make یا do؟ قاعدهای که ۸۰٪ موارد را پوشش میدهد
میگویید make a decision اما do your homework. پشت make و do یک الگوی واقعی هست، بیشترِ زبان را پوشش میدهد و باقیاش فهرست کوتاهی است که ارزش حفظکردن دارد. بهعلاوهٔ ۳۰ جملهٔ تصحیحشده.

همین را در ویدیوی واقعی ببین
هر ویدیو در کتابخانهی FlexiLingo زیرنویس کلیکشدنی و متن کامل دارد. روی هر کلمه بزن تا معنا و تلفظش را ببینی و برای مرور نگهش داری.
کتابخانهی ویدیو1یک الگو وجود دارد و کسی درسش نمیدهد
از بیشتر معلمها دربارهٔ make و do بپرسید، جواب میدهند قاعدهای در کار نیست و فقط باید حفظ کرد. کاملاً درست نیست. زیر این دو فعل یک تقسیمبندی معنایی واقعی خوابیده و هرچند همهچیز را پوشش نمیدهد، آنقدر پوشش میدهد که بیارزد پیش از افتادن به جانِ فهرستها یادش بگیرید.
MAKE دربارهٔ ساختن یا تولید چیزی است که پیش از آن وجود نداشته. DO دربارهٔ انجامدادن یک عمل یا فعالیت است؛ معمولاً کاری که از قبل بهعنوان وظیفه وجود دارد.
شما make a cake — پیش از شروعتان کیکی در کار نبود. شما do the washing-up — ظرفها از قبل هستند و شما دارید کاری روی آنها انجام میدهید. شما make a decision — تصمیم تا لحظهای که گرفته نشد وجود نداشت. شما do your homework — تکلیف را به شما دادهاند و شما دارید اجرایش میکنید.
به همین دلیل است که make معمولاً چیزهای عینی یا انتزاعیای میگیرد که تولیدشان میکنید (a cake، a mistake، a promise، a mess) و do معمولاً فعالیتها، کارهای روزمره و کلمههای مبهم را (work، homework، exercise، something، nothing، anything).
امتحان کنید: ___ your best. ___ a suggestion. ___ the shopping. ___ progress.
do your best (یک فعالیت)، make a suggestion (شما تولیدش میکنید)، do the shopping (یک کار)، make progress (شما به وجودش میآورید). الگو در هر چهار مورد جواب داد.
Tip: پیش از آنکه سراغ حفظکردن بروید بپرسید: دارم چیز تازهای تولید میکنم یا فعالیتی را انجام میدهم؟ همین یک سؤال اکثر قاطع موارد را حل میکند.
2make: چیزی میسازید که قبلاً نبوده
همین که make را «تولید» ببینید، حجم زیادی از واژگانِ بهظاهر بینظم خودشان را مرتب میکنند.
- make a cake, make coffee, make dinner, make a sandwich
- make a copy, make a list, make a note
- make furniture, make clothes, make a film
- make a decision — it did not exist until you made it
- make a mistake — you produced it
- make a promise, make an offer, make a suggestion
- make a plan, make an appointment, make arrangements
- make progress, make an effort, make an attempt
- make friends, make an impression, make a difference
فهرست انتزاعی همان است که ارزش مطالعه دارد، چون زبانآموزها دقیقاً همانجا مکث میکنند. دقت کنید هر مورد چیزی است که با خودِ همان عمل به وجود میآید. a promise تا وقتی made نشود وجود ندارد؛ an appointment هم همینطور. فعل دقیقاً همان کاری را میکند که قاعده میگوید.
make صداها و واکنشها را هم پوشش میدهد: make a noise، make a sound، make a fuss، make someone laugh، make someone cry. باز هم همهشان خروجیهایی هستند که لحظهای پیش وجود نداشتند.
make money ارزش تأکید دارد، چون زبانآموزها اغلب سراغ do یا earn میروند. make money ترکیب استاندارد برای کسب درآمد بهطور کلی است؛ earn مشخصاً برای دستمزد به کار میرود. هم «The company makes money» طبیعی است و هم «I earn a salary».
Tip: اگر مفعول چیزی است که در اثر همان عمل به وجود میآید، تقریباً بهیقین make درست است.
3do: کاری را انجام میدهید
do اعمال، وظایف و تکالیف را پوشش میدهد — چیزهایی که بهشکل فعالیت وجود دارند، نه بهشکل محصول.
- do work, do a job, do a task
- do homework, do an exercise, do a course
- do research, do an experiment
- do business, do a deal
- do exercise, do yoga, do sport, do karate
- do the shopping, do the cooking, do the cleaning
- do something, do nothing, do anything, do everything
- do what you want
- What do you do? — meaning what is your job
- do your best, do your duty
- do someone a favour
- do good, do harm, do damage
فهرست دوم مهمتر است. هر جا مفعول نامعیّن باشد — something، nothing، anything، everything، what — انگلیسی بیاستثنا از do استفاده میکند. «I need to do something» درست است؛ «I need to make something» یعنی قصد دارید شیئی بسازید. همین اتکاپذیری، این را به یکی از معدود قاعدههای واقعاً مطلقِ این حوزه تبدیل میکند.
do وظایف و تعهدات را هم میگیرد: do your duty، do the right thing، do your bit، do time (گذراندن دوران حبس). رشتهٔ مشترک، «بهجا آوردن» است نه «ساختن».
do sport و do exercise ترکیبهای استاندارد بریتانیاییاند؛ play برای ورزشهای تیمی توپی به کار میرود (play football، play tennis) و go برای فعالیتهای -ingدار (go swimming، go running). سه فعل متفاوت برای سه دستهٔ متفاوت.
Tip: هر کلمهٔ نامعیّنی — something، anything، nothing، everything — با do میآید. این یک قاعده هرگز نقض نمیشود و بخش شگفتآوری از گفتوگوی روزمره را پوشش میدهد.
4ترکیبهای روزمره با make
اینها همانهایی هستند که بیش از همه لازمتان میشود. بهصورت عبارت کامل یادشان بگیرید، چون انگلیسیزبانها هم دقیقاً همینطور ذخیره و بازیابیشان میکنند.
- make a decision — Have you made a decision yet?
- make a mistake — Everyone makes mistakes
- make an appointment — I made an appointment with the dentist
- make a phone call — I need to make a call
- make plans — We're making plans for the summer
- make an effort — Please make an effort to be on time
- make progress — She's making good progress
- make a mess — Don't make a mess in the kitchen
- make a noise — The neighbours are making a noise
- make friends — He makes friends easily
- make sure — Make sure you lock the door
- make sense — That doesn't make sense
- make up your mind — Make up your mind, we're late
- make the bed — an exception, covered in section ten
دو موردشان توجه بیشتری میخواهد. make sure یکی از پرکاربردترین عبارتهای انگلیسی گفتاری است و مدام در دستورالعملها میآید. make sense هم به همان اندازه رایج است و معادلی با do ندارد — «do sense» اصلاً انگلیسی نیست.
Tip: make up your mind و make sure و make sense هر سه پربسامد و کاملاً تثبیتشدهاند. بهصورت بلوک تمرینشان کنید تا هیچوقت مجبور نشوید سرِ همشان کنید.
5ترکیبهای روزمره با do
فهرست معادل برای do؛ باز هم بهتر است بهصورت عبارت کامل یاد گرفته شود.
- do your homework — Have you done your homework?
- do the washing-up / the dishes
- do the laundry / the ironing
- do the shopping
- do your hair, do your nails, do your make-up
- do exercise, do sport
- do your best — Just do your best
- do someone a favour — Could you do me a favour?
- do business — We do business with them
- do damage / harm — The storm did a lot of damage
- do well / badly — She did well in the exam
- do the right thing
- do time — serve a prison sentence
- do 100 kilometres an hour
do your make-up یادآور خوبی است که الگو بینقص نیست: میشود گفت دارید ظاهری را خلق میکنید. اما انگلیسی آن را یک کار روتین میبیند و به همین دلیل do برنده میشود. هر جا الگو و عرف با هم اختلاف داشتند، عرف تصمیم میگیرد.
do well و do badly یادداشت جدا میخواهند، چون معادلی با make ندارند و زبانآموزها اغلب سراغ فعل کاملاً دیگری میروند. «She did well in the exam» عبارت استاندارد است؛ «she made well» و «she had good result» هر دو غلطاند.
Tip: do me a favour یکی از رایجترین درخواستهای مؤدبانه در انگلیسی گفتاری است. ارزش دارد آماده در ذهن داشته باشیدش، چون سرِ هم کردنش از روی قاعده زیر فشار مکالمه دقیقاً همان چیزی است که اتفاق نمیافتد.
6کسبوکار و محیط کار
انگلیسی حرفهای بهشدت از هر دو فعل استفاده میکند و اگر قاعدهٔ تولید را اعمال کنید، مرزشان تقریباً تمیز است.
- make a profit / a loss
- make money
- make an offer
- make a deal — also do a deal, both are used
- make a presentation — also give a presentation
- make a complaint
- make a payment
- make a booking / a reservation
- make a proposal
- make redundancies
- do business with someone
- do a job
- do overtime
- do the accounts / the books
- do research
- do a course / do training
- do an internship
- do market research
- do paperwork
تقسیمبندی دقیقاً از قاعده پیروی میکند. profit و offer و complaint و payment همه با خودِ عمل تولید میشوند؛ business و job و research و paperwork همه فعالیتهاییاند که انجام میشوند. make a deal و do a deal هر دو وجود دارند و make در انگلیسی آمریکایی کمی رایجتر است.
در بیشتر محیطهای کاری give a presentation رایجتر از make a presentation است و هیچکدام با do نمیآیند. به همین ترتیب هم give a speech میگویید و هم make a speech، ولی هرگز با do.
Tip: برای بخش speaking آزمون CELPIP یا IELTS در موضوعهای کاری، همین فهرست make بازدهی بالایی دارد: make a profit، make an offer، make a complaint و make a payment همه طبیعیاند و هیچکدام برای زبانآموز بدیهی نیست.
7کارهای خانه: تنها حوزهای که do بر آن مسلط است
کارهای خانه تقریباً بهطور کامل قلمرو do است، با چند استثنای مهمِ انگشتشمار.
- do the washing-up / do the dishes
- do the laundry / do the washing
- do the ironing
- do the cleaning / do the housework
- do the vacuuming / do the hoovering
- do the gardening
- do the shopping
- do the cooking
make the bed و make dinner و make a mess. make the bed استثنای کلاسیک است — دارید کاری انجام میدهید، تختی تولید نمیکنید — و چارهای جز حفظکردنش نیست. make dinner با قاعده جور است، چون آن وعده پیش از آن وجود نداشت. do the cooking و make dinner هر دو درستاند و کمی معنای متفاوتی دارند: اولی نقشِ همیشگی است، دومی غذای امشب.
الگوی این بخش این است که do با کارهای خانه حرف تعریف میگیرد: do THE washing، do THE ironing. آن حرف تعریف بخشی از عبارت است و حذفش غلط به گوش میآید — «I did washing yesterday» طبیعی نیست.
«Make the housework» یکی از پرتکرارترین خطاهای کل این حوزه است و مستقیماً از زبانهایی میآید که فعلِ make خودشان را برای کارهای خانه هم به کار میبرند — faire فرانسوی و hacer اسپانیایی هر دو همینطورند. اگر زبان شما چنین میکند، این خطای قابلپیشبینی شماست.
Tip: ارزش دارد کارهای خانه را یکجا و بلوکی تمرین کنید، چون در مکالمهٔ روزمره پربسامد است و تقریباً یکدست با do میآید؛ همین باعث میشود بهمحض دیدن الگو، درستگفتنش آسان شود.
8جفتهایی که معنا را عوض میکنند
چند عبارت با هر دو فعل کار میکنند و واقعاً معنای متفاوتی میدهند. ارزش دارد اینها را دقیق بدانید، چون انتخاب اشتباه خطا تولید نمیکند — جملهٔ دیگری تولید میکند.
- make an exam — create the paper as a teacher · do an exam — sit it as a student
- make a course — design it · do a course — study it
- make the dinner — cook it · do the dinner — informal, prepare the whole meal and table
- make well — not English · do well — succeed
- make good — succeed in life, quite idiomatic · do good — help people
- make time — free up time deliberately · have time — simply possess it
جفتِ exam برای زبانآموزها از همه مهمتر است، چون مدام پیش میآید و انتخاب اشتباه نقش شما را وارونه میکند. «I made an exam yesterday» به شنونده میگوید شما معلمی هستید که سؤالها را نوشته. اگر امتحان دادهاید، عبارت درست do an exam یا take an exam است.
take an exam و take a test رایجترین شکلها در انگلیسی آمریکاییاند؛ do an exam بیشتر بریتانیایی است. هر دو درستاند و هیچکدام از make استفاده نمیکند.
make time واقعاً کاربردی است و اغلب از قلم میافتد: «I'll make time for it this week» یعنی عمداً برایش جا باز میکنید، که از داشتنِ وقت قویتر است. دقیقاً با قاعدهٔ تولید جور درمیآید.
Tip: اگر قرار است فقط یک جفت از این بخش را یاد بگیرید، make an exam در برابر do an exam را یاد بگیرید. محتملترین موردی است که دربارهٔ نقش شما سوءتفاهم واقعی میسازد.
9ساختار make someone do something
make یک زندگی دستوری دوم هم دارد که هیچ ربطی به انتخاب بین make و do ندارد، و بهتر است جدایش کنیم تا به سردرگمی اضافه نشود.
make + شخص + فعل ساده، بدون to. «She made me wait.» «The film made me cry.» این make سببی است، به معنای وادار کردن، و همان toی افتاده جایی است که زبانآموزها اشتباه میکنند.
- She made me wait for an hour. — not made me to wait
- That film made me cry.
- You can't make him apologise.
- The news made everyone nervous. — make + person + adjective also works
- He was made to leave. — in the PASSIVE, to reappears
مجهول همان استثنایی است که همه را غافلگیر میکند: makeِ معلوم to نمیگیرد، اما be madeِ مجهول میگیرد. «They made him sign» میشود «He was made to sign.» منطقی برای حفظکردن وجود ندارد؛ انگلیسی فقط همینطور رفتار میکند.
با let مقایسه کنید که آن هم فعل ساده میگیرد — «She let me go» — و با allow که to میگیرد: «She allowed me to go.» make و let کنار هم مینشینند؛ allow و force هم با to کنار هم.
do هیچ ساختار سببیِ معادلی ندارد. «She did me wait» به هیچ معنایی انگلیسی نیست. اگر منظورتان وادار کردن است، فعلش make است.
Tip: make me laugh، make me cry، make me think — هر سه پربسامد، هر سه با فعل ساده و بدون to. سه عبارت، و ساختار یاد گرفته شد.
10استثناهایی که فقط باید حفظ کرد
الگوی بخش اول بیشترِ زمین را پوشش میدهد. آنچه در ادامه میآید باقیماندهٔ کار است — مواردی که با آن الگو در تضادند و باید مثل واقعیتهای خام یاد گرفته شوند.
- make the bed — a task, but takes make
- make your hair — WRONG; it is do your hair
- do your make-up — creating a look, but takes do
- make a bed vs do the beds — both exist, hotel staff do the beds
- do someone good — It'll do you good, meaning benefit
- make good — succeed, idiomatic and dated
- do a favour — not make a favour
- make a fuss — not do a fuss
- do without — manage in the absence of something
- make do — manage with what you have, and yes, it uses both
make do یعنی با چیزی ناکافی سر کردن: «We don't have chairs, so we'll have to make do.» یک اصطلاح تثبیتشده است که هر دو فعل را در خود دارد و واقعاً در گفتار رایج است. make do and mend شکل گستردهترش است.
انتظار واقعبینانه این است: قاعدهٔ «تولید در برابر فعالیت» تقریباً در چهار مورد از هر پنج مورد جواب درست را به شما میدهد. یکپنجم باقیمانده فهرست حفظی است و ده مورد بالا بخش عمدهٔ همان است.
Tip: دنبال منطق در make the bed یا do your make-up نگردید. زبان فسیل دارد و این دو تا از آنهاست. انرژیتان را صرف الگو کنید و استثناها را از دلِ خواندن جذب کنید.
11سی جمله، تصحیحشده
ستون جوابها را بپوشانید و پیش از نگاهکردن هر جمله را خودتان درست کنید. اینها خطاهاییاند که بیش از همه در انگلیسی واقعیِ زبانآموزها دیده میشوند.
- I have to make my homework → I have to do my homework
- She made a mistake in the report → correct as written
- Can you make me a favour? → Can you do me a favour?
- I need to make the washing-up → I need to do the washing-up
- He did a decision last night → He made a decision last night
- Did you make the exam yesterday? (as a student) → Did you do the exam yesterday?
- We're doing progress → We're making progress
- I must make some exercise → I must do some exercise
- She did a promise → She made a promise
- Please make your best → Please do your best
- They did a lot of noise → They made a lot of noise
- I want to make something for dinner → correct as written
- I want to make something this weekend (activity) → I want to do something this weekend
- He makes business with China → He does business with China
- Don't do a mess → Don't make a mess
- She is making the housework → She is doing the housework
- That doesn't do sense → That doesn't make sense
- I did an appointment with the doctor → I made an appointment with the doctor
- The company did a big profit → The company made a big profit
- He did me to wait → He made me wait
- She made me to laugh → She made me laugh
- He was made leave the building → He was made to leave the building
- I need to do my hair → correct as written
- I need to make my make-up → I need to do my make-up
- Can you make the beds, please? (hotel) → Can you do the beds, please?
- I'll make the bed before we go → correct as written
- The medicine will make you good → The medicine will do you good
- She did well in her exams → correct as written
- We'll have to do with what we have → We'll have to make do with what we have
- I made a lot of friends there → correct as written
Tip: شش موردشان از اول درستاند. اگر تغییرشان دادید، یعنی قاعده را بلدید ولی زیادی سفتوسخت اعمالش میکنید — که مرحلهٔ دوم و کاملاً طبیعیِ یادگیری این جفت فعل است.
12یادگیری همآیندها همانطور که به کار میروند
موضوع این مقاله همآیندی است، و همآیندی همان بخشی از واژگان است که کمترین جواب را به فهرست میدهد و بیشترین را به مواجهه.
دلیلش نحوهٔ ذخیرهسازی است. انگلیسیزبان make را با decision جمع نمیزند؛ make a decision را یک واحد ذخیره میکند و یکجا بازیابیاش میکند. برای همین هرگز مکث نمیکند و هرگز این خطا را مرتکب نمیشود. هدف شما ساختن همان ذخیرهسازیِ عبارتِ کامل است، و این فقط وقتی اتفاق میافتد که بارها عبارت را در جملههای واقعی ببینید.
همین توضیح میدهد چرا مطالعهٔ جدولِ make و do اینقدر کم نتیجه میدهد. جدول به شما یاد میدهد با وقت نامحدود بین دو گزینه انتخاب کنید؛ مکالمه نه گزینهها را جلوی شما میگذارد و نه وقت را. آنچه واقعاً منتقل میشود همان بلوکی است که پنجاه بار شنیدهاید.
- هر محتوای مکالمهمحوری را ببینید یا گوش کنید — ولاگها و مصاحبهها پر از هر دو فعلاند
- هر بار make یا do شنیدید، کل عبارت را ثبت کنید، نه فعل تنها را
- عبارتهای تازه را بهجای فعل، بر اساس موضوع دستهبندی کنید — کار، خانه، درس
- کل جمله را ذخیره کنید، چون واحدِ یادگیری خودِ همآیند است
- ظرف یک روز سهتایشان را در حرفزدن خودتان به کار ببرید
دستهبندی بر اساس موضوع بهجای فعل را جدی بگیرید. زبانآموزی که یک ستون make و یک ستون do میخواند، ستونها را به یاد میآورد و یادش میرود کدام کدام است. زبانآموزی که هرچه برای حرفزدن دربارهٔ کارهای خانه لازم دارد یکجا میخواند، یادش میماند چون به یک موقعیت گره خورده است.
Tip: FlexiLingo روی یوتیوب و پادکستها زیرنویس تعاملی میگذارد، بنابراین میتوانید روی هر کلمه کلیک کنید تا معنا و سطح CEFR آن را ببینید و همراه با کل جملهای که در آن آمده ذخیرهاش کنید — یعنی دقیقاً همان واحدِ عبارتِ کامل که این بخش میگوید لازمش دارید.
سؤالات متداول
بله، و تقریباً چهار مورد از هر پنج مورد را پوشش میدهد. make دربارهٔ تولید چیزی است که پیش از آن نبوده: make a cake، make a decision، make a promise. do دربارهٔ انجامدادن فعالیتی است که از قبل بهعنوان وظیفه وجود دارد: do your homework، do the washing-up، do business. یکپنجم باقیمانده — make the bed، do your make-up — فهرست حفظی است.
چون تکلیف از قبل بهعنوان یک کار وجود داشت و شما فقط دارید اجرایش میکنید. اما تصمیم تا لحظهای که گرفتیدش وجود نداشت؛ شما تولیدش کردید. این همان الگو در عمل است و دلیل اینکه این تقسیمبندی دلبخواهی نیست.
اگر دانشآموزی هستید که امتحان میدهد، do an exam یا take an exam. make an exam یعنی سؤالها را شما نوشتهاید، پس شما را معلم معرفی میکند. این جفت واقعاً نقش شما را وارونه میکند و به همین دلیل پرهزینهترین خطای این حوزه است. take در انگلیسی آمریکایی رایجتر است و do در بریتانیایی.
makeِ سببی فعل ساده میگیرد، بدون to: «She made me wait.» همین برای let هم صدق میکند: «She let me go.» آن to فقط در مجهول برمیگردد: «He was made to leave.» با allow مقایسه کنید که to میگیرد: «She allowed me to go.»
تقریباً بهیقین چون زبان اولتان برای هر دو یک فعل دارد. faire فرانسوی و hacer اسپانیایی هم make را پوشش میدهند و هم do را، پس faire le ménage مستقیماً به «make the housework» نگاشته میشود. هیچچیز در زبان اولتان به شما هشدار نمیدهد. کارهای خانه در انگلیسی یکدست با do میآید: do the washing، do the ironing، do the cleaning.
بهجای فعل، بر اساس موقعیت دستهبندیشان کنید. زبانآموزی که یک ستون make و یک ستون do میخواند، ستونها را به یاد میآورد و یادش میرود کدام کلمه کجا میرود. زبانآموزی که هرچه برای کارهای خانه یا برای محیط کار لازم دارد یکجا یاد میگیرد، در ذهنش میماند چون به بافتی گره خورده که میتواند تصورش کند. و همیشه عبارت کامل را جمع کنید، نه فعل تنها را.
همآیندها را بهصورت عبارت کامل یاد بگیرید
هر ویدیو در کتابخانهی FlexiLingo زیرنویس کلیکشدنی و متن کامل دارد. روی هر کلمه بزن تا معنا و تلفظش را ببینی و برای مرور نگهش داری.