اصطلاحات انگلیسی

۱۰۰ اصطلاح انگلیسی که در مکالمات روزمره می‌شنوید

اصطلاحات در همه جای زبان انگلیسی هستند—پادکست‌ها، فیلم‌ها، جلسات کاری، گفتگوهای معمولی. نمی‌توانید آن‌ها را کلمه‌به‌کلمه ترجمه کنید، اما می‌توانید آن‌ها را بر اساس موضوع یاد بگیرید. در اینجا ۱۰۰ اصطلاح که واقعاً با آن‌ها مواجه خواهید شد، بر اساس دسته‌بندی‌های واقعی زندگی آورده شده است.

FlexiLingo Team
۲۴ مارس ۲۰۲۶
۲۰ دقیقه مطالعه

1اصطلاح چیست و چرا نمی‌توان آن‌ها را ترجمه کرد

اصطلاح عبارتی است که معنای آن از کلمات تشکیل‌دهنده‌اش قابل درک نیست. 'Break a leg' به معنای شکستن پا نیست—بلکه یعنی "موفق باشی". 'It's raining cats and dogs' به معنای بارش حیوانات از آسمان نیست—بلکه یعنی باران شدید. معنای آن مجازی است و در کل عبارت نهفته است، نه در تک‌تک کلمات.

همین موضوع اصطلاحات را برای زبان‌آموزان بسیار ناامیدکننده می‌کند. شما ممکن است تمام کلمات عبارت 'let the cat out of the bag' را بدانید و هنوز ندانید که معنایش "فاش کردن یک راز" است. ترجمه جواب نمی‌دهد چون اصطلاحات از نظر فرهنگی رمزگذاری شده‌اند—آن‌ها درون جوامع انگلیسی‌زبان تکامل یافته‌اند و معنایی دارند که در هیچ جای دیگر زبان وجود ندارد.

زبان انگلیسی بیش از ۲۵٬۰۰۰ اصطلاح دارد، اما نگران نباشید. اکثر بومی‌زبانان فقط چند صد تا را به‌طور فعال استفاده می‌کنند و حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ اصطلاح، بخش عمده مکالمات روزمره، رسانه‌ها و ارتباطات کاری را پوشش می‌دهد. این راهنما همین اصطلاحات را پوشش می‌دهد: اصطلاحاتی که واقعاً با آن‌ها مواجه خواهید شد.

لازم نیست ۲۵٬۰۰۰ اصطلاح یاد بگیرید. حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ اصطلاح، ۹۰ درصد انگلیسی روزمره را پوشش می‌دهد. آن‌ها را بر اساس موضوع و در متن یاد بگیرید و بقیه به‌طور طبیعی از طریق مواجهه یاد گرفته می‌شوند.

2اصطلاحات مربوط به احساسات و عواطف

احساسات یکی از غنی‌ترین حوزه‌ها برای اصطلاحات هستند. انگلیسی‌زبانان به‌ندرت می‌گویند 'I'm very happy'—بلکه می‌گویند 'I'm over the moon' یا 'I'm on cloud nine.' در اینجا رایج‌ترین اصطلاحات احساسی آورده شده است.

احساسات و عواطف
Over the moonبسیار خوشحال، ذوق‌زده
وقتی پیشنهاد شغلی گرفت، بسیار خوشحال (over the moon) بود.
Under the weatherاحساس بیماری یا کسالت کردن
امروز کمی حالم خوب نیست (under the weather)—شاید خانه بمانم.
On cloud nineفوق‌العاده خوشحال، سرخوش
از وقتی امتحانش را قبول شده، روی ابرها (on cloud nine) راه می‌رود.
Cold feetعصبانیت یا ترس قبل از یک تصمیم بزرگ
شب قبل از عروسی دچار ترس و تردید (cold feet) شد.
Butterflies in your stomachهیجان عصبی، اضطراب
همیشه قبل از ارائه دچار استرس و دلهره (butterflies in my stomach) می‌شوم.
Hit the roof / Hit the ceilingبسیار عصبانی شدن
پدرم وقتی نمراتم را دید از کوره در رفت (hit the roof).
A piece of cakeچیزی بسیار آسان
امتحان مثل آب خوردن بود (a piece of cake)—در ۲۰ دقیقه تمامش کردم.
Cry over spilled milkبرای چیزی که قابل بازگشت نیست ناراحت شدن
پرواز لغو شده. فایده‌ای ندارد بر شیر ریخته گریه کنیم (cry over spilled milk)—بیا گزینه دیگری پیدا کنیم.

3اصطلاحات مربوط به کار و موفقیت

محیط کار پر از اصطلاحات است—به‌خصوص در فرهنگ شرکتی انگلیسی‌زبان. دانستن این اصطلاحات، پیگیری جلسات و ایمیل‌ها را بسیار آسان‌تر می‌کند.

کار و موفقیت
Burn the midnight oilتا دیروقت شب کار کردن
برای تمام کردن پروژه به‌موقع، تا دیروقت کار کردیم (burning the midnight oil).
Climb the corporate ladderپیشرفت در حرفه از طریق ترفیع‌ها
از زمانی که پنج سال پیش استخدام شد، مشغول بالا رفتن از نردبان شغلی (climbing the corporate ladder) بوده است.
Think outside the boxخلاقانه و غیرمعمول فکر کردن
برای حل این مشکل باید خارج از چارچوب فکر کنیم (think outside the box).
Go the extra mileبیشتر از حد انتظار تلاش کردن
کارمندان خوب همیشه برای مشتریانشان بیشتر از حد انتظار تلاش می‌کنند (go the extra mile).
Back to the drawing boardاز اول شروع کردن چون نقشه شکست خورد
مشتری طرح را رد کرد، پس باید از اول شروع کنیم (back to the drawing board).
Pull your weightسهم خود را از کار انجام دادن
همه اعضای تیم باید سهم خود را انجام دهند (pull their weight).
Get the ball rollingشروع کردن کاری، آغاز یک اقدام
بیایید کمپین بازاریابی جدید را شروع کنیم (get the ball rolling).
A long shotچیزی که بعید است موفق شود اما ارزش امتحان کردن دارد
قبول شدن در آن دانشگاه بعید است (a long shot)، ولی به هر حال درخواست می‌دهم.

4اصطلاحات مربوط به پول و امور مالی

اصطلاحات مربوط به پول دائماً در کسب‌وکار، اخبار و مکالمات روزمره ظاهر می‌شوند. بسیاری از آن‌ها نگرش‌های فرهنگی نسبت به خرج کردن و پس‌انداز را منعکس می‌کنند.

پول و امور مالی
Break the bankخیلی گران بودن، هزینه زیادی داشتن
ما به یک لپ‌تاپ جدید نیاز داریم، ولی لازم نیست خیلی گران باشد (break the bank).
Cost an arm and a legفوق‌العاده گران
آن رستوران سر و دست می‌شکند (costs an arm and a leg)—بیا جای ارزان‌تری برویم.
Make ends meetبه‌اندازه کافی درآمد داشتن برای پوشش هزینه‌های اولیه
بسیاری از خانواده‌ها با افزایش قیمت‌ها برای گذراندن زندگی (make ends meet) تلاش می‌کنند.
A penny for your thoughtsبگو به چه فکر می‌کنی (وقتی کسی ساکت است)
به نظر می‌رسد عمیقاً در فکر هستی. به چی فکر می‌کنی؟ (A penny for your thoughts?)
Tighten your beltکمتر خرج کردن، کاهش هزینه‌ها
با رکود اقتصادی، همه باید صرفه‌جویی کنند (tighten their belts).
Pay through the noseبسیار بیشتر از ارزش واقعی چیزی پرداخت کردن
برای پارکینگ فرودگاه پول زیادی دادیم (paid through the nose).

5اصطلاحات مربوط به روابط و افراد

زبان انگلیسی مجموعه غنی از اصطلاحات برای توصیف نحوه تعامل، ارتباط و گاهی درگیری افراد با یکدیگر دارد.

روابط و افراد
Hit it offفوراً با کسی کنار آمدن و ارتباط خوب برقرار کردن
در مهمانی فوراً با هم جور شدیم (hit it off) و از آن زمان دوست هستیم.
See eye to eyeبا کسی موافق بودن
من و رئیسم همیشه هم‌نظر (see eye to eye) نیستیم، اما به هم احترام می‌گذاریم.
Stab someone in the backبه کسی که به شما اعتماد دارد خیانت کردن
باورم نمی‌شود بعد از اینکه کمکش کردم، از پشت خنجر زد (stabbed me in the back).
Give someone the cold shoulderعمداً کسی را نادیده گرفتن
بعد از دعوا، یک هفته من را نادیده گرفت (gave me the cold shoulder).
Break the iceشروع مکالمه در یک موقعیت اجتماعی برای کاهش تنش
میزبان برای شکستن یخ (break the ice) در رویداد شبکه‌سازی یک جوک تعریف کرد.
On the same pageتوافق داشتن، درک یکسان داشتن
بیایید مطمئن شویم همه هم‌نظر هستیم (on the same page) قبل از اینکه ادامه دهیم.

6اصطلاحات مربوط به زمان و ضرب‌الاجل‌ها

اصطلاحات مربوط به زمان به‌ویژه در محیط‌های حرفه‌ای که ضرب‌الاجل‌ها و برنامه‌ها اهمیت دارند، بسیار رایج هستند.

زمان و ضرب‌الاجل‌ها
In the nick of timeدرست سر موقع، در آخرین لحظه ممکن
درست سر موقع (in the nick of time) به فرودگاه رسیدیم—گیت داشت بسته می‌شد.
Around the clock۲۴ ساعته، بدون وقفه
بیمارستان شبانه‌روزی (around the clock) کار می‌کند.
Time fliesزمان سریع می‌گذرد (به‌خصوص وقتی سرگرم هستید یا مشغول کار)
باورم نمی‌شود دسامبر شده. زمان چقدر زود گذشت (Time flies)!
Against the clockعجله برای تمام کردن کار قبل از ضرب‌الاجل
با زمان مسابقه می‌دهیم (against the clock) تا پروژه را تا جمعه تحویل دهیم.
Kill timeکاری انجام دادن برای گذراندن وقت هنگام انتظار
در فرودگاه با خواندن کتاب وقت گذرانی کردم (killed time).
Once in a blue moonخیلی به‌ندرت
فقط خیلی به‌ندرت (once in a blue moon) فست‌فود می‌خورم.

7اصطلاحات مربوط به سختی و چالش‌ها

وقتی شرایط سخت می‌شود، انگلیسی‌زبانان از اصطلاحات استفاده می‌کنند. این عبارات مشکلات، ناامیدی‌ها و لحظه‌ای که تصمیم می‌گیرید ادامه دهید را توصیف می‌کنند.

سختی و چالش‌ها
The last strawآخرین مشکلی که یک وضعیت را غیرقابل تحمل می‌کند
دوباره دیر آمدن آخرین قطره‌ای بود که لیوان را لبریز کرد (the last straw)—او اخراج شد.
Bite the bulletبا شجاعت با یک وضعیت سخت یا ناخوشایند مواجه شدن
بالاخره دل به دریا زدم (bit the bullet) و رفتم دندان‌پزشکی.
Back against the wallدر وضعیت سختی بودن بدون راه فرار آسان
با ضرب‌الاجل فردا و نصف کار انجام‌نشده، کارمان سخت است (backs are against the wall).
Easier said than doneانجام دادن چیزی بسیار سخت‌تر از حرف زدن درباره آن است
لاغر شدن گفتنش آسان است ولی عملش سخت (easier said than done).
Weather the stormاز یک دوره سخت جان سالم به در بردن
شرکت توانست طوفان همه‌گیری را پشت سر بگذارد (weather the storm).
Throw in the towelتسلیم شدن، دست کشیدن
بعد از سه بار شکست، حوله را انداخت (threw in the towel).

8اصطلاحات مربوط به ارتباطات

اصطلاحات ارتباطی همه‌جا هستند—در جلسات، مکالمات و رسانه‌ها. آن‌ها توصیف می‌کنند که افراد چگونه با هم صحبت می‌کنند (یا نمی‌کنند).

ارتباطات
Beat around the bushاز گفتن منظور واقعی طفره رفتن، غیرمستقیم حرف زدن
از حاشیه‌رفتن دست بردار (stop beating around the bush) و بگو چه اتفاقی افتاده.
Get to the pointمستقیماً مطلب اصلی را گفتن، بدون جزئیات غیرضروری
وقت زیادی ندارم—می‌تونی بری سر اصل مطلب (get to the point)؟
Speak your mindدقیقاً آنچه فکر می‌کنید را صادقانه گفتن
او همیشه حرف دلش را می‌زند (speaks her mind)، حتی وقتی ناراحت‌کننده باشد.
Read between the linesمعنای پنهان را فهمیدن، نه فقط معنای تحت‌اللفظی
ایمیل مثبت به نظر می‌رسد، ولی اگر بین خطوط بخوانید (read between the lines)، آن‌ها راضی نیستند.
Let the cat out of the bagتصادفی رازی را فاش کردن
او ناخواسته راز مهمانی سورپرایز را لو داد (let the cat out of the bag).
Actions speak louder than wordsآنچه انجام می‌دهید مهم‌تر از آن چیزی است که می‌گویید
می‌گوید عوض می‌شود، ولی عمل مهم‌تر از حرف است (actions speak louder than words).

9اصطلاحاتی که در پادکست‌ها، YouTube و رسانه‌های واقعی استفاده می‌شوند

اگر محتوای انگلیسی مصرف می‌کنید—پادکست‌ها، ویدیوهای YouTube، اخبار، سریال‌های تلویزیونی—دائماً اصطلاحات می‌شنوید. بومی‌زبانان بدون فکر کردن از آن‌ها استفاده می‌کنند، به این معنی که شما باید آن‌ها را در لحظه تشخیص دهید.

پادکست‌ها و مصاحبه‌ها

مجریان پادکست عاشق اصطلاحات هستند چون شخصیت و رنگ به گفتار اضافه می‌کنند. مکرراً می‌شنوید: 'at the end of the day' (در نهایت)، 'the bottom line' (نکته اصلی)، 'food for thought' (چیزی برای فکر کردن)، 'play it by ear' (همان‌طور که پیش می‌رود تصمیم گرفتن)، و 'touch base' (به‌طور خلاصه با کسی هماهنگ شدن).

YouTube و شبکه‌های اجتماعی

تولیدکنندگان محتوا از اصطلاحات محاوره‌ای برای ارتباط با مخاطبانشان استفاده می‌کنند: 'no-brainer' (یک انتخاب بدیهی)، 'game-changer' (چیزی که همه چیز را تغییر می‌دهد)، 'spill the tea' (شایعه تعریف کردن)، 'the whole nine yards' (همه چیز، کامل)، 'hit the nail on the head' (دقیقاً چیزی را درست توصیف کردن).

اخبار BBC و روزنامه‌نگاری

رسانه‌های خبری در تیترها و تفسیرها از اصطلاحات استفاده می‌کنند: 'a double-edged sword' (شمشیر دولبه، چیزی با مزایا و معایب)، 'the tip of the iceberg' (نوک کوه یخ، بخش کوچکی از یک مشکل بزرگ‌تر)، 'a watershed moment' (نقطه عطف)، 'level the playing field' (برابر کردن شرایط برای همه).

بهترین راه یادگیری اصطلاحات رسانه‌ای از روی فهرست نیست—بلکه شنیدن آن‌ها در متن واقعی است، و دقیقاً این همان چیزی است که FlexiLingo برای آن طراحی شده است.

10اشتباهات رایج در استفاده از اصطلاحات

استفاده اشتباه از اصطلاحات می‌تواند بدتر از استفاده نکردن از آن‌ها باشد. در اینجا رایج‌ترین اشتباهاتی که زبان‌آموزان با اصطلاحات انگلیسی مرتکب می‌شوند آورده شده است.

قاطی کردن اصطلاحات مشابه

زبان‌آموزان اغلب دو اصطلاح را با هم ترکیب می‌کنند: 'We'll cross that bridge when we burn it' (ترکیب 'cross that bridge when we come to it' و 'burn bridges'). یا 'It's not rocket surgery' (ترکیب 'rocket science' و 'brain surgery'). هر اصطلاح فرم ثابتی دارد—عبارت دقیق را یاد بگیرید.

ترجمه اصطلاحات از زبان مادری

هر زبانی اصطلاحات خود را دارد، اما به‌ندرت قابل ترجمه هستند. اصطلاح فارسی "هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن" در انگلیسی معنایی ندارد. اصطلاح عربی "شتر کوهان خودش را نمی‌بیند" معادل انگلیسی ندارد. اگر اصطلاحات زبان مادری خود را تحت‌اللفظی به انگلیسی ترجمه کنید، بومی‌زبانان متوجه نخواهند شد.

استفاده از اصطلاحات در نوشتار رسمی

بیشتر اصطلاحات غیررسمی هستند. استفاده از 'break a leg' در یک گزارش کاری یا 'spill the tea' در یک مقاله دانشگاهی غیرحرفه‌ای به نظر می‌رسد. اصطلاحات را برای مکالمه، ایمیل‌های غیررسمی و نوشتار روزمره نگه دارید. در IELTS Writing Task 2، از اصطلاحات پرهیز کنید—ممتحنان واژگان دقیق و رسمی را ترجیح می‌دهند.

استفاده بیش از حد از اصطلاحات

استفاده از اصطلاحات زیاد در یک مکالمه غیرطبیعی به نظر می‌رسد—حتی برای بومی‌زبانان. یکی دو اصطلاح در هر مکالمه طبیعی است. انداختن پنج اصطلاح در یک پاراگراف به نظر می‌رسد انگار یک کتاب عبارات را قورت داده‌اید. کیفیت مهم‌تر از کمیت است.

11چگونه اصطلاحات را به‌طور طبیعی با FlexiLingo یاد بگیرید

مؤثرترین راه یادگیری اصطلاحات حفظ کردن نیست—بلکه مواجهه با آن‌ها در انگلیسی واقعی است. وقتی 'break a leg' را در یک پادکست یا 'the tip of the iceberg' را در یک گزارش BBC می‌شنوید، متن و زمینه باعث می‌شود معنا فوراً جا بیفتد. FlexiLingo دقیقاً برای این نوع یادگیری ساخته شده است.

با اصطلاحات در محتوای واقعی مواجه شوید

وقتی محتوای BBC، YouTube یا Spotify را با زیرنویس‌های همگام‌شده FlexiLingo گوش می‌دهید، اصطلاحات را همان‌طور که بومی‌زبانان واقعاً استفاده می‌کنند می‌بینید—در جملات طبیعی، با لحن طبیعی. این رویکرد متن‌محور همان روشی است که کودکان اصطلاحات را یاد می‌گیرند: بشنو، ببین چگونه استفاده می‌شود، درک کن.

اصطلاحات را با زمینه کامل ذخیره کنید

وقتی اصطلاح جدیدی می‌شنوید، با یک کلیک آن را ذخیره کنید. FlexiLingo جمله، صدا و برچسب زمانی را حفظ می‌کند. وقتی بعداً مرور می‌کنید، فقط 'break the ice' را نمی‌بینید—بلکه جمله کامل را می‌شنوید و دقیقاً به یاد می‌آورید چگونه استفاده شده بود.

مجموعه شخصی اصطلاحات خود را بسازید

با گذشت زمان، عبارات ذخیره‌شده شما تبدیل به یک فرهنگ لغت شخصی اصطلاحات می‌شود—مرتب‌شده بر اساس زمان یافتن، با نمونه‌های صوتی واقعی. این بسیار مفیدتر از فهرست کتاب درسی است چون هر اصطلاح با زمینه‌ای همراه است که شخصاً تجربه کرده‌اید.

مرور فاصله‌دار برای حافظه بلندمدت

اصطلاحات ذخیره‌شده وارد سیستم SRS در FlexiLingo می‌شوند. اصطلاحاتی که به‌راحتی تشخیص می‌دهید کمتر مرور می‌شوند؛ آن‌هایی که برایتان سخت هستند بیشتر مرور می‌شوند. ظرف چند هفته، رایج‌ترین اصطلاحات بخشی از واژگان فعال شما می‌شوند.

سوالات متداول

چند اصطلاح انگلیسی باید بدانم؟

برای مکالمه روزمره: حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ اصطلاح بیشتر موقعیت‌ها را پوشش می‌دهد. برای محیط‌های حرفه‌ای: ۵۰ تا ۱۰۰ اصطلاح کسب‌وکار و محیط کار دیگر اضافه کنید. برای تسلط پیشرفته (C1–C2): ۳۰۰ تا ۵۰۰ اصطلاح شما را در مواجهه با تقریباً هر محتوای انگلیسی بومی راحت می‌کند. لازم نیست بیش از ۲۵٬۰۰۰ اصطلاح انگلیسی را یاد بگیرید—ابتدا روی رایج‌ترین‌ها تمرکز کنید.

آیا باید در بخش مکالمه IELTS از اصطلاحات استفاده کنم؟

بله، اما با احتیاط. استفاده از ۱ تا ۲ اصطلاح طبیعی و به‌جا در آزمون IELTS Speaking می‌تواند نمره Lexical Resource شما را بالا ببرد (نشان‌دهنده دامنه واژگانی است). اما استفاده نادرست یا غیرطبیعی از آن‌ها به ضررتان تمام می‌شود. فقط از اصطلاحاتی استفاده کنید که مطمئن هستید. در IELTS Writing، کلاً از اصطلاحات پرهیز کنید—ممتحنان واژگان دقیق دانشگاهی را ترجیح می‌دهند.

آیا اصطلاحات در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی یکسان هستند؟

بیشتر اصطلاحات رایج در هر دو قابل درک هستند، اما برخی تفاوت دارند. بریتانیایی: 'storm in a teacup' = آمریکایی: 'tempest in a teapot' (سر و صدای زیاد بر سر هیچ). بریتانیایی: 'touch wood' = آمریکایی: 'knock on wood' (امید به خوش‌شانسی). بریتانیایی: 'Bob's your uncle' (و تمام شد) معادل آمریکایی ندارد. در صورت شک، از اصطلاحی که یاد گرفته‌اید استفاده کنید—هر دو به‌طور کلی قابل درک خواهند بود.

آیا می‌توانم اصطلاحات خودم را بسازم؟

از نظر فنی، خیر. اصطلاحات عبارات ثابتی هستند که یک جامعه بر سر آن‌ها توافق دارد. اگر به‌جای 'break a leg' بگویید 'break a hand'، مردم منظور شما را نخواهند فهمید. با این حال، زبان خلاقانه است و بومی‌زبانان گاهی عمداً با اصطلاحات بازی می‌کنند برای طنز ('it's not rocket surgery' یک ترکیب عمدی است که به یک شوخی تبدیل شده). به‌عنوان زبان‌آموز، به فرم‌های استاندارد پایبند باشید.

تفاوت بین اصطلاحات، اسلنگ و افعال عبارتی چیست؟

اصطلاحات (Idioms) عبارات ثابت با معانی مجازی هستند ('break the ice'). اسلنگ (Slang) واژگان غیررسمی است که سریع تغییر می‌کند ('slay'، 'no cap'، 'ghosting'). افعال عبارتی (Phrasal verbs) ترکیب فعل + حرف اضافه/قید هستند ('give up'، 'look into'، 'take off'). همپوشانی وجود دارد—برخی افعال عبارتی اصطلاحی هستند ('let the cat out of the bag' شامل یک فعل عبارتی است). اما دسته‌بندی‌ها متمایز هستند: اصطلاحات = عبارات مجازی، اسلنگ = کلمات غیررسمی، افعال عبارتی = ترکیبات فعلی.

۲۴ مارس ۲۰۲۶
FL
FlexiLingo Team
کمک به زبان‌آموزان برای تسلط بر انگلیسی از طریق محتوای واقعی در BBC، YouTube و پادکست‌ها.

اصطلاحات را از انگلیسی واقعی یاد بگیرید

FlexiLingo را نصب کنید و اصطلاحات را همان‌طور که بومی‌زبانان واقعاً استفاده می‌کنند بشنوید—در محتوای BBC، YouTube و پادکست با زیرنویس‌های همگام‌شده.