واژگان CELPIP — کار

واژگان CELPIP: کار و اشتغال (همراه با سطوح CEFR و مثال‌ها)

کار و اشتغال یکی از رایج‌ترین موضوعات CELPIP است. در اینجا واژه‌های ضروری را می‌بینید — درجه‌بندی‌شده بر اساس سطح CEFR، همراه با تعریف‌های واقعی، مثال‌ها و هم‌آیندهایی که نمره شما را بالا می‌برند.

تیم FlexiLingo
۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶
۱۵ دقیقه مطالعه

1چرا واژگان کار و اشتغال برای CELPIP اهمیت دارد

کار و اشتغال یکی از موضوعاتی است که CELPIP بارها و بارها به آن بازمی‌گردد — و در هر چهار مهارت ظاهر می‌شود، نه فقط یکی. این آزمون حول همان انگلیسی روزمره و کاربردی ساخته شده که برای زندگی و کار در کانادا به آن نیاز دارید، بنابراین محیط کار هیچ‌وقت از سؤال‌ها دور نیست.

در Speaking، ممکن است Task 7 (بیان دیدگاه‌ها) با سؤالی مانند «آیا شرکت‌ها باید به کارمندان اجازه دور‌کاری بدهند؟» نصیبتان شود. در Writing، Task 1 اغلب یک ایمیل به مدیر یا یک همکار است، و Task 2 نظرسنجی‌ای درباره موضوعی مثل هفته کاری چهارروزه است. در Listening و Reading، با آگهی‌های شغلی، گفت‌وگوهای محیط کار و مقاله‌هایی درباره مشاغل و اقتصاد روبه‌رو می‌شوید.

این یعنی همان مجموعه واژه‌ها — career، manager، salary، schedule، apply، hire، promotion، deadline — مدام دوباره ظاهر می‌شوند. اگر این واژگان را در اختیار داشته باشید، یک خانواده کامل از تکالیف CELPIP ناگهان به‌جای غیرقابل‌پیش‌بینی‌بودن، آشنا به‌نظر می‌رسند.

کار و اشتغال یک موضوع نیست که شاید نصیبتان شود — موضوعی است که به شکلی نصیبتان خواهد شد، در Speaking، Writing، Listening و Reading. واژگان این راهنما اثربخشی بالایی دارند: فهرستی کوچک که در کل آزمون به نتیجه می‌رسد.

2روش هوشمندانه یادگیری این واژگان

کندترین راه یادگیری این واژه‌ها حفظ یک فهرست خشک است — واژه در سمت چپ، ترجمه در سمت راست. حسِ پیشرفت می‌دهد، اما این واژه‌ها به‌ندرت زمانی که زیر فشار آزمون واقعاً به آن‌ها نیاز دارید به ذهنتان می‌آیند. راه بهتری وجود دارد، و همان راهی است که خودِ CELPIP پاداش می‌دهد.

هر واژه را در بافت یاد بگیرید — درون یک جمله کامل، نه به‌تنهایی. عبارت «meet a deadline» را بسیار بهتر از واژه «deadline» که به‌تنهایی شناور است به خاطر می‌سپارید.
هم‌آیندها را یاد بگیرید — واژه‌هایی که به‌طور طبیعی کنار هم می‌آیند. نمره‌دهندگان CELPIP متوجه می‌شوند که شما «apply for a job» می‌گویید (درست) یا «apply to a job» (نادرست). نمره‌ها همین‌جا برده می‌شوند.
از تکرار با فاصله استفاده کنید — هر واژه را درست پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره مرور کنید. این‌گونه یک واژه از «آن را می‌شناسم» به «می‌توانم به کارش ببرم» منتقل می‌شود.
بر اساس موضوع گروه‌بندی کنید — واژه‌های کارتان را کنار هم نگه دارید تا یکدیگر را تقویت کنند و وقتی سؤالی درباره کار ظاهر شد، به‌عنوان یک مجموعه به ذهن بیایند.

توجه کنید که هر واژه در این راهنما همراه با سطح واقعی CEFR، یک تعریف روشن و یک جمله مثال آمده است. این عمدی است: مثال همان بخشی است که باید واقعاً با خودتان به آزمون ببرید، چون نشان می‌دهد واژه چطور کارش را انجام می‌دهد.

تلاش نکنید هر ۲۳ واژه را یک‌جا یاد بگیرید. اول مجموعه A1/A2 را تثبیت کنید — این‌ها واژه‌هایی هستند که بیش از همه سراغشان می‌روید — و سپس وقتی پایه‌ها خودکار شدند، واژه‌های B1 و B2 را روی آن سوار کنید.

3واژه‌های ضروری کار (مبتدی — A1/A2)

این‌ها واژه‌های پایه‌ای روزمره هستند. تقریباً مطمئناً اکثرشان را از پیش می‌دانید — اما دانستن یک واژه و به‌کاربردن دقیقش زیر فشار آزمون دو چیز متفاوت‌اند. معنی دقیق و یک جمله الگو را برای هر کدام محکم در ذهن جا بیندازید.

career (A1 · noun)

مجموعه مشاغلی که یک فرد در حوزه کاری خاصی دارد و معمولاً با گذشت زمان مسئولیت بیشتری در بر می‌گیرد. Example: a teaching career.

interview (A1 · noun)

یک جلسه رسمی که در آن از کسی سؤالاتی پرسیده می‌شود تا مشخص شود برای شغلی خاص مناسب است یا نه. Example: a job interview.

meeting (A1 · noun)

موقعیتی که افراد گرد هم می‌آیند تا درباره چیزی بحث یا تصمیم‌گیری کنند. Example: A hundred people attended the public meeting.

skill (A1 · noun)

توانایی انجام‌دادن خوبِ کاری. Example: The job requires skill and an eye for detail.

apply (A2 · verb)

ارائه یک درخواست رسمی، معمولاً به‌صورت کتبی، برای چیزی مانند یک شغل، یک وام یا یک جایگاه در دانشگاه. Example: You should apply in person or by letter.

colleague (A2 · noun)

فردی که با او کار می‌کنید، به‌ویژه در یک حرفه یا کسب‌وکار. Example: senior and male colleagues.

employee (A2 · noun)

فردی که برای کارکردن برای کسی پول دریافت می‌کند. Example: The firm has over 500 employees.

employer (A2 · noun)

فرد یا شرکتی که به افراد پول می‌دهد تا برایش کار کنند. Example: They're very good employers (they treat the people who work for them well).

experience (A2 · noun)

دانش و مهارتی که از طریق انجام‌دادن کاری در یک بازه زمانی به دست آورده‌اید. Example: My lack of practical experience was a disadvantage.

manager (A2 · noun)

فردی که مسئول اداره یک کسب‌وکار، یک فروشگاه یا سازمانی مشابه یا بخشی از آن است. Example: a bank manager; a hotel manager.

salary (A2 · noun)

پولی که کارمندان بابت انجام کارشان دریافت می‌کنند، به‌ویژه افراد حرفه‌ای یا کارمندان اداری، که معمولاً ماهانه پرداخت می‌شود. Example: an annual salary of $40,000.

schedule (A2 · noun)

برنامه‌ای که همه کارهایی را که باید انجام دهید و زمان انجام هر کدام را فهرست می‌کند. Example: I have a hectic schedule for the next few days.

به خانواده employee / employer / employment در اینجا توجه کنید. اشتباه‌گرفتن این‌ها («I am an employer at a bank» وقتی منظورتان employee است) یکی از رایج‌ترین لغزش‌ها در این سطح است — و نمره‌دهندگان CELPIP آن را فوری تشخیص می‌دهند.

4واژه‌های پایه کار (متوسط — B1)

این واژه‌های B1 به شما امکان می‌دهند درباره به‌دست‌آوردن شغل، ساختار کار و ترک شغل صحبت کنید. این‌ها واژه‌هایی هستند که شما را از توصیف یک محیط کار به بحث درباره اینکه اشتغال واقعاً چطور کار می‌کند می‌رسانند — دقیقاً همان سبکی که تکالیف دیدگاهی CELPIP پاداش می‌دهند.

candidate (B1 · noun)

فردی که تلاش می‌کند انتخاب شود یا برای شغلی درخواست می‌دهد. Example: a strong candidate for the position.

hire (B1 · verb)

دادن شغل به کسی. Example: She was hired three years ago.

qualification (B1 · noun)

آزمونی که در آن قبول شده‌اید یا دوره تحصیلی‌ای که با موفقیت به پایان رسانده‌اید. Example: academic, educational, and professional qualifications.

retire (B1 · verb)

ترک شغل و توقف کارکردن، به‌ویژه به این دلیل که به سن معینی رسیده‌اید. Example: He is retiring next year after 30 years with the company.

shift (B1 · noun)

بازه‌ای از زمان که گروهی از کارگران کار می‌کنند و درست زمانی شروع به کار می‌کنند که گروهی دیگر کارش را تمام می‌کند. Example: to work a night shift.

staff (B1 · noun)

همه کارکنانِ شاغل در یک سازمان، که به‌عنوان یک گروه در نظر گرفته می‌شوند. Example: medical, nursing, and teaching staff.

نکته‌ای درباره staff: معمولاً به‌عنوان یک گروه با آن رفتار می‌شود، پس می‌گویید «the staff are friendly» (یا «a member of staff»)، نه «a staff». درست‌به‌کاربردن این مورد به نمره‌دهنده CELPIP نشان می‌دهد که زبان را در اختیار دارید.

5واژه‌های پیشرفته کار (B2–C1)

این واژه‌های سطح بالاتر دقت و ظرافت اضافه می‌کنند. اگر به‌طور طبیعی به کار روند — نه با زور — پاسخ‌هایتان را به بندهای بالاتر می‌برند، چون نشان می‌دهند می‌توانید درباره کار همان‌طور بحث کنید که یک گویشور روان بحث می‌کند: deadlineها، promotionها، wageها و خودِ محیط کار.

deadline (B2 · noun)

نقطه‌ای در زمان که چیزی باید تا آن موعد انجام شود. Example: I prefer to work to a deadline.

promotion (B2 · noun)

ارتقا به شغل یا رتبه‌ای مهم‌تر در یک شرکت یا سازمان. Example: The new job is a promotion for him.

wage (B2 · noun)

مبلغ منظمی از پول که معمولاً هفتگی بابت کار یا خدمات به دست می‌آورید. Example: wages of £300 a week.

workplace (B2 · noun)

دفتر، کارخانه یا مکان دیگری که افراد در آن کار می‌کنند. Example: the introduction of new technology into the workplace.

contract (B2 · verb)

کوچک‌تر یا کمتر شدن، یا کوچک‌تر یا کمتر کردن چیزی. Example: Glass contracts as it cools. (توجه: این معنای فعلی است — معنای اسمی مرتبط با کار، یعنی «a contract»، به معنای یک توافق رسمی استخدام است.)

این واژه‌ها را به این دلیل به کار ببرید که جا دارند، نه برای فخرفروشی. یک «meet a tight deadline» یا «earn a promotion» که خوب در جای خود نشسته، بیش از یک پاراگراف پُر از واژه‌های پیشرفته‌ای که چندان به آن تعلق ندارند، برای نمره‌تان مفید است.

6هم‌آیندها و عبارت‌های کار که نمره شما را بالا می‌برند

هم‌آیندها همراهی‌های ثابت واژه‌ها هستند — ترکیب‌هایی که گویشوران بومی واقعاً به کار می‌برند. گفتنِ واژه همراهِ درست یکی از روشن‌ترین نشانه‌های یک کاربر پیشرفته است و نمره‌دهندگان CELPIP مستقیماً به آن پاداش می‌دهند. در اینجا هم‌آیندهای طبیعی کار را که از واژه‌های بالا ساخته شده‌اند می‌بینید.

apply for a job

عبارت استاندارد برای درخواست رسمی یک موقعیت شغلی. به حرف اضافه توجه کنید: apply FOR a job (نه «apply to a job»).

meet a deadline

تمام‌کردن کار تا زمان مقرر. متضاد آن «miss a deadline» است. همچنین می‌توانید «work to a tight deadline» داشته باشید.

work overtime

کارکردن بیش از ساعات معمول، که اغلب با نرخ بالاتری پرداخت می‌شود. Example: I had to work overtime to finish the report.

hire a candidate

دادن شغل به یکی از متقاضیان. مدیران کارکنان را «hire» می‌کنند؛ فردی که استخدام می‌شود «successful candidate» است.

get a promotion / earn a promotion

ارتقا به نقشی ارشدتر. «Earn» اندکی قوی‌تر به‌نظر می‌رسد — اشاره به این دارد که آن را با کار خوب سزاوار شده‌اید.

a demanding manager

رئیسی که انتظار زیادی دارد. «Demanding» به‌طور طبیعی با manager و job و schedule هم‌نشین می‌شود — یک صفت دقیق و سطح‌بالا.

gain experience

ساختن تدریجی دانش عملی در طول زمان. ما تجربه را «gain» یا «get» می‌کنیم — هرگز آن را «win» نمی‌کنیم. اغلب: gain relevant work experience.

work a shift / a flexible schedule

انجام‌دادن یک بازه معین از ساعات؛ یک «flexible schedule» به شما اجازه می‌دهد زمان کارتان را خودتان انتخاب کنید. هر دو در سؤالات تعادل کار و زندگی بسیار کاربردی‌اند.

سه یا چهار مورد از این‌ها را انتخاب کنید تا واقعاً خودکار شوند. وقتی ساعت آزمون در حال شمارش است، یک هم‌آیند آماده مانند «meet a tight deadline» ذهن شما را آزاد می‌کند تا به‌جای دستور زبان، به استدلالتان فکر کنید.

7استفاده از واژگان کار در Speaking در CELPIP

Task 7 از Speaking در CELPIP از شما می‌خواهد دیدگاهی را بیان و از آن دفاع کنید. سؤال را تصور کنید: «آیا شرکت‌ها باید به کارمندان اجازه دور‌کاری بدهند؟» در اینجا یک پاسخ نمونه کوتاه می‌بینید که این واژه‌ها را به‌طور طبیعی در خود می‌بافد — توجه کنید که هیچ چیز با زور جا داده نشده است.

"In my opinion, companies should allow employees to work from home, at least part of the time. As someone with several years of experience in an office, I've found that a flexible schedule actually helps me meet deadlines, because I lose less time commuting. A good manager focuses on results, not on watching staff at their desks. Of course, some roles need people on site, and new employees often learn faster from colleagues in person. So my view is that the best policy is a balance — let people work from home a few days a week, while keeping the team connected."

واژه‌های کار را که در آن پاسخ کار واقعی انجام می‌دهند بشمارید: experience، flexible schedule، meet deadlines، manager، staff، employees، colleagues. هیچ‌کدام تزئینی نیستند — هر یک بخشی از استدلال را بر دوش می‌کشد. هدف همین است: واژگانی که نکته شما را می‌سازند، نه واژگانی که بعداً به آن سنجاق می‌کنید.

پیش از صحبت، یک مثال شخصی برنامه‌ریزی کنید. «As someone with experience in...» بلافاصله پاسخ شما را عینی می‌کند و به واژگان کار شما خانه‌ای طبیعی می‌بخشد.

8استفاده از واژگان کار در Writing در CELPIP

Task 1 از Writing در CELPIP معمولاً یک ایمیل است؛ Task 2 پاسخ به یک نظرسنجی است. هر دو به‌شدت به موضوعات کار تکیه دارند. در اینجا یک گزیده کوتاه و روشن از یک ایمیل Task 1 به یک مدیر می‌بینید — رسمی، مؤدبانه و پُر از واژگان طبیعی کار.

"Dear Ms. Lee, I am writing to request a small change to my work schedule. Since I joined the team, I have always tried to meet every deadline and support my colleagues during busy shifts. Recently, however, I have been struggling to balance work with a family commitment in the mornings. I would like to ask whether I could start an hour later and make up the time in the evening. I am confident this would not affect my work, and I am happy to discuss it at our next meeting. Thank you for considering my request."

سبک بیان در اینجا دقیقاً همان چیزی است که CELPIP برای یک ایمیل به مدیر می‌خواهد: مؤدبانه، مشخص و کنترل‌شده. واژه‌هایی مانند schedule، deadline، colleagues، shifts و meeting پیام را به‌روشنی منتقل می‌کنند، و لحن در سراسر متن حرفه‌ای باقی می‌ماند — بدون عامیانه‌گویی، بدون عبارت‌بندی بیش‌ازحد خودمانی.

برای پاسخ‌های نظرسنجی Task 2 (برای مثال، درباره هفته کاری چهارروزه)، همین واژگان به کار می‌آیند، اما به زبان دیدگاه‌گویی هم تکیه کنید: «In my view, a shorter week would improve work-life balance without lowering productivity, as long as staff still meet their deadlines.»

9اشتباهات رایج با واژگان کار

این‌ها لغزش‌هایی هستند که بی‌سروصدا نمره از شما می‌گیرند. هیچ‌کدام درباره واژه‌های دشوار نیستند — درباره دقت در واژه‌های روزمره‌اند، که دقیقاً همان چیزی است که CELPIP اندازه می‌گیرد.

صورت نادرست واژه. employ، employee، employer و employment همه از یک ریشه می‌آیند اما معانی متفاوتی دارند. «I have a good employment» باید «I have a good job» باشد؛ «I am an employer» یعنی شما افراد را استخدام می‌کنید، نه اینکه برای کسی کار می‌کنید.
لحنِ بیش‌ازحد خودمانی. در یک ایمیل به مدیر، «Hey, can I get some time off?» بیش‌ازحد غیررسمی است. از «I would like to request a day of leave» استفاده کنید. CELPIP به تطبیق لحن با موقعیت پاداش می‌دهد.
هم‌آیندهای نادرست. «Make a job»، «win experience» یا «apply to a job» برای گوش یک گویشور بومی نادرست به‌نظر می‌رسند. همراه‌های درست عبارت‌اند از «do a job»، «gain experience» و «apply for a job».
اشتباه‌گرفتن salary و wage. salary معمولاً مبلغ سالانه ثابتی است که ماهانه پرداخت می‌شود (نمونه مشاغل حرفه‌ای یا اداری)؛ wage معمولاً ساعتی یا هفتگی پرداخت می‌شود. گفتنِ «my monthly wage of $50,000» نادرست به‌نظر می‌رسد — آنجا از salary استفاده کنید.
اشتباه‌گرفتن job و work. job قابل‌شمارش است (a job، two jobs)؛ work معمولاً غیرقابل‌شمارش است (a lot of work، هرگز «a work»). «I found a new work» باید «I found a new job» باشد.

10چطور این واژگان را به خاطر بسپاریم

یک‌بار دانستن یک واژه با آماده‌داشتن آن زیر فشار آزمون یکی نیست. این یک روال ساده و تکرارپذیر است که واژگان کار را به حافظه بلندمدت منتقل می‌کند.

هر واژه را در بافت یاد بگیرید. جمله مثال کامل را ذخیره کنید، نه واژه خشک را — «meet a deadline»، نه فقط «deadline».
واژه‌ها را بر اساس موضوع گروه‌بندی کنید. همه واژه‌های کار و اشتغال خود را کنار هم نگه دارید تا یکدیگر را تقویت کنند و وقتی سؤالی درباره کار ظاهر شد، به‌عنوان یک مجموعه به ذهن بیایند.
از تکرار با فاصله استفاده کنید. هر واژه را درست پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره مرور کنید، تا از «آن را می‌شناسم» به «می‌توانم به کارش ببرم» منتقل شود.
جمله‌های خودتان را بنویسید. هر واژه را در جمله‌ای درباره زندگی خودتان قرار دهید. مثال‌های شخصی بسیار بهتر از مثال‌های قرض‌گرفته در ذهن می‌مانند.
پیش از آزمون مرور کنید. در روزهای پایانی، مجموعه واژگان کار خود را با صدای بلند مرور کنید و روی هم‌آیندها و جمله‌های مثالی که واقعاً دوباره به کار می‌برید تمرکز کنید.

بیست دقیقه تمرکز در روز طی دو هفته پیش از آزمون، بیش از یک جلسه طولانی شب امتحان نتیجه می‌دهد. مرور بافت‌مند و با فاصله همان چیزی است که واژگان را زمانی که ساعت در حال شمارش است در دسترس می‌سازد.

11FlexiLingo چطور به ساختن واژگان CELPIP کمک می‌کند

FlexiLingo دقیقاً حول همان روشی ساخته شده که این راهنما توصیف می‌کند — واژه‌ها در بافت، هم‌آیندها و تکرار با فاصله — با استفاده از محتوای واقعی کانادایی، تا واژگانی که یاد می‌گیرید همان واژگانی باشد که آزمون به کار می‌برد.

محتوای واقعی کانادایی درباره موضوعات کار

مقاله‌ها، اخبار و پادکست‌های اصیل کانادایی درباره مشاغل، محیط کار و اقتصاد را بخوانید و گوش دهید — همان سبکی که CELPIP از آن بهره می‌گیرد.

ضربه‌ای برای تعریف

با واژه‌ای مانند «promotion» یا «qualification» در محتوای واقعی روبه‌رو شوید و روی آن ضربه بزنید تا بدون ترک‌کردن چیزی که می‌خوانید، تعریفی فوری و روشن بگیرید.

ذخیره واژه‌ها در بافت

هر واژه را همراه جمله کاملش با یک ضربه ذخیره کنید، تا یاد بگیرید که واقعاً چطور رفتار می‌کند — هم‌آیند، نه فقط مدخل لغت‌نامه.

مرور با تکرار فاصله‌دار

واژه‌های کاری که ذخیره می‌کنید در لحظه بهینه برای مرور بازمی‌گردند، تا روز آزمون آماده و خودکار باشند.

دشواری درجه‌بندی‌شده بر اساس CEFR

محتوا بر اساس سطح CEFR درجه‌بندی شده است، بنابراین می‌توانید واژگان کار خود را به ترتیب درست بسازید — اول پایه‌های A1/A2، سپس B1 و B2 — بدون آنکه از پا درآیید.

سؤالات متداول

برای CELPIP چند واژه باید بدانم؟

عدد ثابتی وجود ندارد، و دنبال‌کردن یک عدد هدف اشتباهی است. CELPIP به استفاده دقیق و طبیعی از دامنه‌ای متعادل از واژه‌ها بسیار بیشتر پاداش می‌دهد تا به یک واژگان منفعل عظیم که نمی‌توانید به کار ببرید. یک مجموعه متمرکز مانند ۲۳ واژه کار در این راهنما — که واقعاً مسلط شده‌اید، همراه با هم‌آیندهایشان — بیش از هزار واژه‌ای که فقط نیمه‌می‌شناسید برای نمره‌تان مفید است. عمق بر گستره می‌چربد: اول واژگان پُربسامد و روزمره را در اختیار بگیرید.

آیا باید سطح CEFR هر واژه را بدانم؟

نه — هرگز درباره سطح یک واژه از شما آزمون گرفته نمی‌شود. برچسب‌های CEFR یک ابزار یادگیری‌اند، نه محتوای آزمون. آن‌ها به اولویت‌بندی کمک می‌کنند: اول به واژه‌های A1/A2 مسلط شوید چون این‌ها واژه‌هایی هستند که بیش از همه سراغشان می‌روید، سپس واژگان B1 و B2 را روی آن سوار کنید تا دامنه و دقت اضافه کنید. سطوح را به‌عنوان یک ترتیب منطقی مطالعه در نظر بگیرید، نه چیزی که باید حفظ شود.

تفاوت salary و wage چیست؟

هر دو به معنای پولی هستند که بابت کار به دست می‌آورید، اما به‌گونه‌ای متفاوت به کار می‌روند. salary معمولاً مبلغ سالانه ثابتی است که در اقساط ماهانه برابر پرداخت می‌شود — نمونه مشاغل حرفه‌ای و اداری («an annual salary of $40,000»). wage معمولاً ساعتی یا هفتگی محاسبه می‌شود، رایج در کارهای ساعتی یا یدی («wages of $300 a week»). یک قاعده سریع: اگر سالانه بیان شده، salary بگویید؛ اگر ساعتی یا هفتگی بیان شده، wage بگویید.

هم‌آیندها چطور نمره مرا بالا می‌برند؟

نمره‌دهندگان CELPIP واژگان را بر اساس دقت و کاربرد طبیعی ارزیابی می‌کنند، نه فقط دشواری. هم‌آیندها — همراهی‌های واژه‌ها که گویشوران بومی واقعاً به کار می‌برند، مانند «meet a deadline»، «apply for a job» یا «earn a promotion» — یکی از روشن‌ترین نشانه‌های آن است که زبان را در اختیار دارید. انتخاب واژه همراهِ درست («gain experience»، نه «win experience») به نمره‌دهنده می‌گوید که طبیعی به‌نظر می‌رسید، و همین نمره شما را بالا می‌برد. آن‌ها در زمان هم صرفه‌جویی می‌کنند: یک عبارت آماده توجه شما را برای ایده‌هایتان آزاد می‌کند.

چطور واژگان جدید را به خاطر بسپارم؟

هر واژه را در بافت یک جمله کامل یاد بگیرید، واژه‌هایتان را بر اساس موضوع گروه‌بندی کنید، و آن‌ها را با تکرار فاصله‌دار مرور کنید — جلسه‌های کوتاه و منظم که در طول روزها پخش شده‌اند، نه یک حفظِ فشرده طولانی. نوشتنِ جمله‌های مثال خودتان درباره زندگی واقعی‌تان باعث می‌شود واژه‌ها بسیار بهتر از رونویسی تعریف‌ها در ذهن بمانند. در روزهای پایانی پیش از آزمون، مجموعه ذخیره‌شده خود را با صدای بلند مرور کنید و روی هم‌آیندها و مثال‌هایی که واقعاً قصد دارید دوباره به کار ببرید تمرکز کنید.

۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶
FL
تیم FlexiLingo
ما به داوطلبان کمک می‌کنیم با راهنماهای عملی و آزمون‌محور برای CELPIP، IELTS و TOEFL آماده شوند — و با تمرین واقعی روی محتوای اصیل کانادایی.

واژگان CELPIP خود را به روش هوشمندانه بسازید

از FlexiLingo استفاده کنید تا با واژگان کار و اشتغال در محتوای واقعی کانادایی روبه‌رو شوید، واژه‌ها را در بافت ذخیره کنید، و آن‌ها را با تکرار فاصله‌دار مرور کنید تا روز آزمون خودکار شوند.