی کلمه بزن، از خط بیرون نرو
یک ضربه معنی را همانجا باز میکند، روی صفحهای که داری میخوانی: تلفظ، سطحی که کلمه در آن مینشیند، مثالهایی که میشود شنید، مترادفها، خانوادهٔ کلمه، و اگر فعل باشد کلِ صرفش. هیچجا نمیروی.
کلِ طراحی همین است. دلیلِ اینکه لغتیابی خواندن را میشکند این است که تو را جای دیگری میبرد، و تا برگردی باید دوباره دنبالِ خطت بگردی.
- معنی به زبانِ خودت داده میشود، و میتوانی همانجا در دیالوگ زبان را عوض کنی تا برای هر کلمهٔ بعدی هم همان بماند.
- کلمه را از همان لغتیابی به هر دکی که داری اضافه کن — یک دکمه است، نه یک دور زدن.
- روی یک عبارت بکش و یک نوارِ کوچک ظاهر میشود: بشنو، کلِ عبارت را ترجمه کن، یا از آن نوت بساز.
- بدون کلیک روی یک کلمه مکث کن و زیرش یک دکمهٔ پخشِ کوچک ظاهر میشود، تا بتوانی کلمهای را بشنوی بدون اینکه اصلاً چیزی باز کنی.
چرا روی صفحه باز میشود و نه کنارش
پنلِ کناری مرتبتر به نظر میرسد، ولی صفحه را کوچک میکند و چیزی را که وسطش بودی دوباره میچیند — پس باز هم جایت را گم میکنی، فقط ملایمتر. دیالوگ رویش مینشیند و صفحه را دقیقاً همانجا که بود رها میکند.
نوتهایی که سرِ جایشان میمانند
هر متنی روی صفحه را انتخاب کن و «نوت» را بزن. چیزی که مینویسی به همان عبارت، روی همان صفحه میچسبد، و بعدش زیرِ آن عبارت یک خطِ ملایم میماند — تا دفعهٔ بعد که از کنارش رد شدی، ببینی همین خط بود که اذیتت کرد.
خودِ نوت یک ویرایشگرِ درستوحسابی است با درشت، تیتر، فهرست و کد، و یک زبانهٔ پیشنمایش. نوتهایی که دربارهٔ صفحهاند نه دربارهٔ یک عبارت، بدون انتخابِ چیزی، از داخلِ پنل اضافه میشوند.
- پنلِ نوتها هر نوتِ کتاب را با صفحهای که به آن تعلق دارد فهرست میکند.
- در همهشان جستوجو کن — با چیزی که نوشتهای، یا با عبارتی که برجسته کردهای.
- روی یک نوت بزن و کتاب دقیقاً به همان نقطه در همان صفحه میرود و نشانش میگذارد.
- عبارتِ خطدار هرگز جلوی کلمهٔ زیرش را نمیگیرد: هنوز میتوانی روی هر کلمهای داخلِ نوتِ خودت بزنی.
ضبطهای خودِ کتاب، روی همان صفحهای که به آن تعلق دارند
کتاب درسی کنارِ تمرین یک آیکنِ هدفون چاپ میکند و انتظار دارد CD داشته باشی، یا صفحه را با اپِ ناشر عکس بگیری. به خواندن بگو این کدام کتاب است، و کتاب را برایت میخواند: هر دستورِ گوشدادن یک دکمهٔ پخش میگیرد، درست روی همان آیکنی که آنجا چاپ شده بود.
بزنش و ترک در همان نواری پخش میشود که پایینِ صفحه پادکستهایت را نگه میدارد — همان نوارِ پیشروی، همان دکمههای پرش، همان کنترلِ سرعت، و وقتی در اپ جابهجا میشوی هم پخش ادامه دارد. ضبطها مستقیم از سایتِ خودِ ناشر پخش میشوند، همان فایلهایی که کدهای چاپیِ کتاب به آنها میرسند؛ ما هیچکدامشان را نه میزبانی میکنیم نه کپی.
- وقتی ضبط در حال پخش است کلمهای را باز کن و صدا میایستد، و با بستنِ دیالوگ دوباره راه میافتد — دیگر جملهٔ بعدی را به خاطرِ خواندن از دست نمیدهی.
- پنلِ صداها هر ضبطِ کتاب را فهرست میکند؛ با شمارهٔ ترک یا شمارهٔ صفحه جستوجو کن و میبردت همانجا.
- امروز پشتیبانی میشود: Édito در سطحهای A1، A2، B1 و B2، بهعلاوهٔ کتاب کارِ A1 و A2. بقیه یک سطر در یک جدولاند، نه یک انتشار.
شمارهٔ ترکها از کجا میآید، رُک
ویرایشِ دوم هیچجا شمارهٔ ترک چاپ نمیکند — چیزی در فایل نیست که خوانده شود. پس تمرینها به ترتیب به ضبطها وصل میشوند، که تا وقتی هیچ تمرینِ گوشدادنی جا نیفتد دقیق است. وقتی کمتر از آنچه کتاب واقعاً دارد پیدا شود، پنل همین را میگوید، بهجای اینکه بیصدا شمارههای لغزیده تحویلت بدهد.
یادش میماند، پس میتوانی وسطِ صفحه بس کنی
هر بار که سندی را باز میکنی یک نشست میشود، و جایی که ایستادی همانطور که میخوانی نوشته میشود. فردا برگرد و خواندن روی «ادامهٔ خواندن» با کتابِ درست و صفحهٔ درست باز میشود — بستنِ لپتاپ وسطِ یک تمرین هیچ هزینهای برایت ندارد.
نوتها، عبارتهای برجستهشده و کلمههایی که سراغشان رفتی هم با سند میمانند. هیچ کاری که روی یک صفحه میکنی فقط تا بستنِ تب درست نیست.
بقیهٔ کنترلها
- شمارهٔ صفحه را بنویس تا بپری آنجا؛ بقیهٔ وقتها خودِ فیلد دنبالِ اسکرولت میآید.
- از ۵۰٪ تا ۳۰۰٪ پلهپله بزرگنمایی کن — صفحه در اندازهٔ تازه دوباره رسم میشود نه اینکه کش بیاید، پس ریزچاپ تیز میماند.
- هر وقت خواستی زبانِ متن را عوض کن، بدون اینکه فایل را دوباره اضافه کنی.
- فهرستِ خواندنت یک صفِ واحد است با کتابی که الان تویش هستی بالای همه، و کتابخانهٔ سطحبندیشدهٔ خودمان هم همانجاست اگر چیزی از خودت برای خواندن نداری.
سندهایت مالِ خودتاند
هیچکسِ دیگری نمیتواند چیزی را که اضافه میکنی باز کند — نه خوانندههای دیگر، نه کاتالوگ. کتابی که بهصورت صفحه نگه داشته میشود فایلش را نگه میدارد، چون همان فایل خودِ کتابی است که داری میخوانی؛ سند را پاک کنی، با خودش میرود.
سندِ ترکیبی رد نمیشود
خیلی از PDFها در بیشترِ صفحههاشان متنِ واقعی دارند و در چندتایی یک نمودارِ اسکنشده. ما آنچه متن دارد را میخوانیم و آنچه ندارد را رد میکنیم، بهجای اینکه کلِ کتاب را برگردانیم.
چطور شروع کنی
- 1
خواندن را باز کن
در نوارِ کناری، زیرِ خانه است. چیزی برای روشنکردن ندارد.
- 2
یک سند اضافه کن
یک PDF تا ۳۰۰ مگابایت یا یک عکس تا ۱۰ مگابایت. بگو متن به چه زبانی است — معنیها و تلفظها بر همین پایهاند.
- 3
روی «فقط صفحهها» بگذارش
مگر اینکه رمان اضافه میکنی، که آن وقت «متن» خوانندهٔ بازچین و دکمهٔ دک را به تو میدهد.
- 4
بخوان، و روی آنچه نمیدانی بزن
یک عبارت را انتخاب کن تا نوتش کنی. اگر کتاب درسی است، در نوارِ ابزار اسمِ کتاب را بگو تا ضبطهایش روی صفحهها ظاهر شوند.
این یکی از خودِ یک خواننده آمد
لنا در بردِ کامیونیتیمان درخواستش کرد: رمان میخواند، سرِ هر کلمهٔ ناآشنا میایستاد، و هر بار جایش را گم میکرد. فردایش ساخته و منتشر شد، و هر چیزی که بالاتر آمد اضافه شد چون آدمها مدام گفتند چه چیزی هنوز کم است. اگر چیزی که لازم داری اینجا نیست، همان برد جایی است که باید بگویی.